جانم می‌رود دیدم که به چشم خویشتن من خود بازگشت به صفحه اصلی چریکه‌ی آراز

من کسی را دوست دارم که او اصلن نمی داند!
عشق را می داند،
تجربه های دنیا را در کف دست مهربانش دارد
اما زیرکانه عاشق است.
پهلو به عشق می زند که رسوا نشود.
کاش تو آسمون همه ی ابرا دلتنگ بشن،
بارون بشن،
تا واسم یه عالمه سوغاتی همراش بیاره

درباره من آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند می‌شود. موج می‌زند. غرش می‌کند. پس می‌زند و به جلو می‌رود. آرام می‌گیرد و نرم می‌گردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمه‌ی شادی هست در ترانه‌های ماندگار عاشیق‌های آذربایجان ... ادامه
لینک‌دونی لینک‌دونی
جدیدترین نوشته‌ها:
- علی کوچولو
- بز و باسن
- كنسرت 7th Band
- FARSI 1
- ENGLAND vs GERMANY
- DEXTER
- Flatliners
- جام جهاني و تلويزيون ما
- IPHONE 3Gs
- 24
آرشیو موضوعی:
- فوتبال (19 یادداشت)
- فیلم (53 یادداشت)
- موسیقی (2 یادداشت)
- مسافرت (6 یادداشت)
- نامه های من به پسرم (3 یادداشت)
- تئاتر (5 یادداشت)
- خاطرات (11 یادداشت)
- روز نوشت (126 یادداشت)
- شخصی (4 یادداشت)


"افتاده با قانون " یا "مغلوب قانون " یا "زمین خورده به وسیله ی قانون " و یا هر چه خودتان تصور کنید . فیلم سیاه و سفید و محصول 1986 است . یک فیلم از سه گانه ای که تعلق دارد به "جیم جارموش".
فیلم داستان سه مرد است که یکی زاک است که دی-جی است و بعد از اینکه دوست دخترش زار و زندگی اش را توی کوچه می ریزد به اتهام جنایت ، یکی جک است که کارش دلالی محبت است و او هم با یک پاپوش ، و دیگری روبرتو بنینی است که سر تقلب در بازی ورق و کشتن یک نفر ، همگی به زندان می روند و در یک سلول زندانی می شوند . موسیقی فیلم محشر است و به خوبی با حرکت دوربین و نماهای کارت پستالی اش که در تصویر سیاه و سفید جلوی دو چندانی دارند ، هماهنگ است . انگار دوربین به شما فرصت می دهد تا در صحنه هر چیزی که می خواهید را ببینید . فیلم "گفتگو محور" است و داستان ساده و سر راستی را روایت می کند و نتیجه گیری اش را به پای خودتان می گذارد .
درباره ی این فیلم جالب است بدانید که جارموش به عمد به روبرتو بنینی - کمدین ایتالیایی - اجازه نمی داده تا انگلیسی را درست یاد بگیرد تا نقشش در فیلم را به عنوان کسی که تازه دارد با کلمات انگلیسی آشنا می شود ، را همان جور در بیاورد و مثلن "جیش کردن " را " روشن کردن سیگار " برایش معنا می کرده اند . چند سال بعد در جشنواره ی کن ، روبرتو به تلافی آن سوال خبرنگاران ایتالیایی را که از جان لوری می پرسیدند چگونه بازیگر شده است ، ترجمه کرد که " صبحانه چه خورده ای ؟ " و جان لوری جواب داد " بیکن و تخم مرغ " !

چهارشنبه، ۳۰ مردادماه ۱۳۸۷ . لینک ثابت

نظرات: (6 نظر)

سلام!! من که با تو تعارف ندارم پس راحت و روان حرفم رو میزنم ! توی این مدت غیبت دلم برای اینجا و نوشته هات تنگ شده بود . الان برگشتم البته از یه کامپیوتر قرضی!!!
به ماه بانو تولدشو تبریک می گم امیدوارم اینجا رو بخونه و این جمله رو از من بپذیره : " برای باور امروز ردایی از خاطرات دیروز برایمان بس ... و برای ماندگاری دیروز امیدی از میان لحظه های سراسر عشق امروز . "
یه دنیا ممنون که فراموشم نکردی و گاهی سر زدی :))

نوشته شده توسط انوشه در پنجشنبه، ۳۱ مردادماه ۱۳۸۷، ۱:۳۱ صبح

بسیار فیلم بی نظیری هست که به همه توصیه میکنم که ببیننش . من خودم خیلی محظوظ شدم : اسمایلی حظ زیاد

نوشته شده توسط farzad در جمعه، ۱ شهریورماه ۱۳۸۷، ۱:۰۶ صبح

یه چیزی بپرسم اما نخند ! 27 مرداد تولد ماه بانوئه یا تولد تو یا سالگرد ازدواجتون؟! :(

(::

تولد ماه بانو 16 ! سالگرد عقد 27 ! و عروسی هم فرداست 2 شهریور (:

چه عجب بلاگت دوباره راه افتاد.فیلم رو ارز کجا گرفتی؟

به محمد :
ایراد از سرور بوده . ظاهرن برطرف شده . فیلم رو داشتم . کارای جارموش و لینچ رو دارم چند تاییشون رو . این تعطیلات فرصت شد تا ببینم یکی - دو تا رو .

ثبت نظر شما

 
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز در متن نظر استفاده کنید)