
آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند میشود. موج میزند. غرش میکند. پس میزند و به جلو میرود. آرام میگیرد و نرم میگردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمهی شادی هست در ترانههای ماندگار عاشیقهای آذربایجان ... ادامه برای این مطلب می شود ده ها تیتر داشت . بال های پرسپولیس که سوخته اند و مرده اند و غرق در حاشیه ها به روی باتلاق ناکامی ها آمده اند . می شود از لبخند تلخ قطبی در دقیقه 91 آنجایی که بازیکن جوان و تازه وارد استقلال اهواز گل 4 ام تیمش را زد نوشت . لبخند تلخی که شاید حاکی از دریافتن قواعد همیشگی خارج از بازی سرزمین مادری اش باشد . تیمی که از اول فصل از صدر فوتبال ایران قرار داشت - که شاید اصلن قرار نبوده و اطرافیان تیم چنین انتظاری نداشتند تا با نتیجه نگرفتن قطبی خود جای سر مربی را بگیرند - اکنون بلایی که به سرش آمده نه خوردن 4 گل از تیم استقلال اهواز است که در سال های گذشته نیز چنین اتفاقی را در اهواز دیده بود ، که دردش اکنون بی تفاوت بازی کردن بازیکن های پسر کش پر نخوت و پر ادعا و بی عملی هست که جلوی دوربین ها و پشت تلفن های خبرنگاران لبخند رفاقت و اتحاد سر می دهند و از شرایط مالی مناسب امسال ابراز رضایت می کنند و در زمین تمرین "لابی" - با غیر خدا - می کنند و باند تشکیل می دهند و برای سرمربی کیک تولد می گیرند و با آن چهره ی سر تراشیده ی غیر دوست داشتنی به ظاهر بدنساز که انگار بیشتر وظیفه اش کیک بر صورت مربی و سرمربی مالیدن است ، دست نامردی می دهند . همان چهره ای که انگار اگر از پنجره برود از در بر می گردد و اگر در زیر زمین بیاندازی اش سر از پشت بام و بالای پله ها و سکو ها در می آورد . در این شرایط نوشتن از شرایط فنی و تحلیل بازی آب در هاون کوبیدن است که پرسپولیس بال ندارد و آن وصف بال راستش است که پر حاشیه ترین عضو پرسپولیس و منفور ترین کاپیتان تیم تا به حال بوده و آن بال چپ تیم که پاشنه ی آشیل تیم است و رقص باد در موهایش وقتی کورس می گذارذ تا به بازیکنی که از او رد شده برسد می شود سوهان اعصاب تماشاچی و طرفدار . عجب روزهایی را می گذراند پرسپولیس و قطبی و افسوس آخر می ماند برای حاج حبیب که هیچ وقت تصمیمات درست نگرفته است در بحران ها و آهی که برای نداشتن امید برای گرفتن این تصمیم آخر درست از او باید کشید . همیشه جمعه ها غروب دلگیری داشته اند اما قطعن این غروب دلگیر کارون یاد قطبی و طرفداران کامبینیشن فوتبالش خواهد ماند .
بعد از تحریر : خبر های شنبه حکایت از چاقو خوردن و شکستن سر حسین کعبی بازیکن پرسپولیس و حمله ی لیدر ها در تمرین به افشین قطبی دارد . حکایت رختکن پرسپولیسی ها و درگیری های بازیکنان و مربیان چون منبع موثقی ذکرشان نکرده قابل نوشتن نیست .
سلام! چندتا پست رو با هم خوندم و الان حسم معجونی از غم و شادیه! کلا موفق باشی...راستی سایت زدین امضا هم می دین؟ :))
درسته بد ضدحالی بود،
ولی آقا غروب دلگیر کارون هم تموم میشه
به انوشه :
سلام (: غم نبینی ایشالله (: امضا هم میدیم (:
به هادی :
...