جانم می‌رود دیدم که به چشم خویشتن من خود بازگشت به صفحه اصلی چریکه‌ی آراز


زندگی حکمت اوست،
زندگی دفتری از حادثه هاست،
چند برگی را تو ورق خواهی زد،
مابقی را قسمت،

درباره من آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند می‌شود. موج می‌زند. غرش می‌کند. پس می‌زند و به جلو می‌رود. آرام می‌گیرد و نرم می‌گردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمه‌ی شادی هست در ترانه‌های ماندگار عاشیق‌های آذربایجان ... ادامه
لینک‌دونی لینک‌دونی
جدیدترین نوشته‌ها:
- سه ماهگی
- دختر
- هرچه از من دورتر، بهتر
- دوست خوب
- ۱ ماهگی آیسا
- متولد ۹ مهر ماه ۹۰
- دختر پاییز من
- تابستان خود را چگونه گذراندید ؟
- سفرت به سلامت
- جان من ! نقاب رو بردار
آرشیو موضوعی:
- فوتبال (19 یادداشت)
- فیلم (53 یادداشت)
- موسیقی (2 یادداشت)
- مسافرت (6 یادداشت)
- نامه های من به پسرم (3 یادداشت)
- تئاتر (6 یادداشت)
- خاطرات (10 یادداشت)
- روز نوشت (159 یادداشت)
- شخصی (5 یادداشت)

گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد ،
ور برويش برگ لبخندی نمی رويد،
باغ بی برگی که ميگويد که زيبا نيست؟
داستان از ميوه های سر به گردونسای اينک خفته در تابوت پست خاک می گويد.

باغ بی برگی
خنده اش خونيست اشک آميز.
جاودان بر اسب يال افشان زردش ميچمد در آن.
پادشاه فصلها ، پاييز
.
.
.
و در آمد : پاییز .


...

باز هم خدا را شکر که پاییز را آفرید تا کمی نفس بکشیم . پاییز من !، سبزی و تولد بهار ، گرمی و عشق تابستان و سردی و سفیدی زمستان را ندارد . پاییز من اعتدال خوشایندی دارد و مرگ های رنگ به رنگ و عاشقانه ای. مرگ_برگ و مرگ_رنگ ! و اگر یادمان باشد که بیشتر از "هر تولدی"، مرگ هایش به یادمان مانده است و بیشتر از هر تولدی ، هر مرگی مورمورمان می کند و یادمان می اندازد که زنده ایم ، پاییز را دوست خواهیم داشت . مرگ های عاشقانه قاب می شوند و تابلوی وهم آلودی و در فضای مه گرفته و بارانی ذهن ، سنجاق می شوند به دیوار خاطره ها و این یعنی پاییزان من .

دوشنبه، ۱ مهرماه ۱۳۸۷ . لینک ثابت

نظرات: (3 نظر)

سلام داداش آراز ! نماز روزه هات قبول باشه . یه چیزی بگم ؟ همین ابیات رو منم توی وبلاگم می خوام بنویسم! گفتم که گفته باشم ... به هر حال هر چی باشه اسم دوم من "پاییزه" ... اومدنم مبارک! :))

یعنی خداییش عذابه این بهار و تابستون ! کلا پاییز و زمستون یه چیز دیگه است ! هرچند آقای غروباقه میفرمایند : پاییز و مرگهایش از راه میرسد !!!!!!! اما همینجاهاست که فرق یه آدم باشعور با یه گراز جهش یافته معلوم میشه دیگه !!!

به انوشه :
سلام آبجی . مرسی . بنویس . (:
به شهاب :
من بعضی موقع توی حرفای این آقا نابود می شم !

ثبت نظر شما

 
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز در متن نظر استفاده کنید)