جانم می‌رود دیدم که به چشم خویشتن من خود بازگشت به صفحه اصلی چریکه‌ی آراز
به یاد فریدون فروغی

سقف خونم طلای ناب
زیر پاهام حصیر سرد
تو دست من سیب گلاب
اما دلم پر زه درد
مثل درخت بیدکی
تکیه مو دادم به کسی
شدم درختی تو کویر
تنها و خشک
یک اسیر
اما یه روزگاری بود
پدر بزرگ مون می گفت:
بهشت همین دنیا ماست
عشق و صفاست
اما کجاست؟
مثل درخت بیدکی
تکیه مو دادم به کسی
شدم درختی تو کویر
تنها و خشک
یک اسیر
میخوام دیگه رها بشم
ساده و بی ریا بشم
زمین مو شخم بزنم
نه بد بشم نه
نه خوب بشم

درباره من آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند می‌شود. موج می‌زند. غرش می‌کند. پس می‌زند و به جلو می‌رود. آرام می‌گیرد و نرم می‌گردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمه‌ی شادی هست در ترانه‌های ماندگار عاشیق‌های آذربایجان ... ادامه
لینک‌دونی لینک‌دونی

صبح رسیده ام تهران . سفر خوبی بود . چند روز آخرش اذیت شدم . دلم برای خانه تنگ شده بود . حرف های زیادی هست برای نوشتن از یورو 2008 . بازی هلند و ایتالیا . نظم و تکنولوژی برتر آلمان! زیبایی های درسدن و پراگ و وین .دریاچه های سویس و مجارستان . ولی فعلن، فقط اینکه من برگشته ام . صبح که می خواستم سرکار بیایم به نظرم می رسید مردم به جای رانندگی به هم تجاوز می کنند و من خونسرد بدون اینکه بوق بزنم می ایستادم و حق تقدم رعایت می کردم .انگاری 2 هفته ای رانندگی ایرانی هم یادمان رفته است . عیبی ندارد . جو گیر شده ایم باز . زود بر می گردیم به اصل خودمان . قول می دهم .

یکشنبه، ۲۶ خردادماه ۱۳۸۷ . لینک ثابت

نظرات: (0 نظر)

ثبت نظر شما

 
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز در متن نظر استفاده کنید)