
سقف خونم طلای ناب
زیر پاهام حصیر سرد
تو دست من سیب گلاب
اما دلم پر زه درد
مثل درخت بیدکی
تکیه مو دادم به کسی
شدم درختی تو کویر
تنها و خشک
یک اسیر
اما یه روزگاری بود
پدر بزرگ مون می گفت:
بهشت همین دنیا ماست
عشق و صفاست
اما کجاست؟
مثل درخت بیدکی
تکیه مو دادم به کسی
شدم درختی تو کویر
تنها و خشک
یک اسیر
میخوام دیگه رها بشم
ساده و بی ریا بشم
زمین مو شخم بزنم
نه بد بشم نه
نه خوب بشم
آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند میشود. موج میزند. غرش میکند. پس میزند و به جلو میرود. آرام میگیرد و نرم میگردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمهی شادی هست در ترانههای ماندگار عاشیقهای آذربایجان ... ادامه اصولن ، اینجا ، این وبلاگ برای نوشتن حرف های شخصی ام نیست . حرف های شخصی ام اگر مخاطبی داشته باشد به دست خودش می رسد و اگر نه شاید در سر خط و بعد از آن نقطه دوباره سر خط .
اما عجیب بود که این بار روز پدر خواستم چیزی برای پدرم بنویسم ، برای کسی که چند سالی هست می شناسمش و چند سالی هست که سعی می کنم قدرش را بدانم و اعتبارش را نگه دارم . به قول دوستی ، پدر انگاری که چک سفید است . هر قدر بخواهی خودت می توانی رویش ارزش بگذاری و ای کاش که لیاقتش را داشته باشی . هر جور که می خواهم بنویسم ، نمی شود و کلمه و سبک کم می آورم که چگونه بنویسم که حقش ادا شود .ای کاش که خودش بداند که نور چشم ماست .
هفته ی پیش که به مسافرت رفت ، کنار رودخانه پایش به ریشه ی درختی گیر کرد و پیچید و شکست . کلافه ام و کلافه ایم و کلافه گی ام تنها موقعی برطرف خواهد شد که مثل سابق استوار و با غرور و بدون درد قدم بردارد . انشالله که آن روز دیر نباشد .
به خاطر ملاحظات قلبی اش ، امروز عملش کرده اند و تحت مراقبت های ویژه است ، انشالله اگر خوب پیش برود سه شنبه خانه خواهد بود . تشکر اساسی ما هم برای دکتر های عزیز (پدران عزیز ایشان و ایشان) که با حضورشان در بیمارستان خوشحال و امیدوارمان کردند .
kheili narahat konande bood.
ishalla zood tar khoob beshe va be khoone biad
to ham mesle hamishe shangool bashi
be hame salam beresoon
تا هتکامی که خطر را احساس نکنیم قدر داشته هایمان را نمیدانیم.ضمنا" انجام وظیفه بود.
پاینده باشید.
امیدوارم همه چی طبق برنامه پیش رفته باشه و سه شنبه پدر در خانه باشند:)