جانم می‌رود دیدم که به چشم خویشتن من خود بازگشت به صفحه اصلی چریکه‌ی آراز
به یاد فریدون فروغی

سقف خونم طلای ناب
زیر پاهام حصیر سرد
تو دست من سیب گلاب
اما دلم پر زه درد
مثل درخت بیدکی
تکیه مو دادم به کسی
شدم درختی تو کویر
تنها و خشک
یک اسیر
اما یه روزگاری بود
پدر بزرگ مون می گفت:
بهشت همین دنیا ماست
عشق و صفاست
اما کجاست؟
مثل درخت بیدکی
تکیه مو دادم به کسی
شدم درختی تو کویر
تنها و خشک
یک اسیر
میخوام دیگه رها بشم
ساده و بی ریا بشم
زمین مو شخم بزنم
نه بد بشم نه
نه خوب بشم

درباره من آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند می‌شود. موج می‌زند. غرش می‌کند. پس می‌زند و به جلو می‌رود. آرام می‌گیرد و نرم می‌گردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمه‌ی شادی هست در ترانه‌های ماندگار عاشیق‌های آذربایجان ... ادامه
لینک‌دونی لینک‌دونی

بعضی از این ضرب المثل ها از بس ساده و سر راست و کامل هستند که وقتی به زبون میان چون از حفظ هستیم اصلن به عمق جمله دقت نمی کنیم . بعضی اینقدر ارزش دارن که بشینی چند بار تکرارش کنی و به آفریننده ش رحمت بفرستی . یکی همین " طرف رو تو ده راه نمی دادن ، سراغ کدخدا رو می گرفت " هست . حالا اگه بخوام حق مطلب رو ادا کنم اینه که " طرف شهری بود . وقتی می رفت پیک نیک و می خواست بین دهاتی ها بشینه ، می گفت : میشه من کدخدا تون باشم ؟ "

دوشنبه، ۱۰ تیرماه ۱۳۸۷ . لینک ثابت

نظرات: (1 نظر)

نمنه؟
نگرفتم داستان چی شد.
اما می‌شه احمدی نژاد را هم مثال زد که الان شده رییس!

ثبت نظر شما

 
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز در متن نظر استفاده کنید)