
سقف خونم طلای ناب
زیر پاهام حصیر سرد
تو دست من سیب گلاب
اما دلم پر زه درد
مثل درخت بیدکی
تکیه مو دادم به کسی
شدم درختی تو کویر
تنها و خشک
یک اسیر
اما یه روزگاری بود
پدر بزرگ مون می گفت:
بهشت همین دنیا ماست
عشق و صفاست
اما کجاست؟
مثل درخت بیدکی
تکیه مو دادم به کسی
شدم درختی تو کویر
تنها و خشک
یک اسیر
میخوام دیگه رها بشم
ساده و بی ریا بشم
زمین مو شخم بزنم
نه بد بشم نه
نه خوب بشم
آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند میشود. موج میزند. غرش میکند. پس میزند و به جلو میرود. آرام میگیرد و نرم میگردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمهی شادی هست در ترانههای ماندگار عاشیقهای آذربایجان ... ادامه هر چقدر که هوای بیرون در این بی برقی و بی حوصلگی گرم تر است عوضش تابستان بازار فوتبال کساد تر است انگار . هر چقدر که روزنامه چی جماعت هم هی می خواهند این تنور را گرمش کنند که شاید از کنارش لقمه نان برشته ای هم برای آن ها باشد ، نمی شود لامصب ! به نظر می رسد فوتبال ایران در حال گذر از یک مرحله ی خاص است . دوره ای که کم کم عصر پروین ها و حجازی ها غروب می کند و فوتبال به حاشیه می راندشان . بچه هایی که روزی این ها اسطوره شان بوده اند حالا با واقع گرایی از علم جدید فوتبال می گویند و آن سنتی تر هاشان هم قلعه نویی را بر حجازی ترجیح می دهند . حتا دیگر شکستن بت پروین توسط شاگردان قدیمی اش مثل کاویانپور هم آن جذابیت لازم ژورنالیستی را برای سرگرم کردن ملت ندارد . از ترکاندن بمب توسط حاجی تی ان تی آبی ها خبری نیست . انگاری که حاجی هم پیر شده . این پیری جایی که مدیرعامل مسن و غیر محبوب قرمز ها قصد ترقه بازی دارد و ادعا می کند که تیمش 4 تا به رقیب خواهد زد و حاجی بمب افکن را نمی شناسد و توسط حاجی مقابل به علت پیری و نسیان تعبیر می شود ، بیش تر به چشم می آید . دیگر رقم های 200 میلیون تومانی قرار داد عادی شده است . از انتقال های پر و سر و صدا هم خبری نیست . تیم های تهرانی با نفوذ این و آن به شهرستان واگذار می شوند . تیم هایی که افتاده اند دنبال خرید امتیازند و جالب است که باز هم هیچ کدام این ها حتا نصف انتقال 7 سال پیش هاشمی نسب به استقلال ، سر و صدا نمی کنند و رپرتاژ لحظه به لحظه ندارند . تابستان خشک امسال ، فصل سرد فوتبال است . در فصلی که به نظر می رسد تیم ها - به خصوص آبی و قرمز - بهتر از هر فصل دیگری یارگیری کرده اند و کادر فنی بسته اند ، فقط یک شوک لازم است تا همه چیز گرم شود . شاید آمدن پیر لیت بارسکی قهرمان دوره ی نوجوانی مان در تیم ملی آلمان ! همان که با توماس هسلر خوش تیپ ما ، آلمان دوست داشتنی دهه ی 90 مان را تکمیل می کردند ، همان که توی یک وجب جا دو نفر و نصفی را دریبل می زد ، این لیگ را گرم تر کند . در سالی که سر و صدایی از کاظمی و کربکندی نیست ، باید منتظر اتفاقات تا هفته ی دهم نشست . کسی چه می داند ! حتمن خیلی از مربیان بی تیم هم برای هفته ی 10 ، نیم خیز شده اند .
جدن تو این گرما کی حال داره دنبال کنه که فلان بازیکن چی گفت یا با کی قرار داد بست!
سلام!! چقدر دلم برای اینجا تنگ شده بود ! آره زنده ام ... اما کامپیوترم ریخته به هم و منم همینطور! :))
این شعر بغلی عااااااااااااااالی بود ... چند بار خوندم تا بلکه یادم بمونه گرچه امیدی به این ذهن در هم و شلوغ نیست!
ممنون که با وجود نبودنم اومدی و حالم رو پرسیدی ...:)
این تابستون فقط هواش گرمه و باقی چیزها سرد.
البته فوتبال برای من مدتهاست که سرد شده!