
آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند میشود. موج میزند. غرش میکند. پس میزند و به جلو میرود. آرام میگیرد و نرم میگردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمهی شادی هست در ترانههای ماندگار عاشیقهای آذربایجان ... ادامه گفته بودیم برایت آقای قطبی ! نگفته بودیم ؟ در استادیوم به تو گفتیم ، در برنامه ی نود گفتیم ، در خیابان که دیدیمت گفتیم ، در اسفندیار که شام می خوردی گفتیم .حتا در همین وبلاگ هم گفتیم . نگفتیمت آقای قطبی ؟ گفتیم که "یوروم"ت را بردار و از اینجا برو . گفتیم قهرمان بشوی و نشوی ، تاثیر خودت را گذاشته ای . از این جا برو که ما دوستت خواهیم داشت ، قهرمان شدی و بیش تر عاشقت شدیم و گفتیم حالا برو !
رفتی و باز دوباره برگشتی . آنقدر برگشتی که مجبور بشوی "دیوانه" خطابمان کنی ! که خودت را دیوانه بخوانی و ما را هم . چه فرقی می کند که فحش داخل کاغذ کادو بدهی و "کریزی" خطابمان کنی یا ایرانی باشیم و "اسگل" خطاب بشویم، مهم برای ما این بود که تو نباید بر می گشتی . حتمن باید "مایلی" وار منطق مان را وارد حریم خصوصی و چشمت می کردیم تا حرف گوش کن باشی ؟ ندیدی که چه دلسوز بودیم برای زن و بچه ی در آمریکا مانده ات ؟ چه فضول بودیم برای خبر گرفتن از قرارهای هفتگی دوبی با دوست دخترت ؟ چه هیز بودیم برای دیدن عکس "یوروم"ت ؟ حالا خوب است بدهیم که علی دایی سرت داد بزند که " عزیز من ! اینجا ایرانه !" ؟ . آری . آقای قطبی اینجا ایران است . اینجا مملکت چاهار فصل است . باهار داریم . تابستان داریم و پاییز و زمستان داریم و هر کدام به رنگی !
آری! عزیز من! اینجا ایران است و انگار باید حرف فیروز کریمی را بپذیریم که گفته بود :" قطبی اوایل فصل روی نیمکت بود . وسط فصل کنار خط بود و آخر فصل پرش می کرد این فاصله را و اگر یک فصل دیگر بماند ببینید که چه ها می کند " . انگار پر بیراه نبود که تو هم ایرانی شدی . یکی مثل خود ما . آقای قطبی ! اینجا نبودی تا ببینی چه بر سر خود ما آمده است . فکر می کنی ما هم از اول این بودیم ؟ همه مان در مکتب و مدرسه و کودکی مان آدم حسابی بودیم جان تو !
جان من ! وقتی بر می گردی و به خبرنگار ها می گویی "کاری که شما با پرسپولیس می کنید ، حیوان با حیوان نمی کند" ، کسی کاری ندارد که چرا این حرف را زده ای . کسی کاری ندارد که مارکو برای کار شخصی رفته است و نوشته اند برای دلالی بازیکن رفته است و تو به او خط داده ای که برود . این جا از این جمله ات چنان چماقی درست کنند که تحملت را از دست بدهی و بدترش را هم بگویی !مگر یادت نیست که همین ها از بغض دایی و کریمی و قلعه نویی ، و نه از حب خودت "امپراتور" ت کردند و "شیر" ؟ حالا بشین و قدرت ایرانی را نگاه کن . به قول آن پیرمرد_ترک_ هیجان زده ی بعد بازی استرالیا ، ایرانین دنیانی داغان پاغان می کنه ! شما که جای خود ! شما که محترم !
حالا بنشین و ببین تا قبل از بازی با استقلال چه بلایی بر سرت بیاورند ، فقط شانس آورده ای که بیشتر روزنامه چی جماعت ما پرسپولیسی هستند . شانس بیاوری که "دربی" را نبازی ! تازه شانس بیاوری که به خودشان نگیرند این "حیوان" بودن را ! که آن وقت پاره می کنند هر چه پرده ی سالم مانده به خلوتت .
حالا اما ، تو که خواهی رفت ، ولی امروز نرو . بنشین و ببین کار روزگار ما را که چه بر سر فرشاد آقای گل دوست داشتنی و محبوب ما آورده که امروز این گونه عقده گشایی می کند و به تو می تازد و پرده می درد. بنشین و ببین و بخوان حسن روشن ها و حجازی ها و پروین ها را که مایه ی پر شدن روزنامه های درجه 2 و 3 هستند امروز . تازه شانس آورده ای حاجی مایلی تا یک سال ممنوع از مصاحبه شده است. اگر هم حوصله ات در خانه ات و تنها سر می رود ، بنشین و دی.وی.دی برنامه 90 چند هفته پیش را گیر بیاور و هرشب چند بار ببینش ! آنجایی که علی دایی می گوید " د_د_د_د! بازم حرف خودت رو میزنیییی ؟ اینجا ایرانه عزیز من " !
خدا مجبورتان نکند که در ماشین باشید و مجبور باشید که فوتبال را از "رادیو" گوش کنید . رسمن اعصابتان را رنده می کنند و دهانتان را قیرگونی . متاسفانه این گزارشگر بازی پرسپولیس- ذوب آهن کاری کرد که هیچ قلندری با ما نکرده بود تا به این سن. سه بار فریاد زد که "توپ ! توی کنج دروازه ! ... در آغوش دروازه بان ذوب آهن !". یکبار فریاد گل آفساید و چند بار چیزهای دیگری گفت که یادمان نیست تا لحظه ای که برای گل ذوب آهن فریاد زد . و از آنجا به بعد بود که کارشناسی هایش شروع شده که " بله ! توره امسال خوب بازی نکرده و گل نزده است !" و انگار در این رادیوی خراب شده ی ما یک نفر نبود که بگوید توره تازه 20 دقیقه است که دارد در لیگ بازی می کند و با احتساب 15 دقیقه ی بازی قبل هم می شود 35 دقیقه ! و چه کسی با 35 دقیقه یک فوروارد را تحلیل می کند ؟ خدا کمک کرد و همان لحظه که به خانه رسیدیم پرسپولیس گل اول را زد و قصد داشتیم بعد از این نفس راحت مقداری خوشی کنیم با گل کریم باقری، که سرهنگ علیفر شروع کرد به در فشانی و متوجه شدیم گزارشگر جناب سرهنگ_ محوطه ی 5.5* متر و 1/3 _قوس_ میانی* و فاصله ی 9/30 ! تشریف دارند . این استاد که نمی دانیم کجای این دنیا یک دوره کلاس مربی گری هم دیده و دوست دارد تا به دروازه بان بگوید گلر و به محوطه ی جریمه بگوید محوطه ی فلان متر و به 6 قدم بگوید 5.5 متر و امثالهم ، طبق معمول شروع کرده بود به توضیح دادن در های خط دفاعی پرسپولیس و نا کارآیی دفاع خطی . داور بازی هم که دیده بود کسی به قهرمانی قلدر_ تنومند_ مشهدی بعد از آن پنالتی کذایی بازی ملوان ، حرفی نزده ، هر کار که دلش می خواست با تیم برنده کرد . بعد از آن سوت های پی در پی اشتباه و اخراج کمک مربی تیم ، واقعن کار سختی است فوتبال بازی کردن و گل زدن ! تا جایی که پرسپولیس گل دوم را خورد و از آنجا که ایرانی جماعت اصولن ضعیف پرست است از اینجا به بعد داور شروع کرد به روحیه دادن و به نفع پرسپولیس گرفتن ! این وسط سرهنگ بود که داخل اعصاب ما فرو شده بود و تحت هیچ شرایطی هم رضایت به بیرون آمدن نمی داد که " مربیان پرسپولیس حفره دفاع را ندیدند و من دیدم " و " چند بار که خدمتتان گفتم در سیستم دفاع خطی .. " !
حالا پرسپولیس 8 امتیازی شده و با دو امتیاز کمتر نسبت به صدر نشین ها ، رتبه ی بدی ندارد . ولی قضیه جایی دردناک می شود که تصور کنیم اگر اشتباهات داوری این 2 هفته نبود الان با حداکثر امتیازات و 12 امتیاز در صدر جدول بود . به نظر شما این موضوع برای کسی مهم است ؟ اگر این مساله هم برای کسی مهم باشد ، قطعن مساله ی گزارشگران فوتبال چه در تلویزیون و چه در رادیو برای هیچ نهاد نظارتی که وظیفه اش نظر سنجی باشد ، مهم نیست . که سال هاست باید امثال خیابانی و علیفر و یوسفی را تحمل کنیم و تحمل کنیم و تحمل کنیم و چون راه چاره ای نداریم ، دست ها بر کف زمین بر خدا توکل کنیم .

داور هزار بار دیگر هم اگر صحنه را ببیند ، امکان ندارد که پنالتی به ضرر پرسپولیس بگیرد . در روزی که سید جلال رافخایی می رفت تا آرزوی ملوانان جوان را بر آورده کند و در روزی که مازیار زارع ،پسر انزلی، نمی توانست موثر و بی دغدغه فوتبال بازی کند ، این نیکبخت بود که با 2 گل خود بار دیگر مهرش را به دل هواداران انداخت . ولی انگار در روزی که نیکبخت هم مشکل ساز نباشد ، محسن قهرمانی داور تنومند و مشهدی فوتبال باید دینش را به پرسپولیس ادا می کرد و وقتی که کریم باقری و بهادر عبدی و پتروویچ فرصت ها نزدند ، این پنالتی اهدایی داور بود که 2 امتیاز از جیب قطبی زد و یکی در جیب احمد زاده انداخت . حالا پرسپولیس 7 امتیازی است .
در روزی که خوب بازی نکردیم . در روزی که یک گل از پاس همدان در تهران عقب افتاده بودیم . در روزی که ورزشگاه آزادی خالی از تماشاگر بود . در روزی که کریم باقری هم مثل همیشه اش نبود ، با تک گل نیکبخت و 2 تا سوپرگل از کاپیتان دوست داشتنی مان ، کریم باقری ، بازی را بردیم . مبارک همه ی قرمزها .
.
.
.
پ.ن برای م.ج.شکری : باخت استقلال در رشت ، مزه ی پیروزی مان را دو برابر کرد (:
قدم اول خوب بود . برای پرسپولیسی که معمولن عادت ندارد بازی افتتاحیه اش را ببرد ، برد با یک گل در برابر قهرمان دو فصل پیش که خوب یارگرفته است و مربی تیم ملی و لیت بارسکی دوست داشتنی را هم بالای سر خود می بیند ، از خوب کمی بالاتر بود . برای قطبی که دیر بازگشته است و مثل فصل پیش وقت کمی برای تمرین با تیم داشته است ، این برد خوب است .
میثاق معمار زاده دروازه بان جوانی بود که بهتر از همتای ملی پوشش در تیم سایپا عمل کرد و هرگز توپی را از لای پاهایش و از پشت به کریم باقری پاس نداد . نبی باقری ها که انگار استاد اسدی پرسپولیس است مثل همیشه ی خودش بود و شیری از نصرتی کم نداشت . سپهر حیدری هنوز در حال و هوای تعطیلاتش بود و علیرضا محمد انگار زمان می خواهد تا توی بازی ببینیمش . بادامکی با شماره ی 7 ی که به تنش زار می زد ، زور خود را زد و هزاران ضربه ی خوب را نزد ! پژمان نوری وسط زمین زحماتش موثر تر است و علاوه بر گلی که به دروازه ی سایپا دوسخت پاس های چیپ و سر بالای خوبی داد -که اگر دایی ببیند ! خیلی عذر می خوام خیلی بهتر از ابی صادقی بود - . پتروویچ باید از این فرصت خوب استفاده کند و دیگر هرگز این جور بازی نکند تا بتواند باز هم فیکس باشد و مازیار زارع نشان داد که به خوبی قدر فرصت داده شده را می داند . اما امان از تیمی که باز هم باید نیکبخت را تحمل کند . امیدواریم این فصل لااقل به یک دردی بخورد و حداقل یک حرکت نمایشی درست بکند تا دلمان از داشتنش نسوزد . کریم هم که کاپیتان عزیز ماست باید اینقدر نسبت به سایپا مهربان نباشد و دروازه خالی ها را به در و دیوار نزند . راجع به افشین پیروانی و قطبی باید بعد از چند بازی نظر داد . به نظر می رسد پرسپولیس شاید آبگوشت خوبی باشد که به قول بهمن خان فروتن باید جا بیفتد .
آن سوی میدان سایپایی بود که به نظر در قامت یک مدعی می رسد اگر این باخت پله اول تبعات بدی برایشان نداشته باشد . حداقل با این مهره ها و مربی دوست داشتنی که جذب کرده اند و مربی تیم ملی را که دارند ، تیم پر سر و صدایی به نظر می رسند .
هر چقدر که هوای بیرون در این بی برقی و بی حوصلگی گرم تر است عوضش تابستان بازار فوتبال کساد تر است انگار . هر چقدر که روزنامه چی جماعت هم هی می خواهند این تنور را گرمش کنند که شاید از کنارش لقمه نان برشته ای هم برای آن ها باشد ، نمی شود لامصب ! به نظر می رسد فوتبال ایران در حال گذر از یک مرحله ی خاص است . دوره ای که کم کم عصر پروین ها و حجازی ها غروب می کند و فوتبال به حاشیه می راندشان . بچه هایی که روزی این ها اسطوره شان بوده اند حالا با واقع گرایی از علم جدید فوتبال می گویند و آن سنتی تر هاشان هم قلعه نویی را بر حجازی ترجیح می دهند . حتا دیگر شکستن بت پروین توسط شاگردان قدیمی اش مثل کاویانپور هم آن جذابیت لازم ژورنالیستی را برای سرگرم کردن ملت ندارد . از ترکاندن بمب توسط حاجی تی ان تی آبی ها خبری نیست . انگاری که حاجی هم پیر شده . این پیری جایی که مدیرعامل مسن و غیر محبوب قرمز ها قصد ترقه بازی دارد و ادعا می کند که تیمش 4 تا به رقیب خواهد زد و حاجی بمب افکن را نمی شناسد و توسط حاجی مقابل به علت پیری و نسیان تعبیر می شود ، بیش تر به چشم می آید . دیگر رقم های 200 میلیون تومانی قرار داد عادی شده است . از انتقال های پر و سر و صدا هم خبری نیست . تیم های تهرانی با نفوذ این و آن به شهرستان واگذار می شوند . تیم هایی که افتاده اند دنبال خرید امتیازند و جالب است که باز هم هیچ کدام این ها حتا نصف انتقال 7 سال پیش هاشمی نسب به استقلال ، سر و صدا نمی کنند و رپرتاژ لحظه به لحظه ندارند . تابستان خشک امسال ، فصل سرد فوتبال است . در فصلی که به نظر می رسد تیم ها - به خصوص آبی و قرمز - بهتر از هر فصل دیگری یارگیری کرده اند و کادر فنی بسته اند ، فقط یک شوک لازم است تا همه چیز گرم شود . شاید آمدن پیر لیت بارسکی قهرمان دوره ی نوجوانی مان در تیم ملی آلمان ! همان که با توماس هسلر خوش تیپ ما ، آلمان دوست داشتنی دهه ی 90 مان را تکمیل می کردند ، همان که توی یک وجب جا دو نفر و نصفی را دریبل می زد ، این لیگ را گرم تر کند . در سالی که سر و صدایی از کاظمی و کربکندی نیست ، باید منتظر اتفاقات تا هفته ی دهم نشست . کسی چه می داند ! حتمن خیلی از مربیان بی تیم هم برای هفته ی 10 ، نیم خیز شده اند .
قطبی برگشته است . هدایتی مرد متمول باشگاه پرسپولیس امپراتور را برگردانده است . باشگاه بین دنیزلی و قطبی ، افشین را به پرسپولیس راضی کرده است .
برای قضاوت زود است . باید دید شرایط باشگاه و فصل یارگیری چه می شوند . چه کسی تمدید می شود و چه کسی رفتنی است . و برای رفع نیازهای ضروری بعضی از پست ها چه می کند داریوش خان !
برای قطبی نوشته بودیم که برو . که رفت و برگشت . قطبی حتمن می داند به چه مخمصه ای برگشته است حتا اگر یکسال تجربه داشته باشد . اینجا آدم ها با کوچکترین لغزشی از عرش به زیر فرش می روند . قطبی حتمن می داند .
میگه فوتبال هال رو میبینی. میبینم اگه بگم آره باید کلی توضیح بدم . میگم . نه. خوابم میاد . زود می خوابم . میگه آااای ! جوونم جوونای قدیم . حتمن اونقدر تفریح داری که به این چیزا نرسی . خوش به حالت . لال مونی و لبخند ترکیب مناسبی هست این جور وقت ها . حالا "اونی که میگه" می تونه راننده تاکسی باشه ، می تونه یه مشتری باشه وقتی منتظر جنسش هست ، می تونه یه رییس بانک باشه وقتی منتظر امضایی هستی یا یک بغل دستی توی هرجایی . مهم این هست که من خیلی علاقه ندارم با آدمی که نمیشناسم از علاقه هام حرف بزنم . یک جا های دیگه ای، یک کس دیگه ای می پرسه طرفدار کدوم تیم هستی ؟ به جای اینکه توضیح بدم که انگلیس رو دوست داشتم و الان نیست و چی و چه ، میگم خیلی فرق نمی کنه . فوتبال هلند به خاطر زیبا بودن امسالشون یا خوش تیپ های ایتالیا به خاطر گتوزوشون و یا به خاطر پذیرایی هفته ی پیش آلمان و استیک های خوشمزه شون ، آلمان و یا اصلن به خاطر همه زیبایی های وین و پیاده روی های کنار دانوب ، اتریش و یا اصلن به خاطر همه ی خوش تیپ پراگی ها و کریستال هایی که توی پامون کردن ، چک و بروکنر . فرداش و پس فردا هاش 4 تا اس.ام.اس تسلیت دارم که "هلندتون" هم ترکید . اتریشت هم که ریش ریش شد . "چک" ت هم که پاس نشد . ایتالیات رو هم که می خوریم با پاستا ! حالا اگه بشنوه طرفدار روسیه ام احتمالن شاخ در میاره به جون مایا شارپوا . به یکی دیگه میگم انصافن آلمان فوتبال رو کامل با نظم بازی می کنه . حالا اونم شاید توی چند تا بازی خوب نباشه ولی در کل هدف داره برای کاراش . اخم هاشو ور می کشه و لب هاش رو جمع می کنه و میگه "از فوتبال ماشینی آلمان بدم میاد " . می زنم روی شونه اش و میگم همشهری ! پاشو ! بیدار بشو ! آلمان که فوتبال رو با مرسدس و آئودی و فا.و ش بازی نمی کنه . اون ماشینی که شنیدی مال یه چیز دیگه است مال زمانی هست که شفیع استو قس دار بود . میگه نخیر . این یکی توپ رو صاف ور می داره میبره لب خط . میده به اون یکی . اون یکی تیز و صاف میکشه رو دروازه و اونیکی ، یکی با کله می زنه تو گل ! میگم خب . مای دییر . د همین فوتباله دیگه . کار تمرین شده . مدرسه ای . خوبه توی هیری ویری ، معرکه بگیرن و سفره ی نذری بندازن که یه دستی از غیب بیاد توپ رو ببره توی گل ؟ بچرخه بخوره توی پاشنه و پس یخه ی یکی و بره توو گل و طرف از خوشحالی کفشش رو موبایل کنه ؟. میگه چه معنی داره یکی کل زمین رو بتونه توپ رو صاف ببره بدون هیچ هیجانی . میگم اخوی . برادر. شما دردت فوتبال نیست . شما شب ها یک توک پا تشریف ببر سیرک خلیل عقاب . گل میدم اونجا وقتی طرف با توپ طول وعرض سن رو طی می کنه یکی دو باری هم توپ رو قورت بده و از آستینش بیرون بیاره اون وقت حسابی هیجان زده میشی و ستیزفای . میگه اگه یک "فن" واقعی بودی فوتبال رو با سیرک مقایسه نمی کردی .
.
.
.
.
و
حالا ما قهرمان ایرانیم . قهرمان لیگ برتر . قهرمان لیگ خلیج فارس . ما با 65 امتیاز قهرمانیم . 6 امتیازش هم از آن همه ی رقیبان ما . "کل یوم " از آن امیر قلعه نویی مربی مس کرمان که مسخره مان کرده بود برای رضایت مان از 1 امتیاز کرمان . قسمتی دیگر از آن علی دایی که پر خاشگر داور را متهم کرده بود که به قولی برای پرسپولیس همه کار می کند . قسمتی دیگر برای فیروز کریمی که با چشم های گشاد شده اش ما را خالی بند خطاب کرده بود . اندکی برای ناصر حجازی که از پشت عینک گرانقیمتش ما را منسوخ شده ی دهه ی شصتی دانسته بود . مقداری پیشکش مجید جلالی که هیچ وقت ما را مدعی قهرمانی نمی دانست آمار لپ تاپش . اندکی هم برای اکبر میثاقیان که روی اعصایمان رفته بود همه ی حرکاتش که نگوید بچه ها می گویند اکبر ! تو چرا نیستی ! اگر چیزی ماند اندکی هم به شیث و مامانی و نیکبخت مرحمت کنید از آن باقی 6 امتیاز را . بقیه ی 59 امتیازش همه برای افشین قطبی ست . امپراتور سرخ پوش های ایران . از آن سربازان فداکارش مثل کریم باقری ، محسن خلیلی ، عباس آقایی ، مسعود زارعی ، پژمان نوری و فرزاد آشوبی ست و البته که سهم سپهر حیدری فراموش نشود با این گل آخرش . .
پرسپولیس ما پارسال زیباتر فوتبال بازی می کرد ، دنیزلی فوتبال را کاملن می فهمید . اما دنیزلی هم رندی های خاص خودش را داشت . خنده های معروفش بعد از باخت ها خیلی برایمان خوشایند نبود حتا اگر فوتبالی بازی کرده بود که مدت ها بود نظیرش را در ایران ندیده بودیم . آری هان شخصیت یک مربی واقعی را داشت و البته دانشش را که با یک جلسه تمرین با ارنج در مقابل استقلالی که بهتر از پرسپولیس بود نشان داده بود ، خودش را اثبات کرده بود . اما انگار او هم میل و رغبتی به کار کردن در فوتبال بی در و پیکر ما نداشت و پول را بیشتر دوست که حق فوتبالش هست . این وسط افشین قطبی برای ما چیز دیگری بود . آنالیزور ی که میهمان دو روزش می پنداشتیم . همانی که وقتی ایرانی ها را شکست داده بود در جشن کره ای ها شادی هم کرده بود و تریج قبایمان آزده شده بود . گفتیم می آید و استیلی بعد 4 هفته عاصی اش می کند و می رود و اگر هم مثل بقیه باشد شکایت نامه اش از طرف فیفا به دستمان می رسد ، که پرسپولیس حق او را هم خورده است . اما نه ! قطبی چیز دیگری بود . وقتی در فرودگاه با پرچم ایران ایران چرخید ، گفتیم این هم دندان های ما را شمرده است . وقتی گفت آمده ام قلبم را هدیه دهم گفتیم این همه پر شده آمده است . اما نه ! قطبی چیز دیگری بود . آمد و نشست و حرف زد و ایستاد و جنگید و ماند و مبارزه کرد . ادبیات جدیدی را وارد فوتبال ما کرد که تازه بیدار شویم و بفهمیم فرق او را با بقیه . حتا وقتی سرپرست موقت تیم که کارش قاری بودن است از تاکتیک های او بعد از باخت به پگاه ایراد گرفت ، سر نرفت و ایستاد و بعد از شکست خرد کننده مقابل 4 گل اهوازی ها و کامپیوترشان ، باز هم ایستاد تا وقتی فردوسی پور دلیل اصلاح نکردن صورتش را بپرسد و به باتری لپ تاپش متلک بگوید ، زهر خند بزند و بگوید باتری تیمش هرگز تمام نخواهد شد . قلب شیر همان قلب قطبی بود که دیروز در دقیقه ی 90 + 5 قهرمان شد .
امیدوارم قطبی در ایران نماند . امیدوارم "یوروم" ش را بردارد و برود جای دیگری مربی گری کند . قطبی باید فهمیده باشد که ما جماعت قهرمان کشیم . اگر امروز بهانه ای از او نداریم سال دیگر دیر نیست . قطبی همین امروز نه تنها در قلب قشر تحصیلکرده ی ایرانی که در بین توده ی مردم و حتا زنانی که فوتبال را جدی دنبال نمی کنند به سبب شیوه ی ادبش محبوب است . حیف است این مجسمه ی آخر هم بشکند . قطبی باید بداند که به وفای ما اعتمادی نیست . و البته اگر قبول نکند ، بنشیند و علی دایی را خوب نگاه کند . هیچ کس مثل ما نمی تواند نخبگان فوتبالش را خراب کند . ای کاش قطبی برود و از او فقط عکس قشنگی به یادگاری در دل ما بماند .
پ.ن : امسال، سال قرمز ها بوده است . آی! می چسبد قهرمانی پرسپولیس و منچستر و بایرن مونیخ ، همه با هم در یک فصل . انگار فقط جای آث رم خالیست (:
.jpg)
پله ی آخر است . پرسپولیس رسیده است به سپاهان . اختلاف 2 امتیازی اش با پیروزی اش جبران می شود اگر بتوانند . پیروزی بر صبا باتری گل محمدی که انگار هیچ جاه طلبی هم نداشت کار را برای پرسپولیس راحت کرده است و امتیازش را بالا برده است و البته توقعات را هم . در این بازی باز هم همه ی چشم ها به خلیلی خواهد بود که امروز فرصت طلب ترین و باهوش ترین مهاجم ایران است و مسعود زارعی و کریم باقری و البته عباس آقایی . وای که اگر نصرتی اشتباه نکند و نبی باقری ها محکم باشد و پژمان نوری باز هم بدود و 100 هزار تماشاچی استادیوم را پر کنند شاید که قهرمانی از آن ما ! این آخرین پله ی قطبی ست . آخرین بازی پرسپولیس با مربی دوست داشتنی اش . به نظر می رسد مافیای فوتبال اصفهان باز هم با انتشار خبر بی موقع و پیش از موعد اینکه " دو تیم اول ایران به آسیا خواهند رفت " در پی کم انگیزه کردن تیمی است که این روزها خود به اندازه ی کافی با ستاره هایش حاشیه دارد . چه کسی باور نمی کند که خبری را که هنوز رییس فدراسیون و صفایی فراهانی به عنوان عضو کنفدراسیون قطعی نمی دانند و تصویب نشده است و جلسه ی آسیایی اش برگزار نشده است ، اعضای اصفهانی فدراسیون بیرون نداده باشند ؟ هم آنان که همیشه متهمند تمامی تلاش خود را برای برگرداندن 6 امتیاز کسر شده از طرف فیفا به پرسپولیس انجام نداده اند ! پرسپولیس قهرمان واقعی فوتبال ایران است و سقوط کننده هایش هم شیث و نیکبخت و مامانی ! فردا ، شنبه ساعت 18 ورزشگاه آزادی در تب 57 درجه خواهد سوخت و افشین قطبی سر بلند آخرین بازی اش را برای پرسپولیس انجام خواهد داد . این بار همه ی ایران - شاید به غیر از اصفهان - دوست دارند امپراتور سرخپوش برنده باشد ، این پاسخ برای مردی است که با نوع ادبیاتش تفاوت را به معنای واقعی کلمه با علی دایی ، ضیایی ، قلعه نویی و استاد فیروز کریمی نشان داد .
فردا به ورزشگاه خواهم رفت ، حتا اگر پرسپولیس قهرمان نشود و تمام اتوبان پر از شیشه خرده باشد ! این کمترین ادای احترام به مردی است که تمام فصل روی شیشه خرده ها راه رفت .