
سقف خونم طلای ناب
زیر پاهام حصیر سرد
تو دست من سیب گلاب
اما دلم پر زه درد
مثل درخت بیدکی
تکیه مو دادم به کسی
شدم درختی تو کویر
تنها و خشک
یک اسیر
اما یه روزگاری بود
پدر بزرگ مون می گفت:
بهشت همین دنیا ماست
عشق و صفاست
اما کجاست؟
مثل درخت بیدکی
تکیه مو دادم به کسی
شدم درختی تو کویر
تنها و خشک
یک اسیر
میخوام دیگه رها بشم
ساده و بی ریا بشم
زمین مو شخم بزنم
نه بد بشم نه
نه خوب بشم
آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند میشود. موج میزند. غرش میکند. پس میزند و به جلو میرود. آرام میگیرد و نرم میگردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمهی شادی هست در ترانههای ماندگار عاشیقهای آذربایجان ... ادامه پسرک نهایت 3-4 ساله است . موبور و خوشگل و دوست داشتنی . دست مادرش را می کشد و عروسک باربی را نشان می دهد و می گوید "اینو برام بخر" . مادرش می گوید : "بابا ! از مسافرت بیاد برات می خره " . پسر شانه بالا می اندازد و می گوید :"بابا ! میخوام چیکار ! اینو برام بخر ! شاید بابا هیچ وخت نیاد ! " .
اعتماد به نفسم را از دست داده ام . پدر سوخته ها همه شان ، اول و آخر ، سر و ته یک کرباسند .
عجب عالمیه این بچگی.
آقا یه فکری به حال این سیستم نظردهی بکن. کلی نوشتیم پرید.
آراز عزيزم. يك زماني (كه شايد هنوز هم ادامه داشته باشه) پدرهاي ما هم همين حرفو در مورد خودمون مي زدند.