جانم می‌رود دیدم که به چشم خویشتن من خود بازگشت به صفحه اصلی چریکه‌ی آراز


زندگی حکمت اوست،
زندگی دفتری از حادثه هاست،
چند برگی را تو ورق خواهی زد،
مابقی را قسمت،

درباره من آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند می‌شود. موج می‌زند. غرش می‌کند. پس می‌زند و به جلو می‌رود. آرام می‌گیرد و نرم می‌گردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمه‌ی شادی هست در ترانه‌های ماندگار عاشیق‌های آذربایجان ... ادامه
لینک‌دونی لینک‌دونی
جدیدترین نوشته‌ها:
- سه ماهگی
- دختر
- هرچه از من دورتر، بهتر
- دوست خوب
- ۱ ماهگی آیسا
- متولد ۹ مهر ماه ۹۰
- دختر پاییز من
- تابستان خود را چگونه گذراندید ؟
- سفرت به سلامت
- جان من ! نقاب رو بردار
آرشیو موضوعی:
- فوتبال (19 یادداشت)
- فیلم (53 یادداشت)
- موسیقی (2 یادداشت)
- مسافرت (6 یادداشت)
- نامه های من به پسرم (3 یادداشت)
- تئاتر (6 یادداشت)
- خاطرات (10 یادداشت)
- روز نوشت (159 یادداشت)
- شخصی (5 یادداشت)

ناخن شست جفت پاهایم را جراحی کرده ام. این چند وقت به برکت ایام جاری کار خیلی سبک است و به قول - خدا رفتگان شما را بیامرزد- مرحوم پدر بزرگم وقتی که مسلمان بیکار باشد، باید یک کاری دست خودش بدهد و یک جایی اش را ببرد و به یک جای دیگرش پیوند بزند، من هم رفتم و ناخن جفت پاها را که هی فرو می رفت داخل گوشت جراحی کنم. به دکتر مربوطه گفتم اول یک پا را بکن و هفته ی بعد پای دیگر را هوا کن. گفت اگر هر دو پا را همین امروز هوا کنم 20 درصد تخفیف می دهم. من هم هر چه گشتم چون پا و شست دیگری نداشتم که بیشتر تخفیف بگیرم، به همین خاطر بر هوا شدن دوپا رضایت دادم و این جور شد که الان روی پاشنه راه می روم و از شما چه پنهان چه جوری هم با اطوار می روم به چشم برادری البته! دکتر هم نامردی نکرده و تا توانسته ناخن از لای گوشت بیرون کشیده، کلن این استخوان لای زخم حس بدی دارد. لامصب با هر تکان درد شدیدی داشت که این اواخر نفسم را می برید بعضی وقت ها. مثل دردی که گرفت بعد از آن شوتی که با نوک پا به مهندس جاوید در شمال گل لایی زدم هفته ی قبل.

بعضی چیزها این روزها مثل استخوان لای زخم است. دردی دارد که گاه و بی گاه می گیرد و امانت را می برد .باید یک دکتر خوب اهل تخفیف پیدا کرد و دو لنگ را بر هوا داد. می ارزد اما،

یکشنبه، ۲۸ تیرماه ۱۳۸۸ . لینک ثابت

نظرات: (2 نظر)

بعد از خواندن مطلبت سعي كردم آنطوري كه گفتي راه بروم و نتيجه خنده دار بود! به هرحال اميدوارم زودتر روبراه شوي.

مراقبت باش برادر

ولله نتیجه برا من فعلن درد داره ! ):
تشککر لر !

ثبت نظر شما

 
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز در متن نظر استفاده کنید)