جانم می‌رود دیدم که به چشم خویشتن من خود بازگشت به صفحه اصلی چریکه‌ی آراز


زندگی حکمت اوست،
زندگی دفتری از حادثه هاست،
چند برگی را تو ورق خواهی زد،
مابقی را قسمت،

درباره من آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند می‌شود. موج می‌زند. غرش می‌کند. پس می‌زند و به جلو می‌رود. آرام می‌گیرد و نرم می‌گردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمه‌ی شادی هست در ترانه‌های ماندگار عاشیق‌های آذربایجان ... ادامه
لینک‌دونی لینک‌دونی
جدیدترین نوشته‌ها:
- سه ماهگی
- دختر
- هرچه از من دورتر، بهتر
- دوست خوب
- ۱ ماهگی آیسا
- متولد ۹ مهر ماه ۹۰
- دختر پاییز من
- تابستان خود را چگونه گذراندید ؟
- سفرت به سلامت
- جان من ! نقاب رو بردار
آرشیو موضوعی:
- فوتبال (19 یادداشت)
- فیلم (53 یادداشت)
- موسیقی (2 یادداشت)
- مسافرت (6 یادداشت)
- نامه های من به پسرم (3 یادداشت)
- تئاتر (6 یادداشت)
- خاطرات (10 یادداشت)
- روز نوشت (159 یادداشت)
- شخصی (5 یادداشت)

سلام پسرکم !
هفته ی پیش عمه ی مامان من ، بعد از یک هفته در بیمارستان بودن، فوت کرد . یعنی به پیش خدا رفت ! شاید در نزدیکی آن جاهایی که تو الان هستی . شاید هم اصلن او جای دیگری باشد . بالاخره صف شما با هم فرق می کند .
بعدش ، بعد از یک مسافرت کاری خارجی، آخر هفته و تعطیلات را هم رفتیم به امیردشت پیش عمو اسی و رفقا. آخرین شمال دسته جمعی مان بود. 3 هفته ی دیگر باقیست و عمو مصطفی می رود به اندونزی ، عمو احسان به استرالیا و عمو سعید به نروژ ! انگاری آن نارنجکی که با رفتن عمو علی بینمان افتاده ، الان دارد آرام آرام می ترکد و بقیه اش هم تا عید و رفتن بقیه! راستی این روزها جای عمو مهدی ات هم به ماموریت 2 ماهه روی کشتی رفته حسابی خالی است ! همه بیش تر از عمو مهدی نگران دزدان سومالی و تنگه ی عدن هستند که گیر عمو مهدی نیفتند !
این سفر آخرمان بود! ولی خب هیچ کس هیچ اسمی از "آخرین" نیاورد زیاد . عموها و خاله هایت سعی می کردند این چند روز را حسابی خوش گذرانی کنند . راستی پینت بال نمک آبرود هم رفتیم . مامان و خاله هایت در لباس سربازی قیافه شان خیلی با مزه شده بود ! برای همین هی حواس "حاج بهمن " پرت می شد و نمی توانست درست تیر اندازی کند . شانس آوردیم در جنگ واقعی ورود خانم ها به جبهه ممنوع بود وگرنه همه باید عراق را ول می کردند و حاج بهمن را می چسبیدند ! عمو جفری هم همه اش حواسش به بیرون زمین و تدارکات و واجد لجستیک و تنظیم باد چرخ های دشمن فرضی بود ! خلاصه 250 هزار تومان از حق زندگی و تحصیل آینده ی شما را خرج پینت بال و زدن تیر، در دار و درخت و کمر مهندس عزیز کردیم . مبلغ باقیمانده را نیز خرج مداوای کمر عزیز کردیم ! مافیا بازی هم کلی کیف داد . بابایت بعد از مدت ها به آرزوی رسید و کارآگاه شد و کارآگاه قابلی هم شد . عمو جاوید را پرسیده بودم و به روی خودم نیاورده بودم و کلی با هم حال می کردیم وقتی دست بعدی گفتم که مافیاست و یارانش کیستند ، باید قیافه اش را می دیدی ! خلاصه که خیلی خوش گذشت . کلی هم زدیم و رقصیدیم و هیراد و پویا جای تو می رقصیدند و فکر کنم جایت را خالی کرده باشند .

راستی ! امروز صبح جلسه ای داشتیم و در کنار جلسه داشتم با مدیر عامل کارفرما که سیتیزن آمریکا ست حرف می زدم ، کارش اینجاست و همیشه در رفت و آمد بین ایران و آمریکاست و زندگی مرتبی هم در هر دو جا دارد . به نوعی کار در اینجا و زندگی درآنجا ! صحبت همین حرف ها شد . در اکثر شهر های بزرگ زندگی کرده و شناخت خوبی از همه جا دارد و نظرش این بود که آمریکا و کانادا جای دیگریست و پیشنهاد کرد که بیزنس مان را در کانادا هم امتحان کنم . به او گفتم که همیشه دوست داشتم مسافرت را و زندگی دو زیستی را و اگر راحت جور بشود بدم نمی آید یک تستی بکنم که هم آنجا باشم و هم اینجا . آدرس وکیل خوب داد . با مادرت هم صحبت کردم . گذاشتیم برای برنامه ی چند سال آینده مان ! انگاری کم کم پایمان از خاک اینجا می کند .

سه شنبه، ۷ آبانماه ۱۳۸۷ . لینک ثابت

نظرات: (5 نظر)

az hamin alaan az in tasmime akhar boghz aalod shodim!! :((
vaaaaaaaaaaaaaay ke cheghad deleman mitangad baraye shoma!

نوشته شده توسط انوشه در چهارشنبه، ۸ آبانماه ۱۳۸۷، ۰:۵۰ صبح

بابا نگفتم با این مدیرعامل ها نگرد مهندس! از راه بدرت می کنن ها!!! از ما گفتن بود.
نخیر معلومه که از وقتی که مأموریت های خارجی می ری و ... تو هم یواش یواش داری غزل خداحافظی رو می خونی!!!

سلام عزیزم!
نمی دونی از دیدن کامنتت چقد خوشال شدم!
دمت گرم!
اگه در مورد کار بخوام واست بگم اینجوریه که طیف کارمون گستردس و موضوعات مختلف سیاسی و اجتماعی و هنری و طنز رو شامل می شه. مث بقیه نشریات دانشجویی. دست واسه انتخاب موضوع بازه و می تونی کاملا" به سلیقه و انگیزه ی خودت عمل کنی. ولی من با این دل دل کردن موندن رفتنت دارم خیلی حال می کنم. اینو به عنوان بسته ی پیشنهادی از من قبول کن!
راستی اگه بتونی تا 15 این ماه متنتو بدسم برسونی خیلی کارامون جلو می افته.
بازم اگه سئوالی داشتی من در خدمتت هستم!

من ازعروسی تون تا حالا خواننده تون شدم ! مبارک باشه .. ایشالله قدمشون براتون برکت داشته باشه .. البته هنوز که تشریف فرما نشدن ! پرسپولیسی هستند دیگه ؟!!

به انوشه :
والله فعلن تو مرحله ی سبک و سنگین ایم . ولی خب مثل سابق نیست که برامون غیر ممکن بود !
به جفری :
ولله خودت که می دونی جریان چیه رفیق ! ولی بدون تو هرگز !
به آدمیزاد :
اگه بتونی یکی از شماره قبل رو دستم برسونی ، تا اوضاع دستم بیاد ممنون میشم . هر چی باشه از دوران دانشجویی من 8 سال گذشته (:
به محید :
والله ! با ایتکه بجه حق انتخاب داره ولی چون تره به تخمش میره ، حسنی به باباش ، یحتمل قرمزه !

ثبت نظر شما

 
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز در متن نظر استفاده کنید)