
آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند میشود. موج میزند. غرش میکند. پس میزند و به جلو میرود. آرام میگیرد و نرم میگردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمهی شادی هست در ترانههای ماندگار عاشیقهای آذربایجان ... ادامه
حکایت عشق ، حکایت غریبی ست .. دل پر از تمنا ست و نیاز .. دست اما، بسته . دل غرق است و دست واهمه اش همه از خیس شدن . این وسط حکایت چشم غریب تر از همه ست .. چشم ، همه هم درد و وام دار دل درمانده ی خود و نگران و گله دار از کندی دست و پای شل خود ،
ای ساربان آهسته رو کآرام جانم میرود. محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان. کز عشق آن سرو روان گویی روانم میرود. با آن همه بیداد او وین عهد بیبنیاد او. در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می رود . در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن . من خود به چشم خویشتم دیدم که جانم می رود . سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بیوفا. طاقت نمیارم وفا کار از فغانم می رود.