جانم می‌رود دیدم که به چشم خویشتن من خود بازگشت به صفحه اصلی چریکه‌ی آراز
درباره من آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند می‌شود. موج می‌زند. غرش می‌کند. پس می‌زند و به جلو می‌رود. آرام می‌گیرد و نرم می‌گردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمه‌ی شادی هست در ترانه‌های ماندگار عاشیق‌های آذربایجان ... ادامه
سر خط؛ آرشیو ماهانه؛ آبان 1389
- برای بانو

بلا روزگاریه عاشقیّت بانو . مثل فاصله ی بین دو تا خواب عمیق . مثل نئشگی بعد از خواب عصر جمعه کنار رودخونه ی طالقون . مثل مزه مزه کردن ته پیک یه ویسکی تلخ با یخ . مثل مزه ی گس و گرم یه بعد از ظهر مرداد توی کوچه پس کوچه ی محله ی بچگی . مثل جمع کردن تیله های سبز و سفید و نارنجی توی شیشه ی خالی ترشی . مثل همه ی پچ پچ های درگوشی و نگاه های دزدکی . مثل همه ی اون پابه پا کردن های سر محل . مثل سرکشیدن یه نفس شیشه ی کانادای نارنجی مثل به دندون کشیدن شیربلال داغ داغ افتاده توی آب نمک توی شب تابستون. مثل همه ی چیزایی که رفت و گم شد و تار شد و موند توی صندوق چوبی بالاخونه ی پدربزرگ که آخرش هم معلوم نشد که کی رفت و کجا رفت و چرا رفت. آره. بلا روزگاریه عاشقیّت بانو.

پنجشنبه، ۱۳ آبانماه ۱۳۸۹ . لینک ثابت