جانم می‌رود دیدم که به چشم خویشتن من خود بازگشت به صفحه اصلی چریکه‌ی آراز
درباره من آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند می‌شود. موج می‌زند. غرش می‌کند. پس می‌زند و به جلو می‌رود. آرام می‌گیرد و نرم می‌گردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمه‌ی شادی هست در ترانه‌های ماندگار عاشیق‌های آذربایجان ... ادامه
- چریکه‌ی آراز؛ آرشیو موضوعی؛ فوتبال

گفته بودیم برایت آقای قطبی ! نگفته بودیم ؟ در استادیوم به تو گفتیم ، در برنامه ی نود گفتیم ، در خیابان که دیدیمت گفتیم ، در اسفندیار که شام می خوردی گفتیم .حتا در همین وبلاگ هم گفتیم . نگفتیمت آقای قطبی ؟ گفتیم که "یوروم"ت را بردار و از اینجا برو . گفتیم قهرمان بشوی و نشوی ، تاثیر خودت را گذاشته ای . از این جا برو که ما دوستت خواهیم داشت ، قهرمان شدی و بیش تر عاشقت شدیم و گفتیم حالا برو !
رفتی و باز دوباره برگشتی . آنقدر برگشتی که مجبور بشوی "دیوانه" خطابمان کنی ! که خودت را دیوانه بخوانی و ما را هم . چه فرقی می کند که فحش داخل کاغذ کادو بدهی و "کریزی" خطابمان کنی یا ایرانی باشیم و "اسگل" خطاب بشویم، مهم برای ما این بود که تو نباید بر می گشتی . حتمن باید "مایلی" وار منطق مان را وارد حریم خصوصی و چشمت می کردیم تا حرف گوش کن باشی ؟ ندیدی که چه دلسوز بودیم برای زن و بچه ی در آمریکا مانده ات ؟ چه فضول بودیم برای خبر گرفتن از قرارهای هفتگی دوبی با دوست دخترت ؟ چه هیز بودیم برای دیدن عکس "یوروم"ت ؟ حالا خوب است بدهیم که علی دایی سرت داد بزند که " عزیز من ! اینجا ایرانه !" ؟ . آری . آقای قطبی اینجا ایران است . اینجا مملکت چاهار فصل است . باهار داریم . تابستان داریم و پاییز و زمستان داریم و هر کدام به رنگی !
آری! عزیز من! اینجا ایران است و انگار باید حرف فیروز کریمی را بپذیریم که گفته بود :" قطبی اوایل فصل روی نیمکت بود . وسط فصل کنار خط بود و آخر فصل پرش می کرد این فاصله را و اگر یک فصل دیگر بماند ببینید که چه ها می کند " . انگار پر بیراه نبود که تو هم ایرانی شدی . یکی مثل خود ما . آقای قطبی ! اینجا نبودی تا ببینی چه بر سر خود ما آمده است . فکر می کنی ما هم از اول این بودیم ؟ همه مان در مکتب و مدرسه و کودکی مان آدم حسابی بودیم جان تو !
جان من ! وقتی بر می گردی و به خبرنگار ها می گویی "کاری که شما با پرسپولیس می کنید ، حیوان با حیوان نمی کند" ، کسی کاری ندارد که چرا این حرف را زده ای . کسی کاری ندارد که مارکو برای کار شخصی رفته است و نوشته اند برای دلالی بازیکن رفته است و تو به او خط داده ای که برود . این جا از این جمله ات چنان چماقی درست کنند که تحملت را از دست بدهی و بدترش را هم بگویی !مگر یادت نیست که همین ها از بغض دایی و کریمی و قلعه نویی ، و نه از حب خودت "امپراتور" ت کردند و "شیر" ؟ حالا بشین و قدرت ایرانی را نگاه کن . به قول آن پیرمرد_ترک_ هیجان زده ی بعد بازی استرالیا ، ایرانین دنیانی داغان پاغان می کنه ! شما که جای خود ! شما که محترم !
حالا بنشین و ببین تا قبل از بازی با استقلال چه بلایی بر سرت بیاورند ، فقط شانس آورده ای که بیشتر روزنامه چی جماعت ما پرسپولیسی هستند . شانس بیاوری که "دربی" را نبازی ! تازه شانس بیاوری که به خودشان نگیرند این "حیوان" بودن را ! که آن وقت پاره می کنند هر چه پرده ی سالم مانده به خلوتت .
حالا اما ، تو که خواهی رفت ، ولی امروز نرو . بنشین و ببین کار روزگار ما را که چه بر سر فرشاد آقای گل دوست داشتنی و محبوب ما آورده که امروز این گونه عقده گشایی می کند و به تو می تازد و پرده می درد. بنشین و ببین و بخوان حسن روشن ها و حجازی ها و پروین ها را که مایه ی پر شدن روزنامه های درجه 2 و 3 هستند امروز . تازه شانس آورده ای حاجی مایلی تا یک سال ممنوع از مصاحبه شده است. اگر هم حوصله ات در خانه ات و تنها سر می رود ، بنشین و دی.وی.دی برنامه 90 چند هفته پیش را گیر بیاور و هرشب چند بار ببینش ! آنجایی که علی دایی می گوید " د_د_د_د! بازم حرف خودت رو میزنیییی ؟ اینجا ایرانه عزیز من " !

نظرات(8) . چهارشنبه، ۳ مهرماه ۱۳۸۷ . لینک ثابت

خدا مجبورتان نکند که در ماشین باشید و مجبور باشید که فوتبال را از "رادیو" گوش کنید . رسمن اعصابتان را رنده می کنند و دهانتان را قیرگونی . متاسفانه این گزارشگر بازی پرسپولیس- ذوب آهن کاری کرد که هیچ قلندری با ما نکرده بود تا به این سن. سه بار فریاد زد که "توپ ! توی کنج دروازه ! ... در آغوش دروازه بان ذوب آهن !". یکبار فریاد گل آفساید و چند بار چیزهای دیگری گفت که یادمان نیست تا لحظه ای که برای گل ذوب آهن فریاد زد . و از آنجا به بعد بود که کارشناسی هایش شروع شده که " بله ! توره امسال خوب بازی نکرده و گل نزده است !" و انگار در این رادیوی خراب شده ی ما یک نفر نبود که بگوید توره تازه 20 دقیقه است که دارد در لیگ بازی می کند و با احتساب 15 دقیقه ی بازی قبل هم می شود 35 دقیقه ! و چه کسی با 35 دقیقه یک فوروارد را تحلیل می کند ؟ خدا کمک کرد و همان لحظه که به خانه رسیدیم پرسپولیس گل اول را زد و قصد داشتیم بعد از این نفس راحت مقداری خوشی کنیم با گل کریم باقری، که سرهنگ علیفر شروع کرد به در فشانی و متوجه شدیم گزارشگر جناب سرهنگ_ محوطه ی 5.5* متر و 1/3 _قوس_ میانی* و فاصله ی 9/30 ! تشریف دارند . این استاد که نمی دانیم کجای این دنیا یک دوره کلاس مربی گری هم دیده و دوست دارد تا به دروازه بان بگوید گلر و به محوطه ی جریمه بگوید محوطه ی فلان متر و به 6 قدم بگوید 5.5 متر و امثالهم ، طبق معمول شروع کرده بود به توضیح دادن در های خط دفاعی پرسپولیس و نا کارآیی دفاع خطی . داور بازی هم که دیده بود کسی به قهرمانی قلدر_ تنومند_ مشهدی بعد از آن پنالتی کذایی بازی ملوان ، حرفی نزده ، هر کار که دلش می خواست با تیم برنده کرد . بعد از آن سوت های پی در پی اشتباه و اخراج کمک مربی تیم ، واقعن کار سختی است فوتبال بازی کردن و گل زدن ! تا جایی که پرسپولیس گل دوم را خورد و از آنجا که ایرانی جماعت اصولن ضعیف پرست است از اینجا به بعد داور شروع کرد به روحیه دادن و به نفع پرسپولیس گرفتن ! این وسط سرهنگ بود که داخل اعصاب ما فرو شده بود و تحت هیچ شرایطی هم رضایت به بیرون آمدن نمی داد که " مربیان پرسپولیس حفره دفاع را ندیدند و من دیدم " و " چند بار که خدمتتان گفتم در سیستم دفاع خطی .. " !
حالا پرسپولیس 8 امتیازی شده و با دو امتیاز کمتر نسبت به صدر نشین ها ، رتبه ی بدی ندارد . ولی قضیه جایی دردناک می شود که تصور کنیم اگر اشتباهات داوری این 2 هفته نبود الان با حداکثر امتیازات و 12 امتیاز در صدر جدول بود . به نظر شما این موضوع برای کسی مهم است ؟ اگر این مساله هم برای کسی مهم باشد ، قطعن مساله ی گزارشگران فوتبال چه در تلویزیون و چه در رادیو برای هیچ نهاد نظارتی که وظیفه اش نظر سنجی باشد ، مهم نیست . که سال هاست باید امثال خیابانی و علیفر و یوسفی را تحمل کنیم و تحمل کنیم و تحمل کنیم و چون راه چاره ای نداریم ، دست ها بر کف زمین بر خدا توکل کنیم .

نظرات(6) . یکشنبه، ۳ شهریورماه ۱۳۸۷ . لینک ثابت


داور هزار بار دیگر هم اگر صحنه را ببیند ، امکان ندارد که پنالتی به ضرر پرسپولیس بگیرد . در روزی که سید جلال رافخایی می رفت تا آرزوی ملوانان جوان را بر آورده کند و در روزی که مازیار زارع ،پسر انزلی، نمی توانست موثر و بی دغدغه فوتبال بازی کند ، این نیکبخت بود که با 2 گل خود بار دیگر مهرش را به دل هواداران انداخت . ولی انگار در روزی که نیکبخت هم مشکل ساز نباشد ، محسن قهرمانی داور تنومند و مشهدی فوتبال باید دینش را به پرسپولیس ادا می کرد و وقتی که کریم باقری و بهادر عبدی و پتروویچ فرصت ها نزدند ، این پنالتی اهدایی داور بود که 2 امتیاز از جیب قطبی زد و یکی در جیب احمد زاده انداخت . حالا پرسپولیس 7 امتیازی است .

نظرات(2) . یکشنبه، ۲۷ مردادماه ۱۳۸۷ . لینک ثابت

در روزی که خوب بازی نکردیم . در روزی که یک گل از پاس همدان در تهران عقب افتاده بودیم . در روزی که ورزشگاه آزادی خالی از تماشاگر بود . در روزی که کریم باقری هم مثل همیشه اش نبود ، با تک گل نیکبخت و 2 تا سوپرگل از کاپیتان دوست داشتنی مان ، کریم باقری ، بازی را بردیم . مبارک همه ی قرمزها .

.
.
.

پ.ن برای م.ج.شکری : باخت استقلال در رشت ، مزه ی پیروزی مان را دو برابر کرد (:

نظرات(2) . یکشنبه، ۲۰ مردادماه ۱۳۸۷ . لینک ثابت

قدم اول خوب بود . برای پرسپولیسی که معمولن عادت ندارد بازی افتتاحیه اش را ببرد ، برد با یک گل در برابر قهرمان دو فصل پیش که خوب یارگرفته است و مربی تیم ملی و لیت بارسکی دوست داشتنی را هم بالای سر خود می بیند ، از خوب کمی بالاتر بود . برای قطبی که دیر بازگشته است و مثل فصل پیش وقت کمی برای تمرین با تیم داشته است ، این برد خوب است .
میثاق معمار زاده دروازه بان جوانی بود که بهتر از همتای ملی پوشش در تیم سایپا عمل کرد و هرگز توپی را از لای پاهایش و از پشت به کریم باقری پاس نداد . نبی باقری ها که انگار استاد اسدی پرسپولیس است مثل همیشه ی خودش بود و شیری از نصرتی کم نداشت . سپهر حیدری هنوز در حال و هوای تعطیلاتش بود و علیرضا محمد انگار زمان می خواهد تا توی بازی ببینیمش . بادامکی با شماره ی 7 ی که به تنش زار می زد ، زور خود را زد و هزاران ضربه ی خوب را نزد ! پژمان نوری وسط زمین زحماتش موثر تر است و علاوه بر گلی که به دروازه ی سایپا دوسخت پاس های چیپ و سر بالای خوبی داد -که اگر دایی ببیند ! خیلی عذر می خوام خیلی بهتر از ابی صادقی بود - . پتروویچ باید از این فرصت خوب استفاده کند و دیگر هرگز این جور بازی نکند تا بتواند باز هم فیکس باشد و مازیار زارع نشان داد که به خوبی قدر فرصت داده شده را می داند . اما امان از تیمی که باز هم باید نیکبخت را تحمل کند . امیدواریم این فصل لااقل به یک دردی بخورد و حداقل یک حرکت نمایشی درست بکند تا دلمان از داشتنش نسوزد . کریم هم که کاپیتان عزیز ماست باید اینقدر نسبت به سایپا مهربان نباشد و دروازه خالی ها را به در و دیوار نزند . راجع به افشین پیروانی و قطبی باید بعد از چند بازی نظر داد . به نظر می رسد پرسپولیس شاید آبگوشت خوبی باشد که به قول بهمن خان فروتن باید جا بیفتد .
آن سوی میدان سایپایی بود که به نظر در قامت یک مدعی می رسد اگر این باخت پله اول تبعات بدی برایشان نداشته باشد . حداقل با این مهره ها و مربی دوست داشتنی که جذب کرده اند و مربی تیم ملی را که دارند ، تیم پر سر و صدایی به نظر می رسند .

نظرات(2) . دوشنبه، ۱۴ مردادماه ۱۳۸۷ . لینک ثابت

هر چقدر که هوای بیرون در این بی برقی و بی حوصلگی گرم تر است عوضش تابستان بازار فوتبال کساد تر است انگار . هر چقدر که روزنامه چی جماعت هم هی می خواهند این تنور را گرمش کنند که شاید از کنارش لقمه نان برشته ای هم برای آن ها باشد ، نمی شود لامصب ! به نظر می رسد فوتبال ایران در حال گذر از یک مرحله ی خاص است . دوره ای که کم کم عصر پروین ها و حجازی ها غروب می کند و فوتبال به حاشیه می راندشان . بچه هایی که روزی این ها اسطوره شان بوده اند حالا با واقع گرایی از علم جدید فوتبال می گویند و آن سنتی تر هاشان هم قلعه نویی را بر حجازی ترجیح می دهند . حتا دیگر شکستن بت پروین توسط شاگردان قدیمی اش مثل کاویانپور هم آن جذابیت لازم ژورنالیستی را برای سرگرم کردن ملت ندارد . از ترکاندن بمب توسط حاجی تی ان تی آبی ها خبری نیست . انگاری که حاجی هم پیر شده . این پیری جایی که مدیرعامل مسن و غیر محبوب قرمز ها قصد ترقه بازی دارد و ادعا می کند که تیمش 4 تا به رقیب خواهد زد و حاجی بمب افکن را نمی شناسد و توسط حاجی مقابل به علت پیری و نسیان تعبیر می شود ، بیش تر به چشم می آید . دیگر رقم های 200 میلیون تومانی قرار داد عادی شده است . از انتقال های پر و سر و صدا هم خبری نیست . تیم های تهرانی با نفوذ این و آن به شهرستان واگذار می شوند . تیم هایی که افتاده اند دنبال خرید امتیازند و جالب است که باز هم هیچ کدام این ها حتا نصف انتقال 7 سال پیش هاشمی نسب به استقلال ، سر و صدا نمی کنند و رپرتاژ لحظه به لحظه ندارند . تابستان خشک امسال ، فصل سرد فوتبال است . در فصلی که به نظر می رسد تیم ها - به خصوص آبی و قرمز - بهتر از هر فصل دیگری یارگیری کرده اند و کادر فنی بسته اند ، فقط یک شوک لازم است تا همه چیز گرم شود . شاید آمدن پیر لیت بارسکی قهرمان دوره ی نوجوانی مان در تیم ملی آلمان ! همان که با توماس هسلر خوش تیپ ما ، آلمان دوست داشتنی دهه ی 90 مان را تکمیل می کردند ، همان که توی یک وجب جا دو نفر و نصفی را دریبل می زد ، این لیگ را گرم تر کند . در سالی که سر و صدایی از کاظمی و کربکندی نیست ، باید منتظر اتفاقات تا هفته ی دهم نشست . کسی چه می داند ! حتمن خیلی از مربیان بی تیم هم برای هفته ی 10 ، نیم خیز شده اند .

نظرات(3) . دوشنبه، ۷ مردادماه ۱۳۸۷ . لینک ثابت

قطبی برگشته است . هدایتی مرد متمول باشگاه پرسپولیس امپراتور را برگردانده است . باشگاه بین دنیزلی و قطبی ، افشین را به پرسپولیس راضی کرده است .
برای قضاوت زود است . باید دید شرایط باشگاه و فصل یارگیری چه می شوند . چه کسی تمدید می شود و چه کسی رفتنی است . و برای رفع نیازهای ضروری بعضی از پست ها چه می کند داریوش خان !
برای قطبی نوشته بودیم که برو . که رفت و برگشت . قطبی حتمن می داند به چه مخمصه ای برگشته است حتا اگر یکسال تجربه داشته باشد . اینجا آدم ها با کوچکترین لغزشی از عرش به زیر فرش می روند . قطبی حتمن می داند .

نظرات(2) . شنبه، ۱۵ تیرماه ۱۳۸۷ . لینک ثابت

میگه فوتبال هال رو میبینی. میبینم اگه بگم آره باید کلی توضیح بدم . میگم . نه. خوابم میاد . زود می خوابم . میگه آااای ! جوونم جوونای قدیم . حتمن اونقدر تفریح داری که به این چیزا نرسی . خوش به حالت . لال مونی و لبخند ترکیب مناسبی هست این جور وقت ها . حالا "اونی که میگه" می تونه راننده تاکسی باشه ، می تونه یه مشتری باشه وقتی منتظر جنسش هست ، می تونه یه رییس بانک باشه وقتی منتظر امضایی هستی یا یک بغل دستی توی هرجایی . مهم این هست که من خیلی علاقه ندارم با آدمی که نمیشناسم از علاقه هام حرف بزنم . یک جا های دیگه ای، یک کس دیگه ای می پرسه طرفدار کدوم تیم هستی ؟ به جای اینکه توضیح بدم که انگلیس رو دوست داشتم و الان نیست و چی و چه ، میگم خیلی فرق نمی کنه . فوتبال هلند به خاطر زیبا بودن امسالشون یا خوش تیپ های ایتالیا به خاطر گتوزوشون و یا به خاطر پذیرایی هفته ی پیش آلمان و استیک های خوشمزه شون ، آلمان و یا اصلن به خاطر همه زیبایی های وین و پیاده روی های کنار دانوب ، اتریش و یا اصلن به خاطر همه ی خوش تیپ پراگی ها و کریستال هایی که توی پامون کردن ، چک و بروکنر . فرداش و پس فردا هاش 4 تا اس.ام.اس تسلیت دارم که "هلندتون" هم ترکید . اتریشت هم که ریش ریش شد . "چک" ت هم که پاس نشد . ایتالیات رو هم که می خوریم با پاستا ! حالا اگه بشنوه طرفدار روسیه ام احتمالن شاخ در میاره به جون مایا شارپوا . به یکی دیگه میگم انصافن آلمان فوتبال رو کامل با نظم بازی می کنه . حالا اونم شاید توی چند تا بازی خوب نباشه ولی در کل هدف داره برای کاراش . اخم هاشو ور می کشه و لب هاش رو جمع می کنه و میگه "از فوتبال ماشینی آلمان بدم میاد " . می زنم روی شونه اش و میگم همشهری ! پاشو ! بیدار بشو ! آلمان که فوتبال رو با مرسدس و آئودی و فا.و ش بازی نمی کنه . اون ماشینی که شنیدی مال یه چیز دیگه است مال زمانی هست که شفیع استو قس دار بود . میگه نخیر . این یکی توپ رو صاف ور می داره میبره لب خط . میده به اون یکی . اون یکی تیز و صاف میکشه رو دروازه و اونیکی ، یکی با کله می زنه تو گل ! میگم خب . مای دییر . د همین فوتباله دیگه . کار تمرین شده . مدرسه ای . خوبه توی هیری ویری ، معرکه بگیرن و سفره ی نذری بندازن که یه دستی از غیب بیاد توپ رو ببره توی گل ؟ بچرخه بخوره توی پاشنه و پس یخه ی یکی و بره توو گل و طرف از خوشحالی کفشش رو موبایل کنه ؟. میگه چه معنی داره یکی کل زمین رو بتونه توپ رو صاف ببره بدون هیچ هیجانی . میگم اخوی . برادر. شما دردت فوتبال نیست . شما شب ها یک توک پا تشریف ببر سیرک خلیل عقاب . گل میدم اونجا وقتی طرف با توپ طول وعرض سن رو طی می کنه یکی دو باری هم توپ رو قورت بده و از آستینش بیرون بیاره اون وقت حسابی هیجان زده میشی و ستیزفای . میگه اگه یک "فن" واقعی بودی فوتبال رو با سیرک مقایسه نمی کردی .

نظرات(6) . سه شنبه، ۴ تیرماه ۱۳۸۷ . لینک ثابت

.


.
.
.

و

حالا ما قهرمان ایرانیم . قهرمان لیگ برتر . قهرمان لیگ خلیج فارس . ما با 65 امتیاز قهرمانیم . 6 امتیازش هم از آن همه ی رقیبان ما . "کل یوم " از آن امیر قلعه نویی مربی مس کرمان که مسخره مان کرده بود برای رضایت مان از 1 امتیاز کرمان . قسمتی دیگر از آن علی دایی که پر خاشگر داور را متهم کرده بود که به قولی برای پرسپولیس همه کار می کند . قسمتی دیگر برای فیروز کریمی که با چشم های گشاد شده اش ما را خالی بند خطاب کرده بود . اندکی برای ناصر حجازی که از پشت عینک گرانقیمتش ما را منسوخ شده ی دهه ی شصتی دانسته بود . مقداری پیشکش مجید جلالی که هیچ وقت ما را مدعی قهرمانی نمی دانست آمار لپ تاپش . اندکی هم برای اکبر میثاقیان که روی اعصایمان رفته بود همه ی حرکاتش که نگوید بچه ها می گویند اکبر ! تو چرا نیستی ! اگر چیزی ماند اندکی هم به شیث و مامانی و نیکبخت مرحمت کنید از آن باقی 6 امتیاز را . بقیه ی 59 امتیازش همه برای افشین قطبی ست . امپراتور سرخ پوش های ایران . از آن سربازان فداکارش مثل کریم باقری ، محسن خلیلی ، عباس آقایی ، مسعود زارعی ، پژمان نوری و فرزاد آشوبی ست و البته که سهم سپهر حیدری فراموش نشود با این گل آخرش . .
پرسپولیس ما پارسال زیباتر فوتبال بازی می کرد ، دنیزلی فوتبال را کاملن می فهمید . اما دنیزلی هم رندی های خاص خودش را داشت . خنده های معروفش بعد از باخت ها خیلی برایمان خوشایند نبود حتا اگر فوتبالی بازی کرده بود که مدت ها بود نظیرش را در ایران ندیده بودیم . آری هان شخصیت یک مربی واقعی را داشت و البته دانشش را که با یک جلسه تمرین با ارنج در مقابل استقلالی که بهتر از پرسپولیس بود نشان داده بود ، خودش را اثبات کرده بود . اما انگار او هم میل و رغبتی به کار کردن در فوتبال بی در و پیکر ما نداشت و پول را بیشتر دوست که حق فوتبالش هست . این وسط افشین قطبی برای ما چیز دیگری بود . آنالیزور ی که میهمان دو روزش می پنداشتیم . همانی که وقتی ایرانی ها را شکست داده بود در جشن کره ای ها شادی هم کرده بود و تریج قبایمان آزده شده بود . گفتیم می آید و استیلی بعد 4 هفته عاصی اش می کند و می رود و اگر هم مثل بقیه باشد شکایت نامه اش از طرف فیفا به دستمان می رسد ، که پرسپولیس حق او را هم خورده است . اما نه ! قطبی چیز دیگری بود . وقتی در فرودگاه با پرچم ایران ایران چرخید ، گفتیم این هم دندان های ما را شمرده است . وقتی گفت آمده ام قلبم را هدیه دهم گفتیم این همه پر شده آمده است . اما نه ! قطبی چیز دیگری بود . آمد و نشست و حرف زد و ایستاد و جنگید و ماند و مبارزه کرد . ادبیات جدیدی را وارد فوتبال ما کرد که تازه بیدار شویم و بفهمیم فرق او را با بقیه . حتا وقتی سرپرست موقت تیم که کارش قاری بودن است از تاکتیک های او بعد از باخت به پگاه ایراد گرفت ، سر نرفت و ایستاد و بعد از شکست خرد کننده مقابل 4 گل اهوازی ها و کامپیوترشان ، باز هم ایستاد تا وقتی فردوسی پور دلیل اصلاح نکردن صورتش را بپرسد و به باتری لپ تاپش متلک بگوید ، زهر خند بزند و بگوید باتری تیمش هرگز تمام نخواهد شد . قلب شیر همان قلب قطبی بود که دیروز در دقیقه ی 90 + 5 قهرمان شد .
امیدوارم قطبی در ایران نماند . امیدوارم "یوروم" ش را بردارد و برود جای دیگری مربی گری کند . قطبی باید فهمیده باشد که ما جماعت قهرمان کشیم . اگر امروز بهانه ای از او نداریم سال دیگر دیر نیست . قطبی همین امروز نه تنها در قلب قشر تحصیلکرده ی ایرانی که در بین توده ی مردم و حتا زنانی که فوتبال را جدی دنبال نمی کنند به سبب شیوه ی ادبش محبوب است . حیف است این مجسمه ی آخر هم بشکند . قطبی باید بداند که به وفای ما اعتمادی نیست . و البته اگر قبول نکند ، بنشیند و علی دایی را خوب نگاه کند . هیچ کس مثل ما نمی تواند نخبگان فوتبالش را خراب کند . ای کاش قطبی برود و از او فقط عکس قشنگی به یادگاری در دل ما بماند .


پ.ن : امسال، سال قرمز ها بوده است . آی! می چسبد قهرمانی پرسپولیس و منچستر و بایرن مونیخ ، همه با هم در یک فصل . انگار فقط جای آث رم خالیست (:


نظرات(12) . یکشنبه، ۲۹ اردیبهشتماه ۱۳۸۷ . لینک ثابت


پله ی آخر است . پرسپولیس رسیده است به سپاهان . اختلاف 2 امتیازی اش با پیروزی اش جبران می شود اگر بتوانند . پیروزی بر صبا باتری گل محمدی که انگار هیچ جاه طلبی هم نداشت کار را برای پرسپولیس راحت کرده است و امتیازش را بالا برده است و البته توقعات را هم . در این بازی باز هم همه ی چشم ها به خلیلی خواهد بود که امروز فرصت طلب ترین و باهوش ترین مهاجم ایران است و مسعود زارعی و کریم باقری و البته عباس آقایی . وای که اگر نصرتی اشتباه نکند و نبی باقری ها محکم باشد و پژمان نوری باز هم بدود و 100 هزار تماشاچی استادیوم را پر کنند شاید که قهرمانی از آن ما ! این آخرین پله ی قطبی ست . آخرین بازی پرسپولیس با مربی دوست داشتنی اش . به نظر می رسد مافیای فوتبال اصفهان باز هم با انتشار خبر بی موقع و پیش از موعد اینکه " دو تیم اول ایران به آسیا خواهند رفت " در پی کم انگیزه کردن تیمی است که این روزها خود به اندازه ی کافی با ستاره هایش حاشیه دارد . چه کسی باور نمی کند که خبری را که هنوز رییس فدراسیون و صفایی فراهانی به عنوان عضو کنفدراسیون قطعی نمی دانند و تصویب نشده است و جلسه ی آسیایی اش برگزار نشده است ، اعضای اصفهانی فدراسیون بیرون نداده باشند ؟ هم آنان که همیشه متهمند تمامی تلاش خود را برای برگرداندن 6 امتیاز کسر شده از طرف فیفا به پرسپولیس انجام نداده اند ! پرسپولیس قهرمان واقعی فوتبال ایران است و سقوط کننده هایش هم شیث و نیکبخت و مامانی ! فردا ، شنبه ساعت 18 ورزشگاه آزادی در تب 57 درجه خواهد سوخت و افشین قطبی سر بلند آخرین بازی اش را برای پرسپولیس انجام خواهد داد . این بار همه ی ایران - شاید به غیر از اصفهان - دوست دارند امپراتور سرخپوش برنده باشد ، این پاسخ برای مردی است که با نوع ادبیاتش تفاوت را به معنای واقعی کلمه با علی دایی ، ضیایی ، قلعه نویی و استاد فیروز کریمی نشان داد .
فردا به ورزشگاه خواهم رفت ، حتا اگر پرسپولیس قهرمان نشود و تمام اتوبان پر از شیشه خرده باشد ! این کمترین ادای احترام به مردی است که تمام فصل روی شیشه خرده ها راه رفت .

نظرات(1) . جمعه، ۲۷ اردیبهشتماه ۱۳۸۷ . لینک ثابت
صفحات بعدی  1  |  2