جانم می‌رود دیدم که به چشم خویشتن من خود بازگشت به صفحه اصلی چریکه‌ی آراز


زندگی حکمت اوست،
زندگی دفتری از حادثه هاست،
چند برگی را تو ورق خواهی زد،
مابقی را قسمت،

درباره من آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند می‌شود. موج می‌زند. غرش می‌کند. پس می‌زند و به جلو می‌رود. آرام می‌گیرد و نرم می‌گردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمه‌ی شادی هست در ترانه‌های ماندگار عاشیق‌های آذربایجان ... ادامه
لینک‌دونی لینک‌دونی
جدیدترین نوشته‌ها:
- سه ماهگی
- دختر
- هرچه از من دورتر، بهتر
- دوست خوب
- ۱ ماهگی آیسا
- متولد ۹ مهر ماه ۹۰
- دختر پاییز من
- تابستان خود را چگونه گذراندید ؟
- سفرت به سلامت
- جان من ! نقاب رو بردار
آرشیو موضوعی:
- فوتبال (19 یادداشت)
- فیلم (53 یادداشت)
- موسیقی (2 یادداشت)
- مسافرت (6 یادداشت)
- نامه های من به پسرم (3 یادداشت)
- تئاتر (6 یادداشت)
- خاطرات (10 یادداشت)
- روز نوشت (159 یادداشت)
- شخصی (5 یادداشت)

چند وقتی هست که ننوشته ام یا لااقل عمومی نبوده است . اواخر پاییز گذشته بود که خواستم کمتر بنویسم و بعضی وقت ها هم فقط برای خودم بنویسم . بعد فکر کردم توی این شش سال که وبلاگ می نویسم چقدر آدرس عوض کرده ام من . یعنی هیچ وقت پایبند جایی نبوده ام . همیشه مثل یک کولی بقچه ام زیر بغلم بوده و آماده کوچ به جایی که "نو"تر و البته که نه لزومن به تر بوده است . بعد هم فکر کردم من که همیشه کم یا زیاد هستم و قصد هم دارم که باشم پس بنویسم در جایی که متعلق به خودم باشد و کلیدش هم دست خودم که اینقدر هی بالا و پایین نشود و چند سال بعد هم کلیدش را بدهم دست پسرم و بگویم این بود پدر فرهیخته ی تو و ببین چه کرده ایم و چه گفته ایم و چه دیده ایم و کجا ها می رفتیم ما و با چه کسانی گشته ایم ما . بعد یادم افتاد بلایی که به سر سایت قبلی ام آراز هزار بعلاوه ی یک دات کام آورده ام و بچه را بعد دو سال نوشتن رها کردم و همه چی اش سوخت و پرید و اکسپایر شد و الان هم آدرسش معلوم نیست دست کیست . بعدتر فکر کردم بی خیال تمام این فکر ها و خیالات بشوم و این یکی را که الان می بینید سفارش بدهم اسمش را هم بعد از هوخشتره و نوشته های بر سنگ گذاشتم :"چریکه ی آراز" . چریکه همان نوای عاشقانه است که روایت می شود و الان فقط در گویش کردی باقی مانده است مثل اینکه . ربطی به آراز هم که نماد آذری است ندارد و تنها ربطش ارادتی هست که من به چریکه ی تارا ی استاد بیضایی داشتم . خب بعد از همه ی این روده درازی ها، جریان قیف و قیر ایرانی اینجا هم بود . طراح بود من نبودم و من بودم و طراح نبود و هر دو بودیم و عید بود و سر شلوغ . قصه به اینجا رسید که الان روز یازدهم عید است و من تازه از مسافرت آمده و وبلاگ تازه به دنیا آمده و البته این بار "شما" . بدون تعارف بنویسم که نقش خواننده اینجا پر رنگ تر از تمام وبلاگ من خواهد بود . ننشینید که در اینجا تخته و بسته شود و بیایید و توی سر و کله ی خودتان بزنید که: آراز! چرا نمینویسی ؟. و بروید توی مسنجر کامنت خداحافظ آراز هزار و یک سر بدهید و اشک ما را در آورید . از همین اول دست یاری تان را توی چشم ما فرو کنید . به قول مکرر " مستمع صاحب سخن رو بر سر ذوق آورد " . پس لطفن بیایید و بخوانید و نظر بدهید تا باشیم با هم .

راستی عید سال 87ـتان مبارک (:

یکشنبه، ۱۱ فروردینماه ۱۳۸۷ . لینک ثابت

نظرات: (10 نظر)

مبارک باشه آراز خان!

سلام سال نو مبارک. وب لاگ نو هم مبارک:)

به سلامتی، بیت نو مبارک! اتفاقا همین دیروز بود که araz1001 را گوگل کردم تا ببینم دنیا دست کیه؟! دیدم دست پرشن تولزه!
عیدت هم مبارک و من فعلا برم تو سولاخ سمبه‌های وبلاگت بگردم ببینم چه خبره!
راستی قالبت هم خیلی سبک و جالبه!

سلام جناب مهندس (:
آقا تبریک می گم
شاد باشی

آراز عزيز
وبلاگ نومبارك
عيدت مبارك
ديگه چي مبارك؟
اينم از مستمع؛ ديگه چي ميخواي؟

خیلی خیلی خیلی مبارک باشه عزیزم.*

مرسی از همه ی شما (:

سلام ساده و روون و دلنشین و ..... مبارک باشه

به امیر عظمتی : خیلی ممنون (: و متشکر زیاد از زحمت هایی که کشیدی (:
به همه : خیلی خیلی ممنون (:

عمو آراز گل
مبارک باشه سایتت همینطور سال نوت. ایشالا همیشه شاد و سلامت در کنار ماه بانوی گلت بنویسی و بخندی و بخندونی.

ثبت نظر شما

 
(شما می‌توانید از تگ‌های HTML نیز در متن نظر استفاده کنید)