جانم می‌رود دیدم که به چشم خویشتن من خود بازگشت به صفحه اصلی چریکه‌ی آراز


زندگی حکمت اوست،
زندگی دفتری از حادثه هاست،
چند برگی را تو ورق خواهی زد،
مابقی را قسمت،

درباره من آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند می‌شود. موج می‌زند. غرش می‌کند. پس می‌زند و به جلو می‌رود. آرام می‌گیرد و نرم می‌گردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمه‌ی شادی هست در ترانه‌های ماندگار عاشیق‌های آذربایجان ... ادامه
لینک‌دونی لینک‌دونی
جدیدترین نوشته‌ها:
- سه ماهگی
- دختر
- هرچه از من دورتر، بهتر
- دوست خوب
- ۱ ماهگی آیسا
- متولد ۹ مهر ماه ۹۰
- دختر پاییز من
- تابستان خود را چگونه گذراندید ؟
- سفرت به سلامت
- جان من ! نقاب رو بردار
آرشیو موضوعی:
- فوتبال (19 یادداشت)
- فیلم (53 یادداشت)
- موسیقی (2 یادداشت)
- مسافرت (6 یادداشت)
- نامه های من به پسرم (3 یادداشت)
- تئاتر (6 یادداشت)
- خاطرات (10 یادداشت)
- روز نوشت (159 یادداشت)
- شخصی (5 یادداشت)

قصه ی برادرها قصه ی جنگ است. قصه ی آشنایی که شاید خیلی از ما ها هم یادمان باشد. قصه های جنگ در همه ی دنیا شبیه به هم هست. جنگ همه چیز را ویران می کند و از بین می برد. فقط شاید آن ور دنیا روایتش فرق کند.


توبی مگ وایر که همان اسپایدر من است و مرد عنکبوتی، اینجا نقش افسری را دارد که پدرش هم افسر بازنشسته ی جنگ ویتنام است و برادرش بچه ی شر محل است و تازه از زندان آزاد شده است . ناتالی پورتمن دوست داشتنی مان زن "سم" است و سم که دارای دو تا دختر کوچک است به افغانستان اعزام می شود و آنجا اسیر می شود و برای رهایی اش مجبور به اعمالی می شود. به خانواده اش خبر می دهند که سم مرده است و برایش یابود برگزار می کنند . بعد از مدتی سم نجات پیدا می کند و به خانه ای بر می گردد که در این فاصله تغییر کرده است. برادرش سرپرستی دختر ها را به عهده گرفته و یک رابطه ی احساسی هم با همسرش پیدا کرده است. سم که هنوز در شوک اتفاقات افغانستان است توانی برای کنکاش ندارد. دختر ها هم بیشتر عمو را دوست دارند. تامی که برادرش را به هم ریخته می بیند سعی می کند از زندگی او فاصله بگیرد .. ولی این "جنگ" است که همه چیز را نابود کرده است. انتهای فیلم جمله ی درخشانی است که سم می گوید، " می گویند که فقط مرده آخر جنگ را دیده است و من در افغانستان هنگامی که مرده بودم، آخر جنگ را دیده ام و نمی دانم که دیگر می توانم زندگی کنم؟ "
فیلم، برای من فیلم تاثیرگذاری بود . فیلمی برای بعد از ظهر ابری جمعه. آن موقعی که که توان بلند شدن از جایت نداری، فیلمی هست که لذت دیدنش را با یک لیوان چای داغ ببری .

جمعه، ۹ بهمنماه ۱۳۸۸ . لینک ثابت

نظرات: (2 نظر)

منم فيلم رو ديدم.بار عاطفي فيلم خيلي بيشتر از بررسي اثرات رواني جنگ بود با اينكه خيلي تاثير گذار بود اما انگار با يه عجله اي كه اصلا لازم نبود باشه تاثيرات واقعي جنگ رو نمي تونست بيان كنه.فكر كن تو با اون وضع خودت دوستت رو كشته باشي و شكنجه اش كرده باشي،اما اثرش فقط به اين شكل كه تو فيلم اومده بيان بشه.فيلم هول هولكي ايه

salam
yadam bashe hatman azat film ra begiram v bebinam
dar jashnvare filme fajre emsal ham ye film ba hamin mozo namayesh dade shod

ثبت نظر شما

 
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز در متن نظر استفاده کنید)