جانم می‌رود دیدم که به چشم خویشتن من خود بازگشت به صفحه اصلی چریکه‌ی آراز

در شبی تاریک
که صدایی با صدایی در نمی آمیخت
و کسی کس را نمی دید از ره نزدیک ،
یک نفر از صخره های کوه بالا رفت
و به ناخن های خون آلود
روی سنگی کند نقشی را و از آن پس ندیدش هیچکس دیگر .
شسته باران رنگ خونی را که از زخم تنش جوشید و روی صخره ها خشکید .
ازمیان برده است طوفان نقش هایی را
که بجا ماند از کف پایش.
گر نشان از هر که پرسی باز
برنخواهد آمد آوایش .
آن شب
هیچکس از ره نمی آمد
تا خبر آرد از آن رنگی که در کار شکفتن بود .
کوه : سنگین ، سرگران ، خونسرد .
باد می آمد ، ولی خاموش .
ابر پر می زد ، ولی آرام .
لیک آن لحظه که ناخن های دست آشنای راز
رفت تا برتخته سنگی کار کندن را کند آغاز ،
رعد غرید
کوه را لرزاند
برق روشن کرد سنگی را که حک شد روی آن در لحظه ای کوتاه
پیکر نقشی که باید جاودان می ماند .
امشب
باد و باران هر دو می کوبند
باد خواهد برکند از جای سنگی را
و باران هم
خواهد از آن سنگ نقشی را فروشوید
هر دو می کوشند
می خروشند
لیک سنگ بی محابا در ستیغ کوه
مانده برجا استوار ، انگار با زنجیر پولادین
سالها آن را نفرسوده ست
کوشش هر چیز بیهوده ست
کوه اگر بر خویشتن پیچد
سنگ بر جا همچنان خونسرد می ماند
و نمی فرساید آن نقشی که رویش کند در یک فرصت باریک
یک نفر کز صخره های کوه بالا رفت
در شبی تاریک .

درباره من آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند می‌شود. موج می‌زند. غرش می‌کند. پس می‌زند و به جلو می‌رود. آرام می‌گیرد و نرم می‌گردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمه‌ی شادی هست در ترانه‌های ماندگار عاشیق‌های آذربایجان ... ادامه
لینک‌دونی لینک‌دونی
جدیدترین نوشته‌ها:
- جمعه
- کنعان
- نوستالژی زمانی که نبودم !
- بازگشت افسانه ی مارادونا
- پاییزانه
- نامه های من به پسرم # 2
- پاییز در شب
- Prison Break - Season 4
- یادگار دوست
- از پوست پیاز تا کرگدن !
آرشیو موضوعی:
- فوتبال (14 یادداشت)
- فیلم (27 یادداشت)
- مسافرت (5 یادداشت)
- نامه های من به پسرم (3 یادداشت)
- تئاتر (2 یادداشت)
- خاطرات (6 یادداشت)
- روز نوشت (40 یادداشت)
- شخصی (2 یادداشت)

دختری آمریکایی که با مادر و شوهر پولدارش زندگی می کند، می خواهد با دوستش بروند و پاریس را ببینند. پدرش که بازنشسته ی سرویس مخفی آمریکاست مته به خشخاش می گذارد و مخالفت می کند. دخترک قهر می کند و پدر دست آخر می پذیرد . در اولین روز رسیدن به پاریس دختر و دوستش دزدیده می شوند و پدرش در می یابد که فقط 96 ساعت فرصت دارد تا جان دخترش را نجات دهد ..

یاین بار فیلم احتمالن از روی "تجارت" خودمان کپی شده است ! یکی از نویسندگان فیلمنامه لوک بسون است و لیام نسون هم در نقش فرامرز قریبیان فیلم است که آمده است پی دخترش در پاریس. و یک نفری همه جا را نابود می کند تا به او برسد که در چنگال تبه کاران اسیر است و در این راه، همه ی موانع را از پیش پا جارو می کند . آها ! تا بادم نرفته است بپرسم که اگر دلتان برای شانون زیبای سریال LOST تنگ شده است، در این فیلم می توانید با او تجدید خاطره کنید . نمره ی 7.8 فیلم هم نمره خیلی بالایی برای فیلم محسوب می شود که به نظر می رسد به خاطر تازه اکران شدن فیلم باشد و بعدن پایین بیاید. فیلم از جمله فیلم های اکشن پاپ کورنی محسوب می شود که برای 2 ساعت از تعطیلات هم کاملن مناسب است .

سه شنبه، ۹ مهرماه ۱۳۸۷ . لینک ثابت

نظرات: (1 نظر)

عزیزم نه ژانر فیلم مهم هست و نه فیلمنامه برای دیدنش همین یک حرف بس است شنون.
پاینده باشید

ثبت نظر شما

 
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز در متن نظر استفاده کنید)