
من کسی را دوست دارم که او اصلن نمی داند!
عشق را می داند،
تجربه های دنیا را در کف دست مهربانش دارد
اما زیرکانه عاشق است.
پهلو به عشق می زند که رسوا نشود.
کاش تو آسمون همه ی ابرا دلتنگ بشن،
بارون بشن،
تا واسم یه عالمه سوغاتی همراش بیاره
آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند میشود. موج میزند. غرش میکند. پس میزند و به جلو میرود. آرام میگیرد و نرم میگردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمهی شادی هست در ترانههای ماندگار عاشیقهای آذربایجان ... ادامه توی سریال یونیت -پایگاه- ، توی یکی از اپیزود ها جمله های خوبی هست. یک جا جشنی داخل پایگاه برای بیوه های پایگاه گرفته اند،یکی از خانم ها، یکی از افسر های جوان را به خانه اش دعوت می کند. افسر جوان وقتی نمی رود و می رود و پا نمی دهد، با شماتت رفقا و حتا همسرش مواجه می شود که چرا در خواست یک بیوه ی جوان را در هفته ی احترام به بیوه ها رد کرده است. در کشمکش "ای دل! برم یا که نرم" ، افسر جوان می گوید که همیشه انتخاب بین دو راه_ غلط هست. وگرنه بین راه درست و غلط ، حتمن درست انتخاب می شود. آخر داستان هم ، همسرش می رسد و او را در حالتی که دارد دکمه های پیرهنش را می بندد و در خانه ی همسایه است می بیند و قهر می کند و می خواهد برود که ناگهان دوستانش از طبقه ی بالا می رسند و همه می خندند و براون متوجه می شود که تمام مدت سر کار بوده است. یکی از افسر ها به همسر براون می گوید که حداقل 15 دقیقه صبر می کردی، شاید براون وسوسه می شده و با این همسایه ی جوان دسته گل را به آب می داد و همسرش می گوید که بین اعتماد و حماقت فرق وجود دارد. این جمله ی آخر را هر روز می شود چندین بار با کلمات مختلف تکرار کرد که هر چه می کشیم از این نفهمیدن فرق هاست که هی داخل چشم و چالمان می رود فرق هایشان ! یکی اش شاید همین باشد که بین شجاعت و حماقت هم فرق وجود دارد.
"بین اعتماد و حماقت فرق وجود دارد"
چه هوشمندانه!
خیلی وقتها بذمون نمیاد با ژست "اعتماد" خودمون رو به " حماقت" بزنیم.!