جانم می‌رود دیدم که به چشم خویشتن من خود بازگشت به صفحه اصلی چریکه‌ی آراز


زندگی حکمت اوست،
زندگی دفتری از حادثه هاست،
چند برگی را تو ورق خواهی زد،
مابقی را قسمت،

درباره من آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند می‌شود. موج می‌زند. غرش می‌کند. پس می‌زند و به جلو می‌رود. آرام می‌گیرد و نرم می‌گردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمه‌ی شادی هست در ترانه‌های ماندگار عاشیق‌های آذربایجان ... ادامه
لینک‌دونی لینک‌دونی
جدیدترین نوشته‌ها:
- سه ماهگی
- دختر
- هرچه از من دورتر، بهتر
- دوست خوب
- ۱ ماهگی آیسا
- متولد ۹ مهر ماه ۹۰
- دختر پاییز من
- تابستان خود را چگونه گذراندید ؟
- سفرت به سلامت
- جان من ! نقاب رو بردار
آرشیو موضوعی:
- فوتبال (19 یادداشت)
- فیلم (53 یادداشت)
- موسیقی (2 یادداشت)
- مسافرت (6 یادداشت)
- نامه های من به پسرم (3 یادداشت)
- تئاتر (6 یادداشت)
- خاطرات (10 یادداشت)
- روز نوشت (159 یادداشت)
- شخصی (5 یادداشت)

من، دیگر متنفرم از اینکه کسی فکر کند به واسطه ی "آشنایی طولانی" با یکی، او را "می شناسد"! من دیگر خوشم نمی آید از این که مرتب چیزی و کسی را قضاوت کنم. برای شناختن کسی باید با او زندگی کرده باشی، کنش ها و واکنش هایش را در حوادث مختلف دیده باشی، به خاطر سپرده باشی ! آن وقت شاید بشود گفت که ممکن است بتوانی برخی از کارهایش را حدس بزنی تازه به شرطی که این یک "آدم" باشد و معمولی باشد که من هیچ کدامش هم نیستم. حالا اینکه چطور می شود که تو غلط می کنی وقتی هنوز نمی دانی من کی ها هوس ساندویچ با پنیر دوبل دارم و کی ها پیتزا بهم حال می دهد، احساس نزدیکی و شناخت می کنی، من نمی دانم! کم کم از این تعارفات حالم به هم می خورد،


یکشنبه، ۱۱ مردادماه ۱۳۸۸ . لینک ثابت