
المنة لله که در میکده باز است
زان رو که مرا بر در او روی نیاز است
حقیقت نه مجاز است، در میکده باز است
که این قصه دراز است
بار دل مجنون و خم طره ی لیلی
ها لیلی ها لیلی ها لیلی
رخساره ی محمود و کف پای ایاز است
حقیقت نه مجاز است، در میکده باز است
که این قصه دراز است
رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم
با دوست بگوییم که او محرم راز است
آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند میشود. موج میزند. غرش میکند. پس میزند و به جلو میرود. آرام میگیرد و نرم میگردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمهی شادی هست در ترانههای ماندگار عاشیقهای آذربایجان ... ادامه سال ها پیش جایی خوانده بودم که معلم ادیب و انسان شریف و بی اعتنا به دنیایی بوده که اهمیتی به سر و ظاهر خود نمی داده است. یک روز یک شپش بزرگ روی یقه اش بوده و شاگرد عزیز کرده و خوبش که رابطه ی دوستی عمیقی بینشان بوده، اشاره اش کرده تا شپش از یقه اش بگیرد و از همان روز رابطه شان به سردی رفته و خیلی زود قطع شده است. شاگرد خوب که معلمش را هم خیلی دوست داشته هیچ وقت نفهمیده بود که چرا رابطه سرد شده و از بین رفته است . این قصه را خیلی سال ها پبش خوانده بودم و خیلی وقت ها، وقت و بی وقت آمده و به ذهنم نشسته است و عجیب است که هتوز مثل آن سال های کودکی نفهمیده ام که دیدنش درست است یا ندیدن. عجیب نیست که گاهی هنوز بین دیدن و ندیدن خط هایی که روی رابطه هاست با خودم فکر می کنم و هنوز هیچ وقت به نتیجه نرسیده ام.
آره. این خیلی درسته. کاملن هم بسته به جاش و نوع شپشست!
مشکل من همینه رفیق ! نمیدونم کی ببینم و کی لال بشم !
دوست من خودتو ناراحت نكن چون مشكل تو نيستي تو داري كار درسته رو انجام مي دي ،مشكل اون آدم شپشو اه است كه بايد خودشو درست كنه !!!