
آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند میشود. موج میزند. غرش میکند. پس میزند و به جلو میرود. آرام میگیرد و نرم میگردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمهی شادی هست در ترانههای ماندگار عاشیقهای آذربایجان ... ادامه یکی باید از جایش بلند شود،آرام آرام برود جلو تا برسد به مسعود ده نمکی، سرش را بگذارد دم گوشش و بگوید که" این صف های جلوی سینما و قهقهه ها و خنده های این جماعت از دیدن یک فیلم خوب نیست! ملت کف کرده اند از افسردگی دلشان لگد پرانی امین حیایی و قر و اطوار اکبر عبدی و خماری امیرفضلی دیدن می خواهد" ! همین! بنده ی خدا جوگیر شده و توی شش و بش ساختن اخراجی های سه هم هست. یک مشت هنرپیشه ی بی ربط را داخل یک داستان بی ربط تر چپاندن و به متلک های دست چندمشان ریسه رفتن، عجب آشی شده است!
اسکار 81 هم برگزار شد. ولی من فقط توانستم قسمت هایی از مراسم را ببینم . کیت وینسلت برنده نقش اول شد برای بازی تحسین شده اش در "کتاب خوان" و شان پن برنده ی نقش اول برای "میلک" که اولی را دیده ام و فیلم بسیار خوبی است و دومی را هتوز ندیده ام . ضمنن من واقعن نفهمیدم چرا امسال این "میلیونر زاغه نشین" معروف شد و سر و صدا کرد. به نظرم فیلم خوبی است ولی نه اینقدر که تحویلشان بگیرند. زاغه نشین ها که بعضی زیرنویس ها "سگ اسلامی" (اسلوم داگ) معنی شان کرده بودند،حالی بردند روی صحنه ی اسکار. یک قسمت هم که معرفی کاندید های نقش اول مرد بود، شوخی رابرت دنیرو با شان پن جالب شده بود. به هر حال بر خلاف سال قبل امسال، اسکار فیلم های بهتری داشت که فصل های جدید این 24 و لاست لعنتی اجازه ی دیدن همه را هنوز به من نداده است. البته این رفیق قدیمی ما دکتر موادفروش خوب نوشته است راجع به فیلم های امسال که می توانید در وبلاگش بخوانید، فقط آنجایی را که به مارادونای عزیز ما گیر داده،جدب نگیریدش، اصلن بگذارید به حساب دیلوژنال شدن خودش! جوانی می کند گاهی به اقتضای طبیعتش!
اگر دلتان یک کشت و کشتار حسابی می خواهد، "برادر" فیلم مناسبی ست. داستان فیلم داستان یاکوزاهای ژاپنی هست با همان آداب و رسوم خاص خودشان مه عاقبت با مافیا در می افتند و ماجراهایی به وجود می آید. فیلم صحنه های غافلگیرانه کم ندارد. جاهایی که خاص خود ژاپنی هاست. ماجرای فیلم البته ظاهرن در آمریکا می گذرد. نمره ی فیلم 7.2 است که با توجه به سال ساخت فیلم،2000، نمره ی خوبی محسوب می شود. به هر حال فیلم خوبی است و به اندازه ی کافی هیجان دارد و به درد تعطیلاتتان می خورد.

سیاره ی میمون ها یک فیلم در ژانر علمی-تخیلی از استاد بزرگ تیم برتون است که محصول سال 2001 است. بازیگران فیلم مارک والبرگ، هلنا بوهم کارتر و پل جیامتی کبیر هستند که همگی از بازیگران خوب و دوست داشتنی مان می باشند. تیم راس هم نقشی را در فیلم بازی می کند که همیشه از او انتظار داریم. فقط نمی دانم چرا جای عشقمان جانی دپ در فیلم تیم برتون خالی است.
داستان فیلم، داستان ناخدای یک کشتی فضایی است که در سیاره ی میمون ها فرود می آید. میمون ها با آدم ها همان کاری را می کنند که در سیاره ی خودمان ما با آنها. دیدن چهره ی بازیگرانی که به شکل میمون ها در امده اند دیدنی ست.با اینکه هیچ وقت به فیلم های تخیلی خیلی علاقه نداشته ام، ولی چون تیم برتون قابل گذشتن نیست،فیلم را دیدم و به مدت 2 ساعت از تماشایش لذت بردم. نمره 5.5 آی.ام.دی.بی اش گمراه کننده است به نظرم.حتمن از دیدن فیلم لذت خواهید برد.


خب . برای عشق سریال های 24 و LOST یک خبر خوب می تواند این باشد که میشل دسلر، همان زن زیبای تونی آلمیدای 24 که دایرکتور سی.تی.یو هم شد و مدتی آنجا را گرداند، قرار است به کست های سیزن 5 سریال LOST ملحق شود . فکرش را بکنید ساویر چه بلایی سرش می آید وقتی که میشل و کیت همزمان در کنارش بازی کنند! هیجان انگیز نیست ؟ (:
اگر هر 6 سری سریال 24 با بازی کیفر ساترلند را تماشا کرده اید و لذت برده اید و اکنون منتظر سری 7 هستید که فرار است از ژانویه پخش شود، خبر خوب این است که فیلم 24: Redemption می تواند یک تجدید میثاق با جک باور_ی باشد که بنده ی خدا در عین کاردرست بودن، از زمین و آسمان برایش می بارد .
فیلم داغ_داغ است و 23 نوامبر 2008 اکران شده است و به لطف خدا اکنون در دستان ماست. داستان این قسمت 2 ساعت است که بین ساعت 3 تا 5 در آفریقا میگذرد. البته قبل از تماشای فیلم انتظارتان را تعدیل کنید.فیلم تنها شباهتش به 24 جک است و جان ویت! هر چند که شاید به واسطه ی داغ بودنش نمره 8 آی.ام.دی.بی را دارد ولی بدون شک فیلم قوی ای نیست و اصلن به قوزک پای سریالش هم نخواهد رسید و از لحاظ فیلمنامه و ساخت،در رتبه ی خیلی پایین تری نسبت به کارهای مشابه اش از قبیل سه گانه ی بورن دارد.ولی به هر حال اگر 24 باز باشید، چاره ای جز دیدنش ندارید.

هفته ی پیش بود که ماه بانو بازار رفته بود و بعدش آمده بود پیش من و عصری داشتیم با هم به خانه بر می گشتیم . از انقلاب که می گذشتیم، نگاهم به سینما سپیده خورد و خب پاییز و نم نم باران هم که هست.زنگ زدیم به پدرخوانده که همیشه آن نزدیک است که ما را همراهی کند، که در حال همراهی عزیز دیگری بود!
نیم ساعت وقتی را که تا شروع شدن فیلم داشتیم به جای تماشای فوتبال نوجوانان ایران-ژاپن در مغازه ی موسیقی بین وصال و فلسطین گذراندیم و کلی خاطره دوره کردیم و کلی هم موسیقی خریدیم(!).راستی سینما سپیده هنوز خوب است و شیلا هم ساندویچ خوبی اختراع کرده است که بعد از سینما می چسبد !

کنعان به نظر من فیلم متوسطی است که نباید با انتظار بالا به دیدنش نشست .بازی ترانه علیدوستی خوب است. از فروتن با در نظر گرفتن فیلم قبلی اش(حس پنهان)،قطع امید کردم.رادان فرصتی برای بازی ندارد و افسانه بایگان مثل همیشه اش است. سعی کرده بودم قبل از دیدن فیلم چیزی راجع به آن نخوانم و هنوز درباره اش نخوانده ام دقیق. اما جسته و گریخته که به چشمم خورده است،راجع به استعاره ها و حرف هایی که فیلم خواسته با اشاره منتقل کند،که به نظرم حرف بی پایه ای آمد. هرکسی از ظن خود چیزی فکر می کند، جایی ! ولی این گاهی هیچ ربطی به هنر کارگردان ندارد که شاید اگر خبر داشت نمی گذاشت کار به آنجاها بکشد اصلن.پایان بندی فیلم هم به نظرم بیش تر از عدم شخصیت پردازی و ارائه ی یک علت درست و درمان برای تصمیم بازیگر اول زن (!)، مسخره نیست.
همان روزهایی که آخر هفته ساندویچ های "سوسیس آلمانی" و "کالباس لیونر" در "سینما" برایمان جزو آرزوهای بزرگ بود ، سینماها جور دیگری بودند.یاش به خیر.سینما اورانوس شاپور و ستاره ی امیریه و شهر قشنگ سه راه جمهوری که آن روزها هنوز سه راه شاه هم می گفتنش جزو سخت دست یافتنی ها بود اجازه گرفتن برای رفتنشان.
همان روزها که هیچ کدامشان سانسی نبودند،اگر بیلیت می خریدی می توانستی بشنشینی و تا هر وقت که دلت می خواهد و می توانی فیلم ببینی! به خاطر همان بود که فرار به سوی پیروزی را با آردیلس و پله و راکی 20 بار دیدیم. هنوز هم کاملن لحظه ای را که ساندویچ در دهان خیره شده بودم به پرده که بازیکن آلمانی می خواهد پنالتی بزند و راکی چپ چپ نگاهش می کند،جلوی چشمم هست.فیلم های دیگری مانند عقاب ها و کانی مانگا و گذرگاه جهنمی را هم بارها و بارها دیدیم در کنار باراباس !

کوئنتین تارانتیو که با ساختن DEAD PROOF خواسته بود ادای دین کند به سینمای کلیشه ای و تجاری دست پایین _روزهای نوجوانی اش ،(سینمای جیم!)، این بار فیلم HELL RIDE لری بیشاپ را پرزنت کرده است .در ضد مرگ،استاد فیلم را گذاشته بود روی جلوه های ویژه ماشین های غول پیکر دهه ی 70 آمریکا تا طرفداران آن ماشین ها و خودش لذتش را ببرند.حالا اینجا عشق موتورهای هارلی دیویدسون می توانند با موتورها و البته اسلحه های عجیب و غریب استاد صفا کنند. اینجا هم مثل اکثر فیلم های تارانتینو عنصر "زن" و کافه در کنار خشونت و موسیقی خاصش حضور فعال دارد . فیلم به اندازه ی لازم هم بازیگر اسمی و خوب دارد . از دنیس هاپر گرفته تا وینی جونز و البته مایکل مدسن همیشه دوست داشتنی در کنار خود بیشاپ ! ضمنن آن متخصص پاپ کورن خور سیزن 1 سریال 24 را یادتان هست ؟ همان که سیزن 5 .. و .. ! خب ! چناب اریک بافلر اینجا یک نقش جالب دارد و .. .

هر چقدر که این فیلم ها "هیچ" هم نداشته باشند، برای من حس نوستالژی در روزهایی را که نبوده ام (!) را زنده می کنند ،برای همین تمام این جور فیلم ها و تارانتینو و دار و دسته ی دیوانه اش را دوست دارم .

فرار از زندان ! بعد از مدت ها ، در این پاییز " فصل" ، تنها چیزی که حالمان را کمی بهتر کرده است . بی نظیر و استثنایی است این سریال !
فصل چاهارم با یک غافلگیری بزرگ شروع می شود . نظیر چیزی که در فصل 5 سریال 24 اتفاق می افتد . تا به حال 6 اپیزود اول سری 4 به دستم رسیده است و عجب سریال بی نظیری هست . ضمنن این سریال نشان دادن 5 نفر که دارند تونل می کنند و یا طناب بالای دیوار می اندازند که از زندان فرار کنند نیست ، توصیه می کنم از دست ندهیدش .
بعد از تحریر 1 : گاهی اوقات خوشی های بزرگ خیلی ساده اند . چقدر خوشحال شدم وقتی که اپیزود 7 هم بود . دیشب به صورت ماراتن 5 قسمت را با هم دیدم و الان سرشار از انتظار و هیجانم برای قسمت های بعد . راستی یادم رفته بود که بگویم موسیفی سریال هم کار یک ایرانی به نام "رامین جوادی " است ! به نظرم فیلمنامه ی سریال هم از 24 و هم از لاست محکم تر و حرفه ای تر است . در حال حاضر چیز بی نظیری هست پریزن بریک !

دختری آمریکایی که با مادر و شوهر پولدارش زندگی می کند، می خواهد با دوستش بروند و پاریس را ببینند. پدرش که بازنشسته ی سرویس مخفی آمریکاست مته به خشخاش می گذارد و مخالفت می کند. دخترک قهر می کند و پدر دست آخر می پذیرد . در اولین روز رسیدن به پاریس دختر و دوستش دزدیده می شوند و پدرش در می یابد که فقط 96 ساعت فرصت دارد تا جان دخترش را نجات دهد ..
یاین بار فیلم احتمالن از روی "تجارت" خودمان کپی شده است ! یکی از نویسندگان فیلمنامه لوک بسون است و لیام نسون هم در نقش فرامرز قریبیان فیلم است که آمده است پی دخترش در پاریس. و یک نفری همه جا را نابود می کند تا به او برسد که در چنگال تبه کاران اسیر است و در این راه، همه ی موانع را از پیش پا جارو می کند . آها ! تا بادم نرفته است بپرسم که اگر دلتان برای شانون زیبای سریال LOST تنگ شده است، در این فیلم می توانید با او تجدید خاطره کنید . نمره ی 7.8 فیلم هم نمره خیلی بالایی برای فیلم محسوب می شود که به نظر می رسد به خاطر تازه اکران شدن فیلم باشد و بعدن پایین بیاید. فیلم از جمله فیلم های اکشن پاپ کورنی محسوب می شود که برای 2 ساعت از تعطیلات هم کاملن مناسب است .