جانم می‌رود دیدم که به چشم خویشتن من خود بازگشت به صفحه اصلی چریکه‌ی آراز
درباره من آراز به زبان آذری یعنی شادی، شور، نشاط. یعنی رود ارس. رودخانه آراز تند می‌شود. موج می‌زند. غرش می‌کند. پس می‌زند و به جلو می‌رود. آرام می‌گیرد و نرم می‌گردد. آراز رود مرزی هست. مرز است و حد تعریف شدن است. آراز عشق و نغمه‌ی شادی هست در ترانه‌های ماندگار عاشیق‌های آذربایجان ... ادامه
- چریکه‌ی آراز؛ آرشیو ماهانه؛ آبان 1388

کیمیایی هر چه فیلم بسازد، خواهم دید. فیلم های کیمیایی برای من نماد کلنجار رفتن با نوستالژی هاست. نوستالژی های دیوانه! نوستالوژی های زمان هایی که بوده ام و زمان هایی که نبوده ام.خاطرات کافه هایی را که رفته ام ونرفته ام.دیالوگ هایی را که نگفته ام.رفاقت هایی را که نکرده ام.هرچه هست مرور خاطره هاست. چه کسی به جز کیمیایی می تواند چنین جمله ی شاهکاری در دهان هنرپیشه اش بگذارد که بگوید : تمام دروغ ها رو راست می گم ! و این برای تو بشود همه ی فیلم !


محاکمه در خیابان ویژگی منحصر به فردی دارد. دو تا از بهترین بازی ها بدون بیش و کم متعلق است به شقایق فراهانی -که من هیچ بازی به یاد ماندنی از او به یاد ندارم- و حامد بهداد که انگار دارد کم کم خودش می شود. پولاد کیمیایی همان است که همیشه هست. محمد رضا فروتن در نقش کوتاهش مثل خودش است. به غیر از کمی اغراق که انگاری به بازی اش اضافه شد. هنرپیشه ی پیر نقش پیشکار را عالی بازی می کند. یعنی همان لحظه ی کوتاه را زندگی می کند.


داستان، داستان دامادی است که روز عروسی اش، رفیقش خبر می دهد که عروسش قبلن با مرد دیگری بوده است و نرود بین این همه لجن و نامردی ! و پولاد کیمیایی چاقو به دست در خیابان دنبال شستن خودش است است که حرف عروسش را باور ندارد که گفته است که همه دروغ ها را راست گفته است!رد پای اصغر فرهادی به خصوص در پایان فیلم کاملن مشهود است. کدام فیلمش را نمی نویسم تا اگر خواستید ببینید، مزه اش نپرد! با اینکه فیلم های کیمیایی هیچ وقت اسکار نمی گیرند، ولی نمی دانم چه سری دارد که نقش هایش تا چند وقت در قلبت زندگی می کنند.حتا اگر بروز ندهی اش و نخواهی سینمایش را ! دست استاد درد نکند. آخر جمعه شب خوبی بود.


نظرات(3) . شنبه، ۳۰ آبانماه ۱۳۸۸ . لینک ثابت

کل جمعیت کره ی زمین در یک ساعت مشخص به مدت دو دقیقه و 17 ثانیه بی هوش می شوند! وقتی به هوش می آیند، یکی که مامور اف.بی.آی هم هست متوجه می شود که آنچه در بی هوشی به صورت کابوس و توهم مشاهده کرده اند، در حقیقت لحظاتی از 6 ماه آینده شان بوده است.


سریال بسیار خوبی است که فعلن تا اپیزود 8 سیزن 1 پخش شده است و بعد از مدت ها طعم 24 و LOST می دهد. اگر مثل من باشید که 30 تا سریال داشته باشید و هیچ کدامش برایتان سه گانه ی LOST و 24 و PRISON BREAK و البته ALIAS ه دوست داشتنی، نشده باشد، حتمن از FLASHFORWARD خوشتان خواهد آمد. فعلن که تا قسمت 5 دیده ام، حتا اینجا بر خلاف فرار از زندان یا لاست از همان قسمت اول بیننده را درگیر خودش می کند و خیلی با قدرت آغاز می شود. توصیه می کنم از همین اول دنبالش کنید. خیلی به درد این روزهای تکراری و بی عشقمان می خورد!


اگر قانع نشده اید یک نگاهی به عکس هنرپیشه هایش بیاندازید! مسلمن هم منظورم سرکارعلیه های خوش تیپش هستند! اگر باز هم قانع نشدید، من نمی توانم برایتان توصیه ای کنم! بهتر است بروید همان دلنوازان و شمس العماره ببینید !

نظرات(3) . سه شنبه، ۲۶ آبانماه ۱۳۸۸ . لینک ثابت


به اسم آخرین کار نیکلاس گیج- که هیچ وقت ازش خوشم نیامده است-، "زاندالی" را به دستمان دادند. همان یادگار شیرین دوران VHS و سینما پارادیزویی نوجوانی مان،

داستان زندگی زن زیبا و خوش اندامی که شوهری دارد و عاشق هم بوده اند و بسیار شیطنت های فانتزی هم داشته اند و حالا طبیعت مرد بهوت افسرده هی و زن یک پارچه شور و آتش! مرد درگیر فلسفه و کار است و از رسیدگی دسرت و درمان به حاج خانم غافل که دوست خوش تیپ قدیمی که همین نیکلای خودمان باشد از راه می رسد و نگاه و گناه و بقیه ی ماجرا که همه مان تا آخرش را خوانده ایم.
فیلم کاملن +هیجده ،است مربوط به سال 1991 و در IMDB هم نمره ی خیلی پایینی دارد ولی خب به جای آن موسیقی خیلی قشنگی دارد. قصه ی فیلم هم از ابتدا مشخص است و قابل حدس زدن. فیلم یک دیالوگ خیلی قابل بولد شدن دارد که چرا عجیب نیست که وقتی شنا بلد هستی مجبوری خودت را غرق کنی !
دلیل تعریفش هم یکی این بود که جای آخرین فیلم برادرزاده ی آقای کاپولا بهتان نیندازند این روزها و دیگر نوستالژی دوران 16 و 17 نوجوانی و شوگرلز و VHS و این ها بود. هم کلاسی ها حتمن یادشان هست که جاهایی از فیلم ها به علت تکرار و ریپلای مکرر کش آمده و نخ نما شده بود! خب! این دفعه با کیفیت DVD ببینید لامصب را!(:

نظرات(5) . سه شنبه، ۱۲ آبانماه ۱۳۸۸ . لینک ثابت