جانم می‌رود دیدم که به چشم خویشتن من خود بازگشت به صفحه اصلی چریکه‌ی آراز

دلم آزاد بودن و رها شدن می خواهد.حتا برای چند لحظه.چند لحظه که شناور باشم در هوا بدون هیچ دغدغه ای جز پرواز. دلک، بانجی جامپینگ توچال و پریدن از ارتفاع 40 متری می خواهد.

درباره من آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند می‌شود. موج می‌زند. غرش می‌کند. پس می‌زند و به جلو می‌رود. آرام می‌گیرد و نرم می‌گردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمه‌ی شادی هست در ترانه‌های ماندگار عاشیق‌های آذربایجان ... ادامه
لینک‌دونی لینک‌دونی
جدیدترین نوشته‌ها:
- آخرین برگ پاییز
- شب اساتید
- Brother
- Planet Of Apes
- زندگی دیجیتال
- Reiko Aylesworth @ LOST
- 24: Redemption
- گرگ هار
- کارناوال با لباس خانه
- تولد
آرشیو موضوعی:
- فوتبال (15 یادداشت)
- فیلم (31 یادداشت)
- موسیقی (1 یادداشت)
- مسافرت (5 یادداشت)
- نامه های من به پسرم (3 یادداشت)
- تئاتر (3 یادداشت)
- خاطرات (8 یادداشت)
- روز نوشت (46 یادداشت)
- شخصی (4 یادداشت)

خب . بالاخره این ویزای شنگن ما هم رسید . بلیت را گرفته بودیم و پاهایمان مانده بود در هوا ! ویزای همه آمده بود به غیر از ما !. حالا باید برویم و ببینیم که چه می شود . نقطه ی تاریک این برنامه فقط نبودن ماه بانو با من است . ضمنن در تعطیلاتی که ما نیستیم رفقایی که می روند امیردشت توی گلویشان گیر کند اگر یک "جای رضا خالی" نگویند . که ما اگر منظره ای ، چیزی دیدیم حتمن "جای رضا خالی" اش را خواهیم گفت .

جمعه، ۳ خردادماه ۱۳۸۷ . لینک ثابت

نظرات: (13 نظر)

آقا التماس دعا (: خوش بگذره

گفتی برگشتی ندا بده، ما هم می گیم چشم!

به هادی :
آقا ! محتاجیم به دعا (:

به بچه فنی :
درود بر تو ! لینکت رو دست نزده بودم . چون محتمل بود بازگشتت رفیق (:

سوغات یادت بره دعا می کنم که ... که ... که ... چی؟! کلا دعا می کنم! ماه بانو رو می بردی خیال ملتی راحت می شد! :) به جان پراگ!

نرفته جاي شما در اميردشت خالي، در بلاد كفر خوش بگذره كوچه لره

نوشته شده توسط محسن در یکشنبه، ۵ خردادماه ۱۳۸۷، ۷:۴۷ صبح

آقا در بلاد فرنگ به شما خوش بگذره .نشی حاجی واشنگتن!!!

حالا این دفعه رو تجدید نظر کن :) مجبورم به کاس شکایتت رو بکنم ها ... :) چشم دفعه بعد نوکی رو هم میفرستیم ولی مهندس شما هم نوکی تئاتر رو میفرستادی لااقل :))

به محسن :
باید متن رو ادیت کنم :
"جای محسن عزیز و رضا خالی "
(:

به علی سلی :
مرسی (:
به رضا :
دکی جان ! مخلصم (: اس ام اس این بود که شما اعلام امادگی کنین ، اگه بیلیت جور شد خبر میدیم (: و چون بیلیت جور نشد ، خبر ندادیم (:
دکتر ریاضی جدیدت ضعیف بود همیشه ها (: به هر حال ما خوشحال میشیم همیشه که ببینیمتون (:

رضا جان
سفر خوش بگذره حسابی.
اون‌دفعه که سوغاتی نیاوردی، امیدوارم این دفعه جبران کنی!

ایشالا اونقدر خوش بگذره که با دست پر از سوغاتی برگردی! :)

به همه : میرم ! ولی دلم اینجاست ! با همه ی شما (:

نوشته شده توسط آراز در دوشنبه، ۶ خردادماه ۱۳۸۷، ۰:۱۲ صبح

منم کلا موافقم! سوغاتی اش بیشتر! ::)

ثبت نظر شما

 
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز در متن نظر استفاده کنید)