جانم می‌رود دیدم که به چشم خویشتن من خود بازگشت به صفحه اصلی چریکه‌ی آراز


زندگی حکمت اوست،
زندگی دفتری از حادثه هاست،
چند برگی را تو ورق خواهی زد،
مابقی را قسمت،

درباره من آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند می‌شود. موج می‌زند. غرش می‌کند. پس می‌زند و به جلو می‌رود. آرام می‌گیرد و نرم می‌گردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمه‌ی شادی هست در ترانه‌های ماندگار عاشیق‌های آذربایجان ... ادامه
لینک‌دونی لینک‌دونی
جدیدترین نوشته‌ها:
- سه ماهگی
- دختر
- هرچه از من دورتر، بهتر
- دوست خوب
- ۱ ماهگی آیسا
- متولد ۹ مهر ماه ۹۰
- دختر پاییز من
- تابستان خود را چگونه گذراندید ؟
- سفرت به سلامت
- جان من ! نقاب رو بردار
آرشیو موضوعی:
- فوتبال (19 یادداشت)
- فیلم (53 یادداشت)
- موسیقی (2 یادداشت)
- مسافرت (6 یادداشت)
- نامه های من به پسرم (3 یادداشت)
- تئاتر (6 یادداشت)
- خاطرات (10 یادداشت)
- روز نوشت (159 یادداشت)
- شخصی (5 یادداشت)


عین این چیز و میز هایمان شده ایم که از چشممان می افتند.حواستان هست که بعضی چیزهاتان تا وقتی نو هستند، دست نخورده و بکر هستند، تا نخورده اند، دوستشان دارید، مواظب هستید خط و خش نیفتند، دستمالی نشوند و اگر یک روز دچار شدند و بلایی سرشان آمد، انگار که هیچ وقت مثل اولش نمی شوند دیگر. مثل قطره ی چشم از چشمتان می افتند، های و های! - گریه کنین مسلمونا! ملا میگه ثوابه-
حالا این روزها انگار خودمان از چشم خودمان افتاده ایم. انگار که نه هیچ مناسبتی و نه هیچ حسی نمی تواند زنگمان را پاک کند، خط هایمان را برطرف کند، کمی تکانمان بدهد و خاکمان را بتکاند، حتا اگر احیا باشد.

سه شنبه، ۱۷ شهریورماه ۱۳۸۸ . لینک ثابت

نظرات: (4 نظر)

من هنوز در عجبم برای وقاحت دزدِ پست قبلی!!!

اپیدمیه ظاهرا"، دچارش شدم اینروزها! خاک گرفتگی رو می گم...

برادر اوضاع خرابتر از اين حزفهاست. باور كن

بگذار که پنهان بود این راز جگر سوز
آنگار که گفتیم و دلی چند شکستیم.
با کیوان موافقم اوضاع خرابتر از این حرفاست خیلی خرابتر

نوشته شده توسط سرمه در شنبه، ۲۱ شهریورماه ۱۳۸۸، ۱۱:۴۷ صبح

رفیق عزیز این احوالی که توصیف کردی نه مربوط به امروز و دیروز بلکه شروعش مربوط به قرنها پیش از اینه. از همون روز که باربد و نکیسا جای خودشون رو به فرآورده های حبشی! و مشتقاتش دادن و بقولی گفتن گریه کنین مسلمونا گریه کنید ثوابه (در حالیکه حال خودشون خراب بود و تموم گریه هاشون آب) من و تو و ما خاک گرفتیم و حکایتمون شد مثل همون پیرمرد خنزر پنزری که دوستمون جناب مستطاب بوف کور گفت. اما این نیز بگذرد. ازلی نبوده ابدی هم نیست. گیریم از نهایت بداقبالی ما پنجاهی ها بود که هرچی خاک از هرجا بپاخاست نشست رو ما

ثبت نظر شما

 
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز در متن نظر استفاده کنید)