جانم می‌رود دیدم که به چشم خویشتن من خود بازگشت به صفحه اصلی چریکه‌ی آراز

المنة لله که در میکده باز است
زان رو که مرا بر در او روی نیاز است
حقیقت نه مجاز است، در میکده باز است
که این قصه دراز است

بار دل مجنون و خم طره ی لیلی
ها لیلی ها لیلی ها لیلی
رخساره ی محمود و کف پای ایاز است
حقیقت نه مجاز است، در میکده باز است
که این قصه دراز است

رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم
با دوست بگوییم که او محرم راز است

درباره من آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند می‌شود. موج می‌زند. غرش می‌کند. پس می‌زند و به جلو می‌رود. آرام می‌گیرد و نرم می‌گردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمه‌ی شادی هست در ترانه‌های ماندگار عاشیق‌های آذربایجان ... ادامه
لینک‌دونی لینک‌دونی
جدیدترین نوشته‌ها:
- LOST - season6
- این روزها
- دنبال کار می گردی ؟
- BROTHERS
- کسی از گربه های ایرانی خبر نداره
- این روزها و آن شب ها !
- داد دادکان برای فوتبال!
- The Negotiator
- در شبی تاریک
- FLASHFORWARD
آرشیو موضوعی:
- فوتبال (18 یادداشت)
- فیلم (47 یادداشت)
- موسیقی (2 یادداشت)
- مسافرت (6 یادداشت)
- نامه های من به پسرم (3 یادداشت)
- تئاتر (5 یادداشت)
- خاطرات (10 یادداشت)
- روز نوشت (106 یادداشت)
- شخصی (4 یادداشت)

فردوسی پور بهترین برنامه اش را اجرا کرد. شبی خیلی بهتر از شبی که صفایی فراهانی بی کفایتی مسوولان وقت تربیت بدنی را به تصویر گذاشت. این بار حتا خبر از ارایه نامه و مدرک و سند نبود. انگار که هیچ لازم هم نبود. شبی که فریاد صداقت رییس معزولی چون دادکان چنان به دل می نشست که حتا تک واگویه های فردوسی پور که برای نشان دادن یک طرفه نبودن و ارایه مثال نقض بود، برگ برنده ی رییس فدراسیون سابقی بود که ابایی از این که بگوید جنگش با علی آبادی بر سر ریاست بوده است، نداشته است. آن جا که با صداقت تمام از کنترل همه جانبه اش بر زیرمجموعه اش می گوید و آنجا که رندانه و با هوش کامل مصاحبه اش را با 90 سال 81 برای این می داند که برانکو توی هواپیما 200 هزار دلار روی قراردادش نگذارد. آنجا که حرف دلمان را به شخص دارای عدم تعادلی چون مایلی کهن می زند که حقش 12 میلیون است و 400 میلیون می گیرد و آنجا که به درستی روی نکات قوت علی دایی - همه نقاط ضعف روابط عمومی و دلایل عدم محبوبیت ویژه اش را معترفیم- انگشت می گذارد از صحنه های جذاب فوتبال است و آنجا که شخصیت داشتن را توضیح می دهد، آنجا که از روش کدخدا منشی و ریش سفیدی و چانه زنی برای تزریق پول از بازار به فوتبال بی در و پیکری که آیینه تمام نمای جامعه ی داغان ماست می گوید. حیف است از اجرای خوب عادل نگوییم که به موقع و با زرنگی کنار می نشیند تا دادکان حرفش را بزند و از تک مضراب زدن ها ونق های معمولش برای کسی که دارد مغلطه می کند، خبری نیست تا کد بدهد که بیننده حواسش جمع باشد که دارد حرف درستی می شنود.  
ای کاش! و ای کاش دادکان روی حرفش بماند وهیچ وقت بر نگردد. این فوتبال برای این آدم ها حیف است . حیف است. حیف است که امثال قطبی و دادکان و دایی در این فوتبال باشند. این فوتبال در بهترین شرایطش یک شورشی داغانی چون مایلی کهن لازم دارد که به در و دیوار حمله کند و خودش سر دسته ی حیف پول ها باشد و ژوکری مثل فیروز کریمی که بخندانمان! تا یادمان برود که چقدر داغانیم !

سه شنبه، ۱۵ دیماه ۱۳۸۸ . لینک ثابت

نظرات: (2 نظر)

"چريكه‌ي آراز" اسم قشنگيه. خصوصاً اگه بدوني "چريكه" يعني چي و "ئاراز" چه معني داره؟ : )

حیف ! ندیدم! اینقدر دیدنی بوده یعنی؟ شانس! :(

ثبت نظر شما

 
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز در متن نظر استفاده کنید)