جانم می‌رود دیدم که به چشم خویشتن من خود بازگشت به صفحه اصلی چریکه‌ی آراز


زندگی حکمت اوست،
زندگی دفتری از حادثه هاست،
چند برگی را تو ورق خواهی زد،
مابقی را قسمت،

درباره من آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند می‌شود. موج می‌زند. غرش می‌کند. پس می‌زند و به جلو می‌رود. آرام می‌گیرد و نرم می‌گردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمه‌ی شادی هست در ترانه‌های ماندگار عاشیق‌های آذربایجان ... ادامه
لینک‌دونی لینک‌دونی
جدیدترین نوشته‌ها:
- سه ماهگی
- دختر
- هرچه از من دورتر، بهتر
- دوست خوب
- ۱ ماهگی آیسا
- متولد ۹ مهر ماه ۹۰
- دختر پاییز من
- تابستان خود را چگونه گذراندید ؟
- سفرت به سلامت
- جان من ! نقاب رو بردار
آرشیو موضوعی:
- فوتبال (19 یادداشت)
- فیلم (53 یادداشت)
- موسیقی (2 یادداشت)
- مسافرت (6 یادداشت)
- نامه های من به پسرم (3 یادداشت)
- تئاتر (6 یادداشت)
- خاطرات (10 یادداشت)
- روز نوشت (159 یادداشت)
- شخصی (5 یادداشت)

بعد از مدت ها چشممان به 90 روشن شد ! فردوسی پور باید تکلیفش را با خودش و مردم روشن کند. برای کسی که درس مهندسی خوانده است، خوب نیست، بد است و افتضاح است اینکه دکورش دقیقه ی 90 ی آماده شود. اشاره های چشم و ابرویش همه جای اتاق را بچرخد و صدا هی باشد و نباشد و از همه مهمتر آن باشد دکور برنامه ای که میلیون ها مخاطب و هوادار دارد. فردوسی پور اگر به لباس پوشیدن و سر و وضع خودش اهمیت نمی دهد و 10 سال است که یک شکل است باید به سلیقه ی مردمی که می خواهند با دیروزشان هم فرق داشته باشند، احترام بگذارد. زشت است و بد است که انتقاد بکنی و خوب هم بکنی و خودت مصداق انتقاد باشی و همه اش بخواهی با لبخند و مخلصیم زیر سبیلی ردش بکنی. گیریم که به خاطر بی عرضگی حریفان رقیب هم نداشته باشی. راستی یک نفر هم لطف کند به انصاری فرد بگوید که جان اخوی اش ! و جان همه ی ما ! نپوشد این تی شرت های رنگی را زیر کت ها مخمل راه راه و میخ دار ! به جایش ما تحمل می کنین که هر چه می خواهد مهمل ببافد برای ببینندگان خیمه شب بازی نیمه شب !

پرویز مشکاتیان رفته است. چه ناگهان و چه بی هنگام. همیشه فکر می کردم که در آینده ای نزدیک اگر شاهد همکاری مجددش با شجریان ها باشم، چه اتفاق خوبیست برای کسی که عاشق دستان و بیداد است. برای کسی که نوجوانی اش را با این ها سر کرده است . حالا پرویز مشکاتیان رفته است و این آرزو هم مثل خیلی دیگر از آرزوهای نسل ما دهه ی 50 ای ها حاک می شود. به قول علی حاتمی افسوس که همه عمر دیر رسیدیم.

دنیای تصویر بار دیگر منتشر می شود. از اسفند 86 تا امروز، نبود و جایش خالی بود. هر چند که ازسال 66 مجله فیلم هایم را دارم ولی جنس دنیای تصویر، جنس دیگری است و فرق دارد. اصلن نمی شود که دنیای تصویر را دوست نداشته باشی.

تابستان و بهار تمام شدند و نفسی به راحتی می کشم. پاییز دوست داشتنی بار دیگر می رسد و می شود دو روزی نفس کشید. نمی توانم تصور کنم که چه جور می شود پاییز را دوست نداشت. امسال، اول مهر تولد یک آدم "فقیر" هم هست. برایش دعا کنید (:

سه شنبه، ۳۱ شهریورماه ۱۳۸۸ . لینک ثابت

نظرات: (0 نظر)

ثبت نظر شما

 
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز در متن نظر استفاده کنید)