جانم می‌رود دیدم که به چشم خویشتن من خود بازگشت به صفحه اصلی چریکه‌ی آراز


زندگی حکمت اوست،
زندگی دفتری از حادثه هاست،
چند برگی را تو ورق خواهی زد،
مابقی را قسمت،

درباره من آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند می‌شود. موج می‌زند. غرش می‌کند. پس می‌زند و به جلو می‌رود. آرام می‌گیرد و نرم می‌گردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمه‌ی شادی هست در ترانه‌های ماندگار عاشیق‌های آذربایجان ... ادامه
لینک‌دونی لینک‌دونی
جدیدترین نوشته‌ها:
- سه ماهگی
- دختر
- هرچه از من دورتر، بهتر
- دوست خوب
- ۱ ماهگی آیسا
- متولد ۹ مهر ماه ۹۰
- دختر پاییز من
- تابستان خود را چگونه گذراندید ؟
- سفرت به سلامت
- جان من ! نقاب رو بردار
آرشیو موضوعی:
- فوتبال (19 یادداشت)
- فیلم (53 یادداشت)
- موسیقی (2 یادداشت)
- مسافرت (6 یادداشت)
- نامه های من به پسرم (3 یادداشت)
- تئاتر (6 یادداشت)
- خاطرات (10 یادداشت)
- روز نوشت (159 یادداشت)
- شخصی (5 یادداشت)

ماشین را توی یک کوچه ی فرعی پارک کرده بودم و داشتم می رفتم برای فریزر خالی مان خرید کنم . دو تا پسر بچه ی دوچرخه به دست که حداکثر 10 سال داشتند و لباس های خوشگلی هم تنشان بود با هم سر و کله می زدند . آمدم رد بشوم که کوچکتره گفت :" آقا! این نمیزاره من برم خونه مون! جلوم رو گرفته! یه چیزی بهش بگین " . به پسر بزرگتر گفتم " بیا کنار ! بزار بره خونشون " ! پسر گفت "چشم" ! کوچک تر گفت :" خیلی مرسی آقا ! خیلی ممنون کردین !!" ! همه ی این ها داخل 15 ثانیه اتفاق افتاد . حالا این دو تا دوچرخه به دست و دوش به دوش جلوی من می رفتند و پسر بزرگتر در حالیکه زیر چشمی حواسش به من بود ، تند و تند به دوستش می گفت " فردا هم میایی دیگه ؟ تو نیای من هم نمیام ها ! خداییش وقتی با هم بازی می کنیم خیلی حال میده ! اوووه! امروز 4 ساعته داریم بازی می کنیم " ! یاد بعضی از کارهای خودمان افتادم که به همین اندازه خنده دار بود و فقط صداقت این دو تا را کم داشت آن داخلش ! پیچیدم توی خیابان اصلی . وقتی که مرغ ها و گوشت ها را تحویل گرفتم و پشت ماشین گذاشتم ، موقعی که داشتم پشت فرمان می نشستم ،بدجور احساس آدم بزرگی می کردم . یا به خاطر 100 هزارتومان پول 2 تا مرغ و 5-6 کیلو گوشت بود یا به خاطر صدای آن پسرک که داخل گوشم بود " آقاااا !! یه چیزی بهش بگین " !

سه شنبه، ۱۲ شهریورماه ۱۳۸۷ . لینک ثابت

نظرات: (14 نظر)

in fonte daghon ham aalamie ha! :)
khub bud ... midoni yade khodam oftadam ke gahi hamin hess ro daram hichvaght ham malum nashod in hesse bozorg budan be che dardi mikhore!!! :))
rasti salaam kardam?!

نوشته شده توسط انوشه میرمجلسی در چهارشنبه، ۱۳ شهریورماه ۱۳۸۷، ۰:۰۵ صبح

داش رضا! شما هميشه بزرگ بودي و هستي.

به انوشه :
بگو تولدت کی هست تا یه لپ تاپ برات بفرستیم ! چشممان باباقوری شد از بس پینگیلیش نوشتی !! (:

به داش رضا :
اوچیکتیم به مولا ! "داداشی" !! (((:

روز به روز بزرگتر میشویم و صداقتمان کوچکتر
پاینده باشید

خیلی خوشگل بود!
آقا من حال نکردم افشین قطبی ام داره مث ما میشه!
به داور نمی ÷رید قدیما!

به محمد : ایشالله که گربه ست . تازگی تصمیم گرفتم یه کم بهتر ببینم . نمی خوام فقط غر بزنم ، تازگی تصمیم گرفتم کمتر غر بزنم . تو بگو ایشالله .

به آدمیزاد :
یه نوشته تو همین جا نوشته بودم که آقای قطبی برنگرد . نمیگم کار اشتباهی کرده که پریده یا نع . منتها فرق کرده و این یعنی همون متن من که براش نوشته بودم اگه برگردی ایرانی میشی . یه پیش بینی بد هم داشتم که امیدوارم برآورده نشه ، اونم اینکه فکر نکنم این فصل و شاید حتا تا نیم فصل دووم بیاره .

salaam ! khob hamine dg! man nemidonam chera faghat to site to injurie! hala age dust dari migam ... 27 shahrivar tavalodame! albate shenasnameeee ! :))))
montazeram!
baba to dg ki hasti ! :)

ba tavajooh be inke male manam too shenasname 27 shahrivareh , pas hesab bi hesab mishim :>>

بابا! بزرگ!
می بینم که لای حرفات به محمود جون هم طعنه در می کنی! خجالت نمی کشی برادر؟!

نه برادر ! ما از سیاست چیزی حالیمون نیست . نه دنبالش رفتیم که یادش بگیریم . نشستیم یه گوشه ماست خودمون رو می خوریم .

اتفاقن چند روز به اذن مادر محترم ، بعد از اینکه یک شهروند رفتم برای چهار تا بسته مرغ و یک مشتی خنذر پنذر 60 هزار تومن پول دادم، دلم خواست یک 20 سال برگردم عقب چهار تا آجر با بچه های محل بچینم و بازی کنم و نبینم چنین روزهایی رو

خدا بیامرزه بیژن مفید رو :
روغن سیری 4 عباسی ! پنیر سیری 3 عباسی ! آدم مفلس رو چو من وا می داره به رقاصی .

گاهی روزمرگی های ساده زندگی مان بیش تر از داستان های پیچیده زندگی دیگران، دل مشغولی می آورد...اتفاق هایی که خیلی هم کوچک هستند.

ZERANG !!!
:((((

ثبت نظر شما

 
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز در متن نظر استفاده کنید)