جانم می‌رود دیدم که به چشم خویشتن من خود بازگشت به صفحه اصلی چریکه‌ی آراز


زندگی حکمت اوست،
زندگی دفتری از حادثه هاست،
چند برگی را تو ورق خواهی زد،
مابقی را قسمت،

درباره من آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند می‌شود. موج می‌زند. غرش می‌کند. پس می‌زند و به جلو می‌رود. آرام می‌گیرد و نرم می‌گردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمه‌ی شادی هست در ترانه‌های ماندگار عاشیق‌های آذربایجان ... ادامه
لینک‌دونی لینک‌دونی
جدیدترین نوشته‌ها:
- سه ماهگی
- دختر
- هرچه از من دورتر، بهتر
- دوست خوب
- ۱ ماهگی آیسا
- متولد ۹ مهر ماه ۹۰
- دختر پاییز من
- تابستان خود را چگونه گذراندید ؟
- سفرت به سلامت
- جان من ! نقاب رو بردار
آرشیو موضوعی:
- فوتبال (19 یادداشت)
- فیلم (53 یادداشت)
- موسیقی (2 یادداشت)
- مسافرت (6 یادداشت)
- نامه های من به پسرم (3 یادداشت)
- تئاتر (6 یادداشت)
- خاطرات (10 یادداشت)
- روز نوشت (159 یادداشت)
- شخصی (5 یادداشت)

این چند وقت 10 کیلو از اضافه های بدن را سوزاندیم با ورزش و کم خوردن، و فعلن حس خوبی دارد که نافمان فلنبه بیرون نزده است و می توانیم موقع دوش گرفتن نوک انگشتان پایمان را هم ببینیم ! کنسرت فیلارمونیک اوکراین و علیزاده رفتیم و 80 هزارتومان پول بیلیت را سوزاندیم برای کنسرت کلاسیکی که حتا لباس های رهبر معروفشان اتو و کفش هایشان واکس نداشت و بقیه ی شیرینی دانمارکی هایشان را هم از زور گشنگی با خودشان برده بودند، کنسرت آشی بود از پیانو و تار و طبل و ویولون سل و جریان مردمی بود که نگاه می کردند و کسی جرات نداشت که بگوید پادشاه لخت است! تئاتر کرگدن فرهاد آییش را رفتیم و فهمیدیم که بازیگر که به بازی تلویزیون و سریال عادت می کند به همراه یک فرهاد آییش می توانند چه بلایی سر یکی از قوینرین آثار یونسکو بیاورند.آتنه فقیه نصیری و شهاب حسینی انگار بودند که فقط اسمشان باشد!چه کسی از بازی شان راضی بود؟ از فرهاد آییش دلمان بیش از همه گرفت، انگاری که خودش را چسب زده باشد که فقط باشدداخل تئاترش.صابر ابر هم همان هست که هست. همیشه،همه جا،یکسان! چند وقت اخیر هم خبطی کردیم و به دوستی گفتیم که:"لندهور! خجالت نمی کشی و PS2 داری و بازی می کنی؟" تا طرف بگوید بی زحمت برایم نگهش دار! حالا 20 روزی هست که پدر خوانده و رزیدنت اویل 4 را تمام کرده ایم و نشسته ایم به جستجوی بازی تا فروشنده بهمان بگوید "آقا! بچه تان چند ساله است؟" و ما بگوییم، کوچک است ولی بازی های آدم بزرگی را دوست دارد !" جالب است که رفقا هم همه پای کار هستند، یکی اسم بازی برایمان اس.ام.اس می کند و دیگری پول گذاشته که برود جمهوری و تلفن بیسیم برای خانه اش بگیرد و رفته PS2 با 20 تا بازی خریده است . این 5 روز آخر را هم که صدای کوبیدن خانه ی همسایه ی بغلی امانمان را شب ها بریده بود استفاده کردیم و دی.وی.دی ها و کتاب ها و بازی هایمان را زدیم زیر بغلمان و تعطیلات را رفتیم شمال -لاهیجان و رامسر - که چه خلوت بود و چه حالی هم بردیم با آرامش و مه و سرمای شمال و PS2 و گرمای شومینه و کوکی داغ! راستی یادتان باشد همیشه یک سانت شیشه ی ماشینتان توی این سرما باز باشد، مال ما نبود و شیشه ی عقب 2 نصف شب و داخل مهی که تا 3 متری را بیشتر نمی شد دید،ترکید و ریخت توی ماشین و ما که هنوز در جو Resident EVIL بودیم گفتیم حتمن از بالای کوه سنگ انداختند، عیب ندارد الان R2 را می زنیم شیشه ترمیم می شود و جانمان هم پر می شود و می رویم مرحله ی بعد!


دلمان هم به اندازه ی زیبایی های گرین رود اوشن که با بابایش می گردد برای این بچه تنگ شده است،

شنبه، ۲۱ دیماه ۱۳۸۷ . لینک ثابت

نظرات: (11 نظر)

سلام

چه جالب که منم این چند روز همون جاها بودم ... دنیا کوچیکه یا ما در حال تعقیبیم!؟ :))

چه خبرا؟ کم پیدا که می شوید بدجوری دل آشوب می شویم که این آراز کو ؟ خوبه ؟سلامته ؟ :)

مواظب خودتان و این تجربیات سفرگونه و این دل کوچکتان باشید

---------------
آراز :
تشکر لر ! (: مام یه پاییز کوچکی میشناسیم و موقع شوخی های بی مزه رادیو جوانی ها به خاطر این آبجی چیزی زیر لب نمی گیم ! دنیا که کوچیکه ! مام چایی نداریم غیر از شمال ! عزا و عروسی می ریزیم اونجا ! (:

اولن که مهندس چه عجب!
دومن که ببین کنسرته انقدرها هم بد نبودا! نینواش که خیلی خوب بود
سومن اینکه من قسمت نشد (خدارا شکر) که کرگدن رو ببینم اما شنیدم که آییش حسابی ....!
اما از فردا (یعنی امروز!) برای مانیفست چو دومرتبه بلیت میفروشند و اینکه میگویند حتی بسیار خوب است.
بعدم اینکه قرار نیست که نظرم رو در باره هرچی نوشتی بگم!

---------------------
آراز:
مخلصیم ! شاید ننویسیم ولی شما رو همیشه می خونیم برادر !
راجع به کنسرت هم وافعن دلم می خواست نظرت رو بدونم ! خب ! نینوا برا ما تکراری بود و با توجه به ایمکه اعصابمون هم خراب شده بود خیلی لطفی نداشت ! این یکی رو هم مرسی گفتی ! اقدام شد ! ذاستی ما خیلی دوست داریمتان ها !

سلام رضا جان.
خوشحالم که مسافرت (مهناي شکستن شیشه) بهتون خوش گذشته.
شهاب حسيني که بد بازي نکرده بود؟!؟ اتفاقا اگه يه نفر مايه گذاشته بود و يکم تو اون کار خودشو تکون داده بود حسين شهابي بود!
بعدشم اينکه مخلصم و سلام دارم خدمت خودتون و خانوتده محترم! خوش بحالت بخدا اينقد خوشتيپي. کاش مارم ميبردي تو مه و جنگل و سنگ و بيشه. دلم هواي خي___س ميخواد!!


----------------------------
آراز :
به ! سلام آق مهدی ! خیلی دوست دارم به خدا !
مرسی برادر عزیزتر از جانم ! والله ! مایه گداشته بود ! ولی بعد که فکر می کردم می دیدم هیچی از بازیش یادم نمونده ! یعنی کار خیلی معمولی انجام داده بود به نظر من !
بعدشم اینکه دوست دارم خیلی زیاد ! دلمونم تنگه برات ! از شمال زنگ هم زدم تا اگه اومده بودی ببینمت که خوردیم به دیوار ! جات خیلی خالی بود ! ویو داشت اوضاع حسابی !

نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه، ۲۲ دیماه ۱۳۸۷، ۱۱:۲۹ صبح

آقا با این اوصافی که شما از علاقه به پی اس 2گفتی پیشنهاد میکنم اکیدا دنبال پی اس تری نرو ... یعنی داداش من رفت خرید آورد بعد من فهمیدم که تقریبا 99 درصد مردهایی که دور و برم میشناسم کودک درونشون بین 9 تا 12 سالگی باقی مونده و رشد نکرده دیگه ... این طور بگم که این اعتیاد به بازی پی اس تری تنها کسی رو که مصون گذاشت پدربزرگ 87 ساله من بود که اونم چون چشم هاش خوب نمیبینه وگرنه بعید نبود ببینم نشسته سر این که کی دسته ی لذت ( ترجمه مهدی از جوی استیک ) رو بگیره دستش داره با عصا میزنه تو سر بقیه !

-------------------------
آراز :
والله ! دروغ چرا ! ما پول جمع کرده بودیم تا این سرما یه لباسشویی بخریم که دست ما و عیال یخ نزنه توی این سرما و تشت و یخ حوض شکستن و لباس سابیدن ! که با این اوصافی که شما گفتی و ما همیشه به تجربه ی پدر بزرگ ها ایمان داریم ، انگار باید بریم پی.اس.3 بخریم ! (((:

سلام به آراز عزیز
راستی چه عجب شما بالاخره مطلبی نوشتید!
خیلی کم کار شده ای و ما در فکر جریمه ات هستیم.
اول که خوشحالم که مسافرت خوش گذشته. (هر چند بی خبر رفتی و...) شیشه هم فدای سرتون. یادمه قبلاً گفته بودی که تأتر خوبی بود! ولی واقعاً این آخری رو خوب اومدی. خیلی زیاد دلمون برای همه شون تنگ شده به خدا.

--------------------------------
سلام به روی ماهت (: چوب شما گله ! ما با کمال میل می پدیریمش (: مرسی (: خیلی هم بی خبر نبود ! همون شبی که یالغوز آمدی پیش ما و تا 3 نصفه شب هم ولمان نمی کردی بهت گفتیم ! ولی اتگار حواست پیش غفی بود ! ((: تئاتر هم من فکر کنم مارناول را گغته بامخوب بود . هر چند همین هم نمره اش 50 بود و تئاتر 50 را انگار که باید دید که غنیمتی هست !

لندهور! خجالت نمی کشی و PS2 داری و بازی می کنی؟
یحتمل ما هم از پسان فردا بعد از هر خرابکاری دنبال دگمه استارت می گردیم!

بعد موقعی مطلبتون رو خوندم !دقیقا" توو واویلای امتحانات پایان ترم یاد هیجان بازی خفن مومیایی افتادم و یه حسه شیطنت آمیزی داره میگه بیخیال ،یه ذره بازی هم لازمه D:

رضا دارم با وسوسه خودم میجنگم نرم طرف PS3 راستی بعد از مدتهای زیاد آپ کردم.
پاینده باشید

همه آدمو عالم این نمایش وبازی شهاب حسینی رو تحسین کردن به جز تو یه لاقبا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آره ولله ! فک کن !ً ((:

بازي شهاب حسيني حرف نداشت.

ثبت نظر شما

 
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز در متن نظر استفاده کنید)