جانم می‌رود دیدم که به چشم خویشتن من خود بازگشت به صفحه اصلی چریکه‌ی آراز


زندگی حکمت اوست،
زندگی دفتری از حادثه هاست،
چند برگی را تو ورق خواهی زد،
مابقی را قسمت،

درباره من آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند می‌شود. موج می‌زند. غرش می‌کند. پس می‌زند و به جلو می‌رود. آرام می‌گیرد و نرم می‌گردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمه‌ی شادی هست در ترانه‌های ماندگار عاشیق‌های آذربایجان ... ادامه
لینک‌دونی لینک‌دونی
جدیدترین نوشته‌ها:
- سه ماهگی
- دختر
- هرچه از من دورتر، بهتر
- دوست خوب
- ۱ ماهگی آیسا
- متولد ۹ مهر ماه ۹۰
- دختر پاییز من
- تابستان خود را چگونه گذراندید ؟
- سفرت به سلامت
- جان من ! نقاب رو بردار
آرشیو موضوعی:
- فوتبال (19 یادداشت)
- فیلم (53 یادداشت)
- موسیقی (2 یادداشت)
- مسافرت (6 یادداشت)
- نامه های من به پسرم (3 یادداشت)
- تئاتر (6 یادداشت)
- خاطرات (10 یادداشت)
- روز نوشت (159 یادداشت)
- شخصی (5 یادداشت)

ساعت 12 شب است . نشسته ام روی صندلی فرودگاه امام و دارم از وایرلس ش استفاده می کنم و نت مفت گردی می کنم تا وقت بگذرد که "خانم مسن" منتظر مسافر_ خوش قیافه ای که شبیه مادربزرگ دوست داشتنی همه ی فیلم هاست، با لهجه ی شیرین آذری اش بگوید که "پسرم!پرواز ژاپن کی می شینه ؟" . که من نگاه کنم به تابلو و بگویم که "چیزی ننوشته! شماره پرواز رو می دونین تا چک کنیم؟". می گوید نع ! معلوم نیست! شاید اصلن امشب نباشد ! تعجب را که نمایان می کنم،می گوید که "آخه پسرم گفته بود تو که از آلمان برگردی منم همون موقع می رسم فرودگاه مادر!". دارم قضیه را توی دلم سبک و سنگین می کنم که یک هو از دهنم در می رود که "خب!شما کی از آلمان رسیدین؟". که می گوید "تقریبن 2 سالی می شود". من دیگر چیزی نمی گویم و فقط به زبان شیرین آذری ام ازش خداحافظی می کنم. بقیه را خودتان توی دلتان بالا و پایین کنید.

یکشنبه، ۹ فروردینماه ۱۳۸۸ . لینک ثابت

نظرات: (5 نظر)

ای بابا باز عازم فرنگ شدی؟؟؟ مارم ببر

چقدر دلم بالا و پایین شد با این نوشته ات و چقدر دوست داشتم آنرا..

به کیوان :
نه بابا ! گفتم که سالن پرواز های ورودی ! (:
به بچه فنی :
(: مخلصیم

ثبت نظر شما

 
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز در متن نظر استفاده کنید)