جانم می‌رود دیدم که به چشم خویشتن من خود بازگشت به صفحه اصلی چریکه‌ی آراز


زندگی حکمت اوست،
زندگی دفتری از حادثه هاست،
چند برگی را تو ورق خواهی زد،
مابقی را قسمت،

درباره من آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند می‌شود. موج می‌زند. غرش می‌کند. پس می‌زند و به جلو می‌رود. آرام می‌گیرد و نرم می‌گردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمه‌ی شادی هست در ترانه‌های ماندگار عاشیق‌های آذربایجان ... ادامه
لینک‌دونی لینک‌دونی
جدیدترین نوشته‌ها:
- سه ماهگی
- دختر
- هرچه از من دورتر، بهتر
- دوست خوب
- ۱ ماهگی آیسا
- متولد ۹ مهر ماه ۹۰
- دختر پاییز من
- تابستان خود را چگونه گذراندید ؟
- سفرت به سلامت
- جان من ! نقاب رو بردار
آرشیو موضوعی:
- فوتبال (19 یادداشت)
- فیلم (53 یادداشت)
- موسیقی (2 یادداشت)
- مسافرت (6 یادداشت)
- نامه های من به پسرم (3 یادداشت)
- تئاتر (6 یادداشت)
- خاطرات (10 یادداشت)
- روز نوشت (159 یادداشت)
- شخصی (5 یادداشت)

از موسیقی بیشتر وقت ها فقط وقتی تنهای تنهایم لذت می برم .به همین خاطر شاید خیلی وقت است که فرصت گوش کردن نداشته ام . موسیقی هم برای من یعنی شهرام ناظری و بعضی از آلبوم های شجریان . اما شهر قصه هم چیز دیگری ست . می شود بارها و بارها گوش کرد و در تک تک جمله ها، بیژن مفید را دید که هی نشسته و هی سیگار دود می کند و سر آخر خودش هم دود می شود . امروز یک دفعه یاد "به یاد شهر قصه " افتادم . خیلی همین جوری . اقلن خدا کند که باران بیاید . هر چند که توی این شهر دردندشت و بزرگ ، ما شده ایم غریب گربه سیاهی که به دعاش باران نمی آد ،


قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه ی اشکال
ترانه یعنی حافظه ی خاطره های عاشقانه ی انسان
پری خوانی یعنی تعبیر عاشقانه ی یک عشق پنهان
سهراب یعنی نوشداروی بی انتهای تنهـایی انسان
شهر قصه یعنی باران یکریز خـــاطره به اولین نگاه در ترانه
سلام ، خداحافظ ! یعنی تو کجایی نازی عشق بی عاشق من


بعد از تحریر : ساعت 30/7 که از سر کارم آمدم بیرون ، دیدم آسمان بد جوری قر و قاتی ( قاطی!) شده است . سر راه کافه کالج با مهدی قرار داشتم . گفتم کاش از خدا یک بسته اسکناس می خواستم . گفت بگو واریز کند به حسابت ، وگرنه با سنگش می خورد وسط سرت .

سه شنبه، ۳۱ اردیبهشتماه ۱۳۸۷ . لینک ثابت

نظرات: (6 نظر)

ای بابا امروز روز همه چی فابریک شده!
از چپق و قلیون و فندک بگیر تا چوب سیگار همش پلاستیک شده!
هرجا می ری پلاسکو
هرجا می ری ملامین...
همین دیروز داشتم گوش می کردم!

سلام مهندس. می‌گم این عکس آلیانز آرنا تون رو ما هرچی کلیک می‌کنیم بزرگ نمی‌شه ها. یه پیشنهاد هم داشتم که واسه‌ی عکس هات هم اگه بتونی قابلیت کامنت گذاشتن رو ایجاد کنی. شاید ملت بخوان نظرشونو بگن (:
راستی من فرانک‌فورت رفتم ولی مونیخ نه. ):

کاملا موافقم! هم با نظرت در مورد موسیقی و ترانه و شهر قصه و هم در مورد بارون!

بابا مستجاب الدعوه:))

نوشته شده توسط pooyan در جمعه، ۳ خردادماه ۱۳۸۷، ۱۰:۵۷ صبح

به آدمیزاد :
بدجور دلم هوس ماه و پلنگش رو هم کرده . اگه متن ش رو داری یا جایی که بشه دانلودش کرد بی زحمت ندا بده (:
به رابرت :
مخلصیم (:
به هادی :
مشکلات تکنیکی داره حلش می کنیم . راجع به کامنتم اونجا شلوغ میشه ، میشه همینجا گذاشت . ضمن اینکه اصولن اصلن سخن عکس و سر خط رو برای منظور دیگه ساختم . الان برای اینکه خالی نباشه اون شده دفتر شعر و اون یکی آلبوم عکس . اونم به مرور ردیف میشه . با ما باشید با برنامه های تابستانی آراز((:
به انوشه :
منو دعوت کن رادیو . 4 کلمه حرف بزنیم (:
به پویان :
دکی ! دلم برات تنگ شده . یاد نوشابه های دو داگ برند ت افتادم (:

نوشته شده توسط آراز در جمعه، ۳ خردادماه ۱۳۸۷، ۱۱:۳۴ صبح

ثبت نظر شما

 
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز در متن نظر استفاده کنید)