
سقف خونم طلای ناب
زیر پاهام حصیر سرد
تو دست من سیب گلاب
اما دلم پر زه درد
مثل درخت بیدکی
تکیه مو دادم به کسی
شدم درختی تو کویر
تنها و خشک
یک اسیر
اما یه روزگاری بود
پدر بزرگ مون می گفت:
بهشت همین دنیا ماست
عشق و صفاست
اما کجاست؟
مثل درخت بیدکی
تکیه مو دادم به کسی
شدم درختی تو کویر
تنها و خشک
یک اسیر
میخوام دیگه رها بشم
ساده و بی ریا بشم
زمین مو شخم بزنم
نه بد بشم نه
نه خوب بشم
آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند میشود. موج میزند. غرش میکند. پس میزند و به جلو میرود. آرام میگیرد و نرم میگردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمهی شادی هست در ترانههای ماندگار عاشیقهای آذربایجان ... ادامه 
خیلی بهتر می شد اگر استاد تصنیف "فریاد" را هم می خواند . هر چه باشد ما با بعضی از آوازهایش بزرگ شده ایم . شبی خوب بود و به یادماندنی در سالن وزارت کشور . انصافن اگر از قضیه تهیه ی اینترنتی بلیت که کلی دردسر بود با امکانات ضعیف سیستم های ما ، بگذریم ، نظم نسبتن خوبی بر کنسرت حاکم بود . گروه شهناز - به سرپرستی مجید درخشانی- هم یک جاهایی حسابی بردمان به بالا . تک نوازی های دف و کمانچه حرف نداشت . آواز استاد هم که مثل همیشه بود ، فقط به گمانم یک خستگی ای در صدایش احساس می شد . آخر برنامه هم که طبق روال و درخواست حضار ، مرغ سحر را اجرا کردند که ما پیشاپیش تقدیمش کرده بودیم بر ماه بانو ی مهربانمان .
این هفته نامه ی شهروند امروز بی نظیر است . بعد از مدت ها ، هفته نامه ای هست که برای خواندنش وقت کم می آورم . چند شماره ی آخرش خواندنی بوده است . پرونده هایی در باره ی مطهری ، شریعتی ، بهشتی و .. یا پرونده اش برای سریال بی نظیر LOST . در کنار همشهری جوان و ماهنامه ی نسیم خواندنش توصیه می شود . هر چند که نسیم افت فاحشی داشته است ولی وقتی هفت و دنیای تصویر هم نیستند ، فعلن همین ها هم غنیمت اند .
ما هستیم در خدمت شما مهندس. سرمون شلوغه کمی.
ولی فیضی بردهاید ها از استاد.
من یه بار بچه که بودم رفتم کنسرت شجریان. یادمه حد فاصل هر چیزی که می خوندن از خواب پا می شدم واسش دس می زدم!