
آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند میشود. موج میزند. غرش میکند. پس میزند و به جلو میرود. آرام میگیرد و نرم میگردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمهی شادی هست در ترانههای ماندگار عاشیقهای آذربایجان ... ادامه 
تئاتر هتل پلازا به کارگردانی کوروش نریمانی و نوشته ی نیل سایمون است که این روزها در سالن سایه تئاتر شهر روی صحنه است . داستان یک شب است که "عروس" ی به نام میمسی ، خودش را داخل حمام - توالت - هتل حبس می کند و مادر و سپس پدرش سعی می کنند که او را راضی کنند تا بیرون بیاید و به میهمانان و داماد که در طبقه ی پایین هستند ، ملحق شوند . نمایش یک صحنه ی ثابت دارد که تمامی ماجرا در آن اتفاق می افتد و کل بازی بر عهده ی پدر و مادر است که نقش مادر را فریده سپاه منصور و نقش پدر را سیامک صفری به خوبی اجرا کرده است . بار طنز را ماجرا را هم بیشتر صفری به خوبی به دوش می کشد که بار طنز نمایشنامه بیشتر بر پایه کلام و اجرا گذاشته شده است و کمدی موقعیت چندانی در نمایشنامه خلق نشده است . مدت اجرا حدود 1 ساعت است که به گمانم در کل تماشاگر را راضی به خانه می فرستد . نمایشنامه سعی میکند مقصود و مفهومش را در ساده ترین شکل به مخاطب انتقال دهد و به نظر می رسد در این وظیفه موفق بوده است ، هر چند که کل اثر آنچنان درخشان نباشد .
رفتیم تئاتر کمدی مرگ نوشته ی وودی آلن . این نمایشنامه که قرار است در خرداد و تیر در فرهنگسرای نیاوران روی صحنه باشد کاری است از یک گروه جوان 50 نفری .
نیمه شب در خانه ای را می زنند و کلایمن را از تخت خوابش بیرون می کشند . ظاهرن قاتلی در شهر است که می گردد و می کشد و می آید و می کشد و می آید . بقیه داستان شرح مواجه ی این آدم ها با این قضیه ی "مرگ" است .
متن ، کار وودی آلن است و اجرا از مجید میرزا خانی . کارگردان سعی کرده است تا نو آوری در سبک اجرا داشته باشد و برای این کار از گروه بدلکاران گروهی به نام 13 استفاده کرده است . بازی بازیگر نقش اول خوب و بازی چند تایی هم روی اعصاب است .
در کل اجرایی است که باید ببینید . به شخصه "وودی آلن" باز نیستم - وودی آلن دوست ، یک چیز است و وودی آلن باز ! چیز دیگر - و خیلی دید فنی و باسواد به قضیه ندارم ، ولی نمی توانم کتمان کنم که کار ضعیفی دیدم و از کار خوشم نیامد . به غیر از چند تکه ی پراکنده به نظرم کار نیست. بیرون از سالن هم که داشتییم با هم صحبت می کردیم یکی از بازیگران که حرف های ما را می شنید از پشت سر در آمد و خیلی سعی داشت که ما را قانع کند که در این فضای امروزی که ما داریم و پریم از سانسور و سال هاست که وودی آلن ندیده ایم ، همین را هم غنیمت بدانیم . به او گفتم که من به عنوان بیننده ، فارغ از مشکلات و محدودیت ها، دلم می خواهد که کار تکه پاره نبینم . اگر قرار است اسم وودی آلن روی اثر باشد ، کاری در خور ببینم . او نظرش این بود که همین هم غنیمت است . رضا ی عزیز هم که دید طرف ممکن است ناراحت بشود از او به خاطر همین اجرا هم تشکر کرد و دست دادیم و آمدیم ولی به نظرم کاری که هنرپیشه اش بیاید بیرون سالن و بین مردم شرح دهد که هدف فلان صحنه و بیسار حرف چه بوده است نباید کار خوبی باشد . ضمن اینکه معتقدم تکنیک و نو آوری ، صرفن صرف هزینه های زیاد و عملیات بندبازی و آکروباتیک نیست - این نو آوری خوب است به شرطی که مکمل باشد و نه تنها هدف - ، که هدف اصلی باید متن باشد .