جانم می‌رود دیدم که به چشم خویشتن من خود بازگشت به صفحه اصلی چریکه‌ی آراز


زندگی حکمت اوست،
زندگی دفتری از حادثه هاست،
چند برگی را تو ورق خواهی زد،
مابقی را قسمت،

درباره من آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند می‌شود. موج می‌زند. غرش می‌کند. پس می‌زند و به جلو می‌رود. آرام می‌گیرد و نرم می‌گردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمه‌ی شادی هست در ترانه‌های ماندگار عاشیق‌های آذربایجان ... ادامه
لینک‌دونی لینک‌دونی
جدیدترین نوشته‌ها:
- سه ماهگی
- دختر
- هرچه از من دورتر، بهتر
- دوست خوب
- ۱ ماهگی آیسا
- متولد ۹ مهر ماه ۹۰
- دختر پاییز من
- تابستان خود را چگونه گذراندید ؟
- سفرت به سلامت
- جان من ! نقاب رو بردار
آرشیو موضوعی:
- فوتبال (19 یادداشت)
- فیلم (53 یادداشت)
- موسیقی (2 یادداشت)
- مسافرت (6 یادداشت)
- نامه های من به پسرم (3 یادداشت)
- تئاتر (6 یادداشت)
- خاطرات (10 یادداشت)
- روز نوشت (159 یادداشت)
- شخصی (5 یادداشت)

دیده اید این مراسم عروسی را ؟ شنیده اید که خیلی ها مثل خود من اصلن نچسبیده آن شب بهشان ؟ به نظرم به غیر از استرس و دلواپسی های مرسومش یک دلیلش نوع ترکیب میهمان هاست . نصف که کل یوم نا آشنا! خواهر زاده ی همساده ی عروس را که در ممسنی طب سوزنی می خواند، چه می شناسد داماد ؟ ثلث مانده قضیه هم فامیل زورکی و شب عیدی! از آنهایی که یکسال حوصله ی دیدنشان را نداری و ازشان فرار می کنی و شب عید توی رودربایستی باید زورکی برایشان لبخند یزنی و باهاشان حرف سیاسی بزنی! ثلث میانی همکار و همساده و رییس بانکی که درش حساب داری و پسرخاله ی رییس شرکت و امثالهم . مگر چه می ماند دیگر رفیق صمیمی و قدیمی که بتوانی جلویش هره و کره بکنی و پشتک بزنی و شادی و خوشحالی از خودت صادر کنی ؟ قبول کنید همین است که در بیشتر مراسم عروسی، عروس و داماد بی نوا نمی دانند که کجا باید لبخند بزنند و کجا مواظب باشند که وجه شان خراب نشود و کجا ژانگولر بزنند ! و خوش نمی گذرد بهشان به اندازه که زحمتش را کشیده اند. این روزها هم عروسی زیاد است. ترکیب ناهمگونی از چیزهایی که می خواهی و چیزهایی که نمی خواهی و جایزه اش هستند و سر جاهازی خواستنی ها. همین.حالا هی تو به صدای ساز و دهلش حسودی ات بشود. مگر فرقی به حال عروس و دامادش می شود ؟

سه شنبه، ۲۴ شهریورماه ۱۳۸۸ . لینک ثابت

نظرات: (1 نظر)

من میگم توی هر عروسی ، این مشکلات هست این میمونه به زیرکی عروس و داماد که اونجوری که دوست دارن رفتار کنند مراقبت بیش از اندازه که چشم رئیس و پسر خاله اش رفتار ما رو نبینه و وجهه امون رو خراب نکنه رو باید انداخت دور گاهی لازمه برای رسیدن به اون خواسته درون حتی از بعضی از مهمانان ناخواسته دعوت شده هم خواست که رفع زحمت کنند باور کن این از چشم افتادن به یه عمر حسرت خوردن می ارزه، امتحانش کن ببین وقتی مزه اش رو چشیدی دیگه نمی تونی فراموشش کنی مثل قبل فقط باور کن.

ثبت نظر شما

 
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز در متن نظر استفاده کنید)