جانم می‌رود دیدم که به چشم خویشتن من خود بازگشت به صفحه اصلی چریکه‌ی آراز


زندگی حکمت اوست،
زندگی دفتری از حادثه هاست،
چند برگی را تو ورق خواهی زد،
مابقی را قسمت،

درباره من آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند می‌شود. موج می‌زند. غرش می‌کند. پس می‌زند و به جلو می‌رود. آرام می‌گیرد و نرم می‌گردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمه‌ی شادی هست در ترانه‌های ماندگار عاشیق‌های آذربایجان ... ادامه
لینک‌دونی لینک‌دونی
جدیدترین نوشته‌ها:
- سه ماهگی
- دختر
- هرچه از من دورتر، بهتر
- دوست خوب
- ۱ ماهگی آیسا
- متولد ۹ مهر ماه ۹۰
- دختر پاییز من
- تابستان خود را چگونه گذراندید ؟
- سفرت به سلامت
- جان من ! نقاب رو بردار
آرشیو موضوعی:
- فوتبال (19 یادداشت)
- فیلم (53 یادداشت)
- موسیقی (2 یادداشت)
- مسافرت (6 یادداشت)
- نامه های من به پسرم (3 یادداشت)
- تئاتر (6 یادداشت)
- خاطرات (10 یادداشت)
- روز نوشت (159 یادداشت)
- شخصی (5 یادداشت)

بنیاد حفظ آثار و ارزش های وطن چی(ره)، از تمامی دوستان اشک ریزانی که در فرودگاه مدتی را در آغوش اسی خان گذرانده و مورد عنایت ویژه قرار گرفته اند و وصیت شده اند، خواهشمندست تا وصایای مربوط به خود را به اینجا ارسال نمایند تا در یک جا جمع آوری شود و با عنوان صحیفه ی سفر در اختیار دوستان قرار گیرد، تا چنانچه خدای ناکرده برای کسی خسران مالی یا جانی پیش آمد، بقیه ی خواهران و برادران در انجام وصایای مذکور کوشا و توانا باشند.
و من الله توفیق.


آق میطی :
حاجي هميشه مختصر حرف ميزدن ولي لپ مطلبو ادا ميکردن که مي باس شيش دنگ حواسمونو جمع ميکرديم و پند و نصيحتهاي حاجي رو رو هوا ميزديم و آويزه گوشمون ميکرديم واسه زندگيمون. واسه اينکه خدا حاجي رو وسيله اي کرده بود که ما آدم بشيم. ما يه نظري به سرتا پاي گناهکار خودمون بندازيم از غفلت و بيخبري در بيايم ... حاجي هرجا هستي يادت باهامونه. خدا پشت و پنات. حاجي تو پٍرت هر موقع رفتي مچد مارو هم سر نمازات ياد کن. حاجي واسم مث آقام بود ...جاج اسي موکدا چند بار منو سفارش کرد به تقوا. به خودسازي. اينکه برم امام زاده صالح. ميرم حاجي. به روح آقا ميرم. واست شمع روشن ميکنم ...


آبجی الهام :
enghad vasayaye vatachi ziad bod ke fek konam ye ketabe chand jeldi azsh darbiad.ghablan
mano barha vasiat karde bod be inke havasm be jam bashe ke bi amirdasht nashan.albate man behesh yadavari kardam ke man onja faghat ye kargare sadam va bayad in vasiato be arbabaye man bokone.jaye ali khali ke vazayefamo behem gooshzad kone.


عاطفه :
haji ta malezi fakesh milarzid v harazghahi ashk mirikht v negharan bod nakone dostash faramoshesh konan v...
be man farmod ghor kam bezan v hamejore havaye mostafa dashte bash
akharin jomlash in bod ke mesle ghadim tond tond be ma sar bezanid ba gherye hame ra farmodand

خاله روشنک :
حاج وطن به من3 وصيت كرد:
1-من كه رفتم درخونتونو مهر و موم ميكني ،هيچ كس حق ورود نداره تا دوباره من بيام (كه اميدوارم سفرش به خوشي طولاني باشه)
2-الي رو تحويل نمي گيريد مگر اينكه موهاشو شونه كنه (توي ناراحتي نمي خواستم بهش بگم باباتوهنوزنمي دوني اون شونه نداره !)
3-به وطن چي بزرگ سرنمي زنيدتا لواسون رو نساخته وتحويلتون نداده(يادم رفت بپرسم مشكل زمينش حل شد؟!)


آراز :
خدا شاهده وقتی دیدم حاجی داره با اون حالت به سمتم میاد، اشک تو چشام پر شد و بغض گلوگیرم شد. مگه شوخی بود؟ تموم اون هیکل داشت مثل یه گنجیشک می لرزید.گریه می کرد و می لرزید. می دونین گریه ی مرد رو دیدن خیلی سخته. یه مرد که به خاطر رفاقتش 14 سال رو وایساده و آخ نگفته و حالا داره با عشقش میره تا آزاد باشه و زندگی جدیدی رو شروع کنه. تا آزاد بشه از این وطن، از این تن، از الی وطن! که همه ی دنیا چاردیواری و زندونه! توی اون حالت سخت، حاجی ضمن اشاره به سابقه ی دوستی ما رو داداش خودش نامید . پاهام به لرزه در اومده بود! همه ی تنم عرق کرده بود! من چه جوری باید تحمل می کردم ؟ من کجا ؟ حاج حسام کجا ؟ I do feel it ! حاجی سفارش همه رو کرد میطی و بقیه رو ! قبل از همه سفارش پدر و مادر رو. نمی دونم حاجی به آیه ی اون هم اشاره کرد یا نه ولی حاجی گفت قبل از همه چی پدر و مادر ، داداش ! حاجی جای کلید امیر دشت رو هم گفت و وظیفه ی مراقبت از خواهرش رو برای اینکه جاوید مثل آقای تناردیه نشه و خواهر حاجی کوزت بشه رو به من محول کرد.گفتم حاجی چشم . روی تخم چشام! ولی از ما حرف شنوی نداره. به حجابش اهمیت نمی ده .که حاجی همونجا یه چیزایی راجع به غیرت پرستی!! گفت که گفتنی نیست . خلاصه حاجی برام مثل داداش بود. شوخی نیست ! 14 سال یه عمره ! یه زندگیه .

یکشنبه، ۳ آذرماه ۱۳۸۷ . لینک ثابت

نظرات: (44 نظر)

والله به ما وصيتي كه نكرد هيچ در بغلمان گريه هم نكرد! دليل اين امر به نظر شما كدام گزينه است؟

1- مي دانست نمي فهميم پس عمل نمي كنيم
2- مي دانست مي فهميم اما عمل نمي كنيم
3-مي دانست به وصيتنامه بنیاد حفظ آثار و ارزش های وطن چی(ره) رجوع و عمل مي كنيم
4-ما را آدم حساب نمي كرد

نوشته شده توسط رفيق بي وصيت! در یکشنبه، ۳ آذرماه ۱۳۸۷، ۶:۲۳ بعدازظهر

آقای آراز، ببخشیدا ، ببخشیدا
قبل از هر کاری ابتدا می بایست ضمن بیان خط و مشی و مرامنامه موسسین بنیاد را معرفی و سپس اقدام به عضو گیری و فعالیت نمایید!!!

این بنیاد به سرپرستی شما دوست گرامی اداره خواهد شد و ناخدا حسنخانی به عنوان علی البدل شما خواهد بود و بنده به عنوان خادم شما دوستان وظیفه ی کتابت را بر عهده خواهم داشت. نارفیق نیز صادقانه در خدمت شما خواهد بود !

من که می دونم این بنیاد واسه اینه که فرد مورد نظر رو به نفع خودتون مصادره کنید!

حاجي هميشه مختصر حرف ميزدن ولي لپ مطلبو ادا ميکردن که مي باس شيش دنگ حواسمونو جمع ميکرديم و پند و نصيحتهاي حاجي رو رو هوا ميزديم و آويزه گوشمون ميکرديم واسه زندگيمون. واسه اينکه خدا حاجي رو وسيله اي کرده بود که ما آدم بشيم. ما يه نظري به سرتا پاي گناهکار خودمون بندازيم از غفلت و بيخبري در بيايم ... حاجي هرجا هستي يادت باهامونه. خدا پشت و پنات. حاجي تو پٍرت هر موقع رفتي مچد مارو هم سر نمازات ياد کن. حاجي واسم مث آقام بود ...

نوشته شده توسط ميطي از نزديکاي حاجي در یکشنبه، ۳ آذرماه ۱۳۸۷، ۱۱:۵۸ بعدازظهر

جاج اسي موکدا چند بار منو سفارش کرد به تقوا. به خودسازي. اينکه برم امام زاده صالح. ميرم حاجي. به روح آقا ميرم. واست شمع روشن ميکنم ...

نوشته شده توسط ميطي از نزديکاي حاجي در دوشنبه، ۴ آذرماه ۱۳۸۷، ۰:۰۲ صبح

ناخدا حسنخاني هم عمته !

نوشته شده توسط ميطي از نزديکاي حاجي در دوشنبه، ۴ آذرماه ۱۳۸۷، ۰:۰۴ صبح

به رفيق بي خاصيت! نه نه ببخشيداشتباه شد! به رفيق بي وصيت :
اينکه حاجي توشه اي واست نذاشت و رفت برميگرده به اعمالت. چرا نظر حاجي ازت برگشته؟ بيشين تو تنهاييهات فکر کن. بيشين کلاهتو قاضي کن.
هرچي هم الان داري فحش ميدي خودتي !!!!!!

نوشته شده توسط ميطي از نزديکاي حاجي در دوشنبه، ۴ آذرماه ۱۳۸۷، ۰:۲۹ صبح

enghad vasayaye vatachi ziad bod ke fek konam ye ketabe chand jeldi azsh darbiad.ghablan mano barha vasiat karde bod be inke havasm be jam bashe ke bi amirdasht nashan.albate man behesh yadavari kardam ke man onja faghat ye kargare sadam va bayad in vasiato be arbabaye man bokone.jaye ali khali ke vazayefamo behem gooshzad kone.

نوشته شده توسط binaam در دوشنبه، ۴ آذرماه ۱۳۸۷، ۹:۲۳ صبح

به ميطي:
خيلي باحال بود،كلي خنديدم ،تازه فهميدم چراكسي تحويلت نمي گيره !مثل اينكه رشدمخت ناقص مونده !!! (:
به الي:
لازم به ذكره كه وطن عزيزطي آخرين وصايا دنگ اميردشت تو رو به حاج بهمن بخشيد!!!خواهشا ديگه خودتو به ما واميردشت نچسبون!(:

حاج وطن به من3 وصيت كرد:
1-من كه رفتم درخونتونو مهر و موم ميكني ،هيچ كس حق ورود نداره تا دوباره من بيام (كه اميدوارم سفرش به خوشي طولاني باشه)
2-الي رو تحويل نمي گيريد مگر اينكه موهاشو شونه كنه (توي ناراحتي نمي خواستم بهش بگم باباتوهنوزنمي دوني اون شونه نداره !)
3-به وطن چي بزرگ سرنمي زنيدتا لواسون رو نساخته وتحويلتون نداده(يادم رفت بپرسم مشكل زمينش حل شد؟!)

آراز جان اينجا يه محيط فرهنگيه. عزيز من حرمت نگه داريد. حال آدمو بهم نزنيد با اين رفتاراي به قول حاجي پلشک! ده دفعه بهت گفتم بزار احترام دوستيها حفظ بمونه باز تو آدرس اينجارو به اين ورپريده دادي؟ از صبح که چشماشو وا کرده اومده داره جيغ جيغ ميکنه اينجاهارو ريخته به هم! طفلکي سخنگو! چي ميکشه از دست اين؟! حالا گفتن نداره ولي اين زلزله به هر کي فقط نيگا کنه طرف عينهو بم ميلرزه و از هم ميپاچه! در خونتو ببند سه دور هم سيم خواردار بپيچ دورش! فکر کردي ما بدون حاجي پامونو اونجا ميزاريم؟ ايشاله نون بخوري اصلا !!!!!

نوشته شده توسط ميطي از نزديکاي حاجي در دوشنبه، ۴ آذرماه ۱۳۸۷، ۲:۴۶ بعدازظهر

به زلزله : يک رشد مخي نشونت بدم !!! حاج____ي وطن کجائي ببيني با ميطيت چه ميکنن ؟! هنوز مهر وروديه شما به ديار کانگوروها خشک نشده خانم 6دنگ اميردشتو زد به نام خودش تازه لواسونم ميخواد ... اي خدا!ا!ا!ا!!

نوشته شده توسط ميطي از نزديکاي حاجي در دوشنبه، ۴ آذرماه ۱۳۸۷، ۲:۵۲ بعدازظهر

به ميطي،
نوچه حاجي ،مواظب باش !!! الان حاجي رفته ومن موندم وتو واينقدر خون توجيگرهمه كردي كه كسي نيست به دادت برسه !حالا ديگه من شدم ورپريده زلزله؟!حالا ديگه پاخونه ما نمي زاري ؟!خيلي زود موضعتو روشن ميكني تا منم تكليفمو بدونم !!!‍‍‍

به ميطي،
نوچه حاجي ،الان حاجي رفته من موندم وتو واينقدرخون تو جيگرهمه كردي كه هيچ كس نيست به دادت برسه !حالا ديگه من شدم ورپريده زلزله ؟! حالا ديگه كي خونه ما مياد؟! زود موضتو روشن ميكني تا تكليف خودمو بدونم !!!حيف اون همه داستان كه از خانم پرنسس برات گفتم !!!!

البته روشي جان شما زن کدبانوئي هستي بلا تشبيه منو ياد کوکب خانم ميندازي و من واسه زرشک پلو هم که شده خونه شما ميام! ولي اين دليل نميشه هر متنو 2 بار ميفرستي که هر کدوم اون يکي رو نقض ميکنه. مگه خودت نمينويسي؟! آهان کمک ميگيري از کسي؟ آهان!!!

نوشته شده توسط ميطي از نزديکاي حاجي در دوشنبه، ۴ آذرماه ۱۳۸۷، ۳:۳۴ بعدازظهر

اگه اون چشماي ليزر شده ات رو باز كني ميبيني كه هيچ نقضي وجود نداره بجز جمله آخري كه اضافه شده !درضمن من جوابمو گرفتم وازاين به بعد....

BE ROSHI:HALA KE DONGE MANO BAKHSHIDE PAS HADEAGHAL BE ONVANE HAMON KARGARE VILA MANO BA KHODETOON BEBARIN.BADAM GHARARE TAVALODAM BARAM SHONE BEKHARIN DIGE .ALBATE MAN BI SHOONEAM GHASHANGAM:)VALI HALA BE KHATERE DELE SHOMA MOHAMO SHOONE MIKONAM.

به الي ،
عزيزم تا منو داري غم نداشته باش ،شما تاج سري ،فعلا فقط ميطي از ليست اميردشت خط خورده نگران نباش!!!

حالا وسط همه ی این حرفا ! اسم زرشک پلو اومد و من هوایی شدم ! خب دلم خواست ! نور به جای خالی حاج اسی بباره ، همیشه می گفت : سوپ های ماه بانو ! زرشک پلوی روشنک !! آدم مرده رو زنده می کنه ! حالا من زرشک پلو می خوام ! جمعه ناهار ! منزل حاج بهمن !

به الی : اون آقای تناردیه کامپیوتر فارسی نداره ؟ چشامان باباقوری شد !! بمیرم برات که عین کوزت تو اون شرکت زجر می کشی و حتا نمی تونی به زبون مادریت نامه بزنی ! ایشالله به غیرت غفی بر بخوره بیاد نجاتت بده ! هر چی باشه مثل ژالوالژان!!! می مونه شونه پهن ! قد کوتاه ! راست_ کار بلند کردن درشکه !!!! (((:

خدا شاهده وقتی دیدم حاجی داره با اون حالت به سمتم میاد، اشک تو چشام پر شد و بغض گلوگیرم شد. مگه شوخی بود؟ تموم اون هیکل داشت مثل یه گنجیشک می لرزید.گریه می کرد و می لرزید. می دونین گریه ی مرد رو دیدن خیلی سخته. یه مرد که به خاطر رفاقتش 14 سال رو وایساده و آخ نگفته و حالا داره با عشقش میره تا آزاد باشه و زندگی جدیدی رو شروع کنه. تا آزاد بشه از این وطن، از این تن، از الی وطن! که همه ی دنیا چاردیواری و زندونه! توی اون حالت سخت، حاجی ضمن اشاره به سابقه ی دوستی ما رو داداش خودش نامید . پاهام به لرزه در اومده بود! همه ی تنم عرق کرده بود! من چه جوری باید تحمل می کردم ؟ من کجا ؟ حاج حسام کجا ؟ I do feel it ! حاجی سفارش همه رو کرد میطی و بقیه رو ! قبل از همه سفارش پدر و مادر رو. نمی دونم حاجی به آیه ی اون هم اشاره کرد یا نه ولی حاجی گفت قبل از همه چی پدر و مادر ، داداش ! حاجی جای کلید امیر دشت رو هم گفت و وظیفه ی مراقبت از خواهرش رو برای اینکه جاوید مثل آقای تناردیه نشه و خواهر حاجی کوزت بشه رو به من محول کرد.گفتم حاجی چشم . روی تخم چشام! ولی از ما حرف شنوی نداره. به حجابش اهمیت نمی ده .که حاجی همونجا یه چیزایی راجع به غیرت پرستی!! گفت که گفتنی نیست . خلاصه حاجی برام مثل داداش بود. شوخی نیست ! 14 سال یه عمره ! یه زندگیه .

آراز جان
من قصدم فقط شخصیت بخشیدن به کاری به این مهمی بود و انتظاری نداشتم ولیکن حال که دوستان اصرار می نمایند و تکلیف می باشد، چشم، به دیده منت.
لازم است در ابتدا عرض نمایم که من خودم را متعلق به همه ملت عزیز کشورم و به خصوص دوستان عزیزم می دانم و بدون هیچ گونه چشم داشتی، تمام توانم را جهت گردآوری دقیق و کامل نصایح حکیمانه حاج اسی نموده و در این راه شایسته سالاری را پیشه نموده و از توانمندی دیگر دوستان در این راه کمک خواهم گرفت!!!
لازم به ذکر است که سایر اطلاعیه ها و بخشنامه های بنیاد حفظ آثار و ارزشهای حاج اسی، از همین طریق به اطلاع دوستان گرامی خواهد رسید.

یکی به من بگه اینجا کجاست!؟ جریان چیه!؟ ما سه تا رو کجا می برین!؟ :))

سلام آراز جان ،
ازصميم قلب تولدت رو تبريك مي گم !اميدوارم دركنارمنزل سالها ي سرشارازشادي وسلامتي پيش رو داشته باشي.(:

نوشته شده توسط روشي در سه شنبه، ۵ آذرماه ۱۳۸۷، ۷:۵۶ صبح

salam araz jan,az samim ghalb tavalodeto tabrik migam !omidvaram dar kenar manzel salhaye sarshar az shadi va salamati pish ro dashte bashi.

نوشته شده توسط roshi در سه شنبه، ۵ آذرماه ۱۳۸۷، ۸:۱۰ صبح

سلام آراز جان ،
ازصميم قلب تولدت رو تبريك مي گم !اميدوارم دركنارمنزل سالها ي سرشارازشادي وسلامتي پيش رو داشته باشي.(:

نوشته شده توسط ميطي از نزديکاي حاجي در سه شنبه، ۵ آذرماه ۱۳۸۷، ۸:۱۹ صبح

salam araz jan,az samim ghalb tavalodeto tabrik migam !omidvaram dar kenar manzel salhaye sarshar az shadi va salamati pish ro dashte bashi.

نوشته شده توسط ميطي از نزديکاي حاجي در سه شنبه، ۵ آذرماه ۱۳۸۷، ۸:۲۲ صبح

سلام.تولدت مبارک.

نوشته شده توسط بی نام در سه شنبه، ۵ آذرماه ۱۳۸۷، ۸:۳۶ صبح

be miti:
javabe ablahan khamoshist!!!

نوشته شده توسط roshi در سه شنبه، ۵ آذرماه ۱۳۸۷، ۱۱:۱۶ صبح

به روشي :
پس من از اين به بعد واسه تو يکي خاموشم !!!

نوشته شده توسط ميطي از نزديکاي حاجي در سه شنبه، ۵ آذرماه ۱۳۸۷، ۱۱:۲۰ صبح

سلام به همتون !
به افتخار فارسی نوشتن الی وطن که احتمالن کپی/پیست بوده ! یه کف مرتب ! ((:
مرسی از همه ، مرسی (:

سلام داداشی تولدت مبارک باشه مثل آراز همیشه روون باشی و پاینده...عظمتت مثل اسمت باشه ودلت بی انتها.................

لاله جون !،
مرسی خیلی زیاد . لطف داری خیلی زیاد (:

be meiti ghorbone shirin zaboniat ba roshi kal kal nakon
be eli ke delam barash ye zare shod tamiz bash
haji ta malezi fakesh milarzid v harazghahi ashk mirikht v negharan bod nakone dostash faramoshesh konan v...
be man farmod ghor kam bezan v hamejore havaye mostafa dashte bash
akharin jomlash in bod ke mesle ghadim tond tond be ma sar bezanid ba gherye hame ra farmodand

dobare salam fohsh nadin
ajab shansi daran baziha ma ye omr to on sherkat kar kardim(herkat khanom eli) kasi tahvilemon naghereft ke hich taze ba badbakhti kar mikardam kibordam bazi dokmehash shekaste bod man hefzi mizadam zire manitoram chanta ketab migozashtam ta tekon nakhoire taze har nim saat bayad khamosh roshan mikaram hala bara khonom hamon rais v sherkat che emkanati mizare
hey ma ham khodai darim

به آتي :
قربون دوست جونم كه از اونجا هم هواي منو داره *:
مي بيني ميطي چه پاچه ورماليده اي شده ؟!
نگران نباش خودم انتقامت رو از رئيست مي گيرم !!!!(:

روشي جان اين ورماليدگي کمالات همنشينه که اثر کرده!! بعدشم ماشالله شما و زبونت از پس یه قشون بر مياي! عاطي جان اصلا نگران دوس جونت نباش!

Salam
Hame az vasayaye haj vatane bozorg harfha goftan. andar ahvalate oon bozorg marde diare kashoonak hekayatha besiar nagh shodeh ast. az bozorgane ahle ghadim naghl shode ast ke dar diare iran zamin dar sarzamini ka bad ha AJOODANIEH namideh khahad shod mardi khahad zist ke yegane zaman khahad bood. gooyand oon mardi khahad bood ba khasayele ziad. oo hame chiiz dan va hame chiiz balad asr khahad bood va yegane KADOYE MARASEME TAVALLOD. oon mardi khahad bood baraye tamame fosool.bar tebghe pishbiniha gharar bood ke dar filme mardi baraye tammame fosoole HICHKAK naghsh ifa konad va choon salha bad az an film be donya ama pish binie bozorgan be goh neshast. gooyand rooin tan bood va dalile siahiash ham baraye in bood ke eshtebahi tooye abe moghaddase tarikh gozashte ghosle tamid dade shod. oo niz pashne ashili dasht ke jayash bad ha dar daneshgah kashf shod SOORAKHE NAF . doaye oo baraye hame karsaz bood ella khodash. oo az baraye farar az bakhtakhi ke dar bikhe kherash gir karde bood farar ra bar gharar tarjih dad be doortarin mahal . vali ghafel az inke bakhtak ghabl az khodash dar nazdiktarin faseleh be oo sokna gozid. are esi joon khasti az daste ma dar beri ke nashod sharmande.
oo vasiate digei ham hamishe mikar
AB BA MOSHT VA....
dostan va bozorgan sharmmande ma inja faghede type FARSI hastim.
be omide didar

نوشته شده توسط Mebi(Istade ba bad e sabegh) در پنجشنبه، ۷ آذرماه ۱۳۸۷، ۲:۴۳ بعدازظهر

از طرف لیلی
سلام به تک تک دوستان عزیزم.

emrooz akhbare saate 10 e sarzamine kangoroha az diyare pedari va taghiratash teye modati ke nabodam migooft :
Teye 1 mahe gozashte tabloye narenji range bozorgi vasate meydane azadiye Tehran be cheshm mikhorad: INDONASIA . Vaghti masire tabloha ra bepeimayid az in masir ha migozarid:meydane azadi,resalat,Tehran pars,roodehen va bad 180-200 km miri sare jade HARAZ .ye toure 5 saateye ashenayi ba Amol ejbari ghabl az vorode be forodgah mojod mibashad.sepas parvaz haye mostaghime hameye Airline haye maroof bedone tavaghof be indonasia.Dar zemn khanoome akhbar goo migoft hamrah dashtane shenasnameye irani baraye savar shodan elzamist,chon be motevaledine AMOL city,visa eghamate andonezi be onvane hadiye taghdim migardad.(dar zemn mahe gozashte hamin khanom khoshgele az khate mostaghime Emarat:maghbareye Masome joon_melbourne khabar dadeh bood)(kheili khoshhalam khabaraye khobi dar moredeton shenidam,hamishe salamat,khosh va movafagh bashid,delam be in khoshe behemon nazdikid va ishalah be zodi hamdigaro mibinim,kheili moraghebe khodeton bashid)
Khale roshi jonnam va HAJ BAHMAN e azizam kheili delam baraton tange,khale moraghebe haji bash,behesh bego be on khorose pire mahalashon ke toye javoni….sar bezane va tanhash nazare,doroste momkene mo haye vasate saresh kamtar beshe vali khodo ro khosh nemiyad bad az inke adam be jayi mirese gozashtasho faramosh kone(khale joonam kheili moraghebe haji bash gahi poshtam az kale kharab bodanesh milarze),kheili doseton daram.
Eli joonam kei miyay pishemon ?ali esme mano yadesh rafte hey dad mizane elham chayi biyar majboram man bebaram,zod biya pishemon inja vaghean khoshmele va….
Erfan joon:CHOOOOAAAAAAAAAAAAKKKKKKKKKKK
Araz va sahare azizam:ro harfeton hesab kardam va koli khoshhalam ke zood mibinameton,delam baraton tange,dooseton daram.
Age in khanom khoshgele akhbargoo chize jadidi gooft va khabare jadidi bood be etelae dostan miresanam.
Doosteton daram ,be omide didar.

سلام بر همه دوستان و علی الخصوص دوستان مقیم خانه پدری :
می خوام از عمو اسی و خاله تاتا براتون یگم.
وقتی عمو اسی اینا رو بعد از مدتها در فرودگاه ملیورن دیدم ، اولین جمله ای که از حاجی شنیدم این بود:
آقا این چه گهی بود ما خوردیم.
ما که همه امیدمون به عمو اسی بود ، اول یکم پشتم لرزید و بعد قبل از اینکه خودمو خراب کنم ، خودمو به موال فرهنگی رسوندم.
حالا خدا رو شکر یعد از تحمل همه دلتنگی ها، حاجی و تاتا دارن از زیبایی های که من و بقیه بچه ها فکرشم نمی کردیم یه همچین جاهایی هم بتونیم ببینیم لذت می بریم.
در ضمن ، وضع مالی مون به قدری بحرانی است که هر چی ارزون می شه می خریم.جاتون خالی نباشه ، دیروز پودر واجبی ارزون شده بود، مجبورا خریدیم ، باهاش ژله درست کردیم ، خوردیم.
از طرف خاله لیلی:
لطفا حالا که اینقدر به وصایای حاجی اهمیت میدید ، دنگ امیر دشتایی که رفتید و تا یه ساله دیگه هم می خواهید برید را به حساب حاجی بفرستید تا حاجی که همه رو به تقوا رهنمون می فرمودند،مجبور نشه نصف روز رو با علی بره سر کوچه از اینترنت دزدی استفاده کنه .

سلام بچه ها

حالتون چطوره خوبید. خلاصه ما یه سایت گیر آوردیم که می‌شه توش به صورت پنگلیش تایپ کردو اون هم برات تبدیلش می‌کنه به فارسی‌.

ما خیلی‌ دلمون براتون تنگ شده و هر لحظه من و عاطفه یادتون می‌کنیم اینجا.ما از آراز عزیز ممنونیم که همچنین محیط صمیمی‌ داره که هر چی‌ آدم فحش بلده و یا می‌خواد اینجا قربون کسی‌ بره میتون اینجا بنویسه.ما دلمون خیلی‌ براتون تنگ شده و قول بدین که فراموشمون نکنین.

حالا از دفعه بد یه چیزی جالبی‌ که اینجا میبینم به صورت سفر نامه مبی در سرزمین چشم بادمی‌ها براتون مینویسم.

به امید دیدار همتون هر چه زودتر.

به الئ عزیز:

عزیزم حالت چطوره خوبی‌. ببخشید که برات اصلا ایمیل نزدم. نتونستم ایمیل تو رو پیدا کنم. مواظب خودت باش و عاطی همیشه اینجا به یادت هست. دلمون برات تنگ شده . به بابا و مامان سلام برسون. ایمیل خودت رو به من بده تا بهت یه ایمیل بزنم.مواظب خودت باش. از راه دور ماچ.

سلام آقایون خانوما
توصیه می کنم با حاج خانوم من کل کل نکنید ایشون تو شرایط جنگی بزرگ شده و من هیچ تضمینی نمی کنم . ناخدا حسن، مرد ناحساب تو که عاقل بودی بابا میزنه سرفت می کنه این زن من و اون خواهر حاجی یه شهر رو حریفن شک نکن دیجی کوچه لره، هم باهاشونه خلاصه ناخدا حسن از ما گفتن،

سلام آقایون خانوما
توصیه می کنم با حاج خانوم من کل کل نکنید ایشون تو شرایط جنگی بزرگ شده و من هیچ تضمینی نمی کنم . ناخدا حسن، مرد ناحساب تو که عاقل بودی بابا میزنه سرفت می کنه این زن من و اون خواهر حاجی یه شهر رو حریفن شک نکن دیجی کوچه لره، هم باهاشونه خلاصه ناخدا حسن از ما گفتن،

سلام ، (:

برای ادامه مطالب اینجا کامنت نگذارید، سخت خونده میشه ، به این آدرس برید بچه ها :


http://esykhaninau.blogfa.com

ثبت نظر شما

 
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز در متن نظر استفاده کنید)